وکیلانه » » دختران مانتویی مسجد ما
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
دختران مانتویی مسجد ما
۷ام, مرداد ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۴۰]

 

# تازه نماز تمام شده بود. از سالن بیرون اومدم که پسربچه‌ پنج شش ساله‌ایی دستم رو گرفت کشید و با دست دیگ‌ش به سمت درب ورودی خواهران اشاره کرد. پیرزنی مومنه ایستاده بود. فهمیدم کارم داره. رفتم جلو و بعد از احوالپرسی گفتم :

ـ بفرما مادر جان در خدمتم.
. کار خاصی نداشتم حاج آقا. فقط خواستم تشکر کنم.
تشکر؟ تشکر واسه چی؟
کمی صداش رو آروم‌تر کرد و گفت
. برا همین دختر مانتویی‌ها دیگه
با شنیدن این کلمه حسابی تعجب کردم و گفتم:
دختر مانتویی‌ها؟!؟ جریان چیه؟
. آروم‌تر حاج‌آقا. الان فکر می‌کنن من اومدم اعتراض. اما نه بخدا فقط اومدم تشکر کنم. خیلی کار خوبی کردین که رفتین خوابگاه سخنرانی. خدا خیرت بده.
ـ مادر جون اصلا متوجه منظور شما نمی‌شم. خو درست توضیح بدین ببینم چی شده . من رفتم خوابگاه ؟ دختر مانتویی‌ها یعنی چی؟

که ناگهان گوشیم زنگ خورد . تا داشتم جواب تلفن رو می‌دادم پیرزن اشاره‌ایی کرد که دارن میان و خداحافظی کرد رفت. تعجب کرده بودم در حد لالیگا.  فوری شماره خواهرم رو گرفتم که ببینم جریان از چه قراره.  به محض اینکه اسم پیرزن رو آوردم اون هم اول فکر کرد که اومده اعتراض. اما وقتی گفتم برای تشکر اومده انگار نگرانی‌ش برطرف شد و جریان رو توضیح داد.

# جریان از این قراره که یک خوابگاه دانشجویی دخترانه سه طبقه به فاصله کمتر از ۳۰۰ متری مسجدمون وجود داره. خواهرم با چندتایی دیگه از دختران مسجد به علت همکلاس بودن گه گاهی به این خوابگاه رفت و آمد داشتن. ظاهراً ایام امتحانات تا دم غروب تو خوابگاه مشغول درس خوندن بودن که صدای اذان بلند میشه، طبق عادت پا می‌شن که بیان مسجد، از گروه هفت هشت نفری که داشتن درس می‌خوندن فقط سه نفر میان  و همین تعداد کم باعث میشه که فردای اون روز یک گفتگوی اساسی بین همون هفت هشت نفر جریان پیدا کنه.

# دخترای مسجد، علت نیامدن دیگران رو سوال می‌کنن. که اول با یه لبخند که یعنی “ول کن بابا” مواجه می‌شن. ولی وقتی پافشاری می‌کنن جواب می‌شنون که ما؟ با این شکل و شمایل؟ مانتو؟ مسجد؟ نماز جماعت؟
دختران مسجد جواب می‌دن که چه ربطی داره؟ خوب هر دینی یک عبادت‌گاه داره. مسیحی کلیسا می‌ره. مسلمان هم مسجد. مسجد عبادت‌گاه تمام مسلمان‌هاست. نه فقط چادری‌ها یا حزب اللهی‌ها یا هیاتی‌ها . شما به عنوان یک مسلمان لااقل هفته‌ایی یکبار رو که باید مسجد بیاین. و وقتی جواب می‌شنون که برخی از دخترها از آخرین باری که به مسجد رفتن ۱۰، ۱۲ سالی می‌گذره، بیشتر مصمم می‌شن که پای دختر مانتویی‌ها به مسجد باز بشه. و همینجور هم میشه  و خدا رو شکر با استقبال سایر نمازگزاران کم کم تعداد دختر مانتویی‌های مسجد زیاد میشه و اون پیرزن خیال کرده که این تاثیر سخنرانی من تو خوابگاه دختران بوده :)

# القصه. این اتفاق برای خود من خیلی جالب بود. درسته خدا رو شکر مساجد رونق خوبی دارن اما قرار نیست منحصراً برای یک قشر خاص، با یک طرز تفکر خاص  باشند. مسجد عبادتگاه همه مسلمانان هست. چجوریه که یک مسلمان نه هفته‌ایی یکبار، نه ماهی یک‌بار، حتی سالی یک‌بار هم پاش به مسجد باز نشه؟
بحث من فقط مربوط به اونهایی که نماز می‌خونن نیست. بلکه عقلاً هر کسی به صرف مسلمان بودن، لااقل ماهی یکبار رو که باید به مسجد سر بزنه، نمازی بخونه، قرآنی تلاوت کنه. در همین حد.
قبول دارم بحث کمبود‌های مادی و معنوی مساجد بخصوص در بخش بانوان رو. اما این دلیل نمیشه که مثلاً دختر یا پسر بیست و چند ساله، لااقل ماهی یک بار رو به مسجد نره.
حالا که از چند  روز دیگه، ماه رمضان یا همون بهار مساجد شروع میشه، خواستم از همین‌جا دعوت کنم از دوستانی که تا حالا عبادت‌گاه مسلمانان نرفتن یک امتحانی بکنن.

و از دوستانی هم که اهل مسجد هستن درخواست کنم خیلی جدی، از بین رفقایی که داریم و اطلاع داریم اهل مسجد نیستن، چندتایی رو انتخاب کنیم و پاشون رو به مسجد باز کنیم و باور داشته باشیم در صرف همین رفت و آمد به عبادت‌گاه، تاثیرات مهمی وجود داره. بقاع متبرکه و امام‌زاده‌ها خیلی خوب هستن اما هیچ‌کدوم جای مسجد رو نمی‌گیره.

اوه اوه؛ بعد از مدت‌ها کوتاه نوشتن، چقدر طولانی شد این پست. عفواً



۴۰ دیدگاه برای “دختران مانتویی مسجد ما”

  1. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    خدا خیرتون بده.
    و همین قصه است در مسجدهای دانشگاه ها.
    خیلی خوش می گذرد وقتی جمعی دوستانه با نظرهای متفاوت راهی مسجد می شویم.
    بعد از چند بار همراهی دیگر مسجد رفتن بعضی ها هم با عشق می شود.
    روزی یکی از همین دوستان رو دیدم که دقایقی قبل از اذان اومده بود و قرآن می خوند.کنارش که نشستم می گفت:چه قدر انتظار برای اذان شیرینه.
    یا حق

    [پاسخ]

  2. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    پست جالبی بود . کلی خاطرات کل کل کردن با پیرزن ها و پیر مردهای مسجدی رو برای بردن بچه ها به مسجد برایم زنده کرد.

    [پاسخ]

  3. عشقستان اسماعیل گفت:

    البته جای یه خواهش از آقایان متولیان مسجد هم خالیه تو پست شما
    اینکه نماز ها رو اونقدر طول ندن که….مامان من چند وقت پیش از سر کار میره مسجد محل کارش نماز اونقدر طول میکشه که چون خسته بوده توی سجده خوابش میبره هم وضوش می پره هم نمازش:)

    [پاسخ]

  4. عبدالله گفت:

    یا وارث
    هیچ داری از دل مهدی(عج) خبر
    گریه های هرشبش را تا سحر
    او که ارباب تمام عالم است
    من بمیرم سر به زانوی غم است

    آقا جان
    دوباره غروب جمعه از راه رسید
    دوباره نشسته ام تا سهمم را از این غیبت بشمرم
    مولای من
    جوانی ام رفت و یار را ندیدم
    یا حق

    [پاسخ]

  5. سلام
    عصر جمعه شما بخیر

    به شما و خواهرتون و سایر اهالی مسجد تبریک می گم که باعث خیر شدن

    من دلم حسابی برای مسجد باصفای نزدیک خونه مون تنگ شده…برای عملیات احداث اتوبان تخریبش کردن و هر چند الان در دست ساخته ولی به ماه مبارک امسال وصال نمیده

    یه جورایی داغ دلم رو تازه کردید جناب صفا

    واقعا میگم که مسجد خوب نعمتیه برای خودش:)

    [پاسخ]

  6. چـــــــــــــــــــه حسن تصادفی:)
    ===
    نیایش چهل و چهارم

    .دعاى آن حضرت است هنگامى که ماه رمضان فرا مى‏رسید.

    حمد و سپاس خداوندى را که ما را به حمد و سپاس خویش راه نمودو از جمله حامدان خود قرار داد،تا از شکرگزاران احسان او باشیم.و مارا در برابر حمد و سپاس خویش پاداش داد،آن سان که نیکوکاران راپاداش دهد.

    حمد و سپاس خداوندى را که دین خود به ما ارزانى فرمود و ما را به‏آیین خویش اختصاص داد و به راههاى احسان خود در آورد،تا به مدداحسانش در طریق خشنودى‏اش گام برداریم.حمد و سپاسى که شایان‏قبولش افتد و بدان از ما خشنود گردد.

    [پاسخ]

  7. عبدالله گفت:

    یا وارث
    مختارنامه هم تمام شد
    آخرش با تزویر
    شاید آخر قیام آخرالزمانی ها هم…
    یا حق

    [پاسخ]

  8. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    ممنون از پست زیباتون..
    منم یاد دانشکده هنر و معماری افتادم که همکلاسی هام با ظاهر متفاوت و هر کدوم یه شکل وقت نماز میرفتن نمازخونه دانشکده و یه کم مقنعه هاشون رو میکشیدن جلو، یا از چادر نمازهای نمازخونه استفاده میکردن و چه نمازهای قشنگی میخوندن..
    هییییییییی مسجد.. مسجد..
    چقدر از این جمله تون خوشم اومد: بحث من فقط مربوط به اونهایی که نماز می‌خونن نیست. بلکه عقلاً هر کسی به صرف مسلمان بودن، لااقل ماهی یکبار رو که باید به مسجد سر بزنه، نمازی بخونه، قرآنی تلاوت کنه. در همین حد.
    ممنون

    [پاسخ]

  9. افق گفت:

    چقدر مختارنامه امشب دردناک بود..
    تمام لحظه های نبرد مختار یاد ارباب در ذهنم بود.. اگر میشد صحنه های نبرد اباعبدالله را هم به تصویر کشید، زنده میماندیم؟ اگر بودیم و میدیدم چه؟

    [پاسخ]

  10. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    نزدیک مهمانی خدا که می شویم یکی از لذت بخش ترین اتفاقات غبارروبی خانه های خداست.
    خانه ی حق که غباری ندارد می روم تا غبار دلم را پاک کنم.
    می روم تا یادم بیاید که خانه ی دوست را شکوهی دیگر است.
    می روم تا دلی سیر محراب را نگاه کنم.
    می روم تا با جابه جا کردن هر کتاب الله غفلت هایم را گوشزد کنم.
    هوای مسجد عطر گلاب می گیرد و هوای دلم عطر نام تو ای محبوب من.
    یا حق

    [پاسخ]

  11. ن.خ گفت:

    دلم هر جمعه در تاب و تب است
    عاشقانه بی قرار دلبر است
    گفتم جمعه شود پایان غمم
    جمعه رفت و باز چشمم به راه است . . .

    [پاسخ]

  12. عبدالله گفت:

    یا وارث
    با اجازه
    عطف به روزنوشت
    لطفا آیات ۳۲ تا ۳۷ سوره ی زخرف را مطالعه کنید.
    ننوشتم که بفرمایید قرآن عزیز را باز کنید. :D
    یا حق

    [پاسخ]

  13. عبدالله گفت:

    یا وارث
    وقتی مختار شروع به سخن گفتن کرد
    وقتی خود را بی تقصیر ندید
    وقتی عدالت را هولناک ترین عمل ها خواند
    وقتی لغزش و لغزش را دید
    یادم افتاد
    خطبه های نماز جمعه ی هشتاد و اشک رهبرم را.
    یا حق

    [پاسخ]

  14. هاشمی گفت:

    سلام جناب امیر علی
    البته این قدم اوله و شما باید این جماعت و ملتفت کنین اگه به دین مبین اعتقاد دارن باید همه شو قبول داشنه باشن و یک دلیل از هزار دلیل این حرف که البت شما از من بهتر واردی به این قضایا آیه ۸۵سوره مبارکه بقره(انتهای آیه اون جا که میفرماد افتومنون ببعض…)است و اگرم ندارن که دیگه مسجد اومدنشون چیه؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۸:

    مسالهٌ یا شیخ!
    مانتویی مساوی است با بی‌حجاب؟
    اگر چادر رو ضروری لاینفک اصول دین هم حساب کنیم که نیست؛ عدم اعتقاد به اون مشمول “نومن ببعض و نکفر ببعض” میشه نه عدم انجام اون!
    اینها به کنار، مگر از ورود مردان و زنان علیه رحمه‌ایی که در مسجد گناه کبیره غیبت رو انجام می‌دن جلوگیری میشه که حالا کسی رو به خاطر عدم چادر، ممنوع الورود کنیم؟
    مگر هر کسی رو که می‌دونه دروغ حرامه، ولی چپ و راست دروغ میگه، ممنوع الورود به مسجد می‌کنیم؟‌
    فرمود :” همانا نماز شما را از هر زشتی و بدی دور می‌کند” و فرمود ” اقامه نماز اولین نشانه حکومت صالحان است”! حالا هی به در و دیوار بکوبیم که چرا جرم و جنایت زیاد شده

    [پاسخ]

    هاشمی پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۲:

    هو
    ۱-نمیدونم چرا ما این طوریم ؟ هر چیزی که یه ذره بوی انتقاد بده بهمون بر میخوره؟!
    ۲-عزیزم من به شما عرض کردم “این قدم اوله” و این یعنی اینکه دست شما درد نکنه که تا اینجا آوردینشون و به عقل ناقصم یه پیشنهاد دادم که بعد از این چی کار کنین.
    و هرگز منظورم این نبود که بندازینشون بیرون.
    ۳-من منکر گناه خیلی از مسجدی ها(که یکیشم خودمم) نیستم و میگم اونا رو هم باید اصلاح کرد.
    ۴-قبول دارم من بلافاصله از مانتویی بی حجاب برداشت کردم که تذکر شما بسیار به جا بود.
    ۵-بنده خودم مثل شما طلبه ام و ایضا مثل شما دانشجو(و البته به هیچ کدومش افتخار نمیکنم)و فرق بین عمل و اعتقاد و میدونم و میدونم که این یه بحث تخصصی و البته با نظرات متضاده که آیا ایمان فقط برابر با اعتقاده یا اعتقاد به علاوه عمل رو ایمان میگن که من در احادیث دیده ام آنچه موید معنای دوم است را و ایضا آنچه موید معنای اول است را که علم رجال و اصول باید که جمع کنند میان آنها و نظر نهایی را دهند.پس اجازه بدهید پاراگراف دومتان را به این سادگی نپذیرم.
    ۶-ناراحت شدم؛نه ازاینکه جوابم دادین بلکه از لحن تند نوشته تون.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۹:

    متاسفانه یکی از خصوصیات ذاتی نوشتار اینه که نمی‌تونه حس و لحن رو منتقل کنه و اینه که شما و برخی دوستان دیگه که باهاشون بحث میشه (شایدم به درستی البته) از بحث من برداشت تندی می‌کنن اما من اصلا چنین لحنی نداشتم و یه بحث ساده بود که شاید اگر یکی دو جاش علامت اینجوری { :) } گذاشته می‌شد شما بهتر متوجه لحن می‌شدین. به هر حال عذر می‌خوام اگر منظورم رو بد رسوندم
    اما نکته اساسی گیر بنده اینجا بود که شما گفتین “مسجد اومدنشون به چیه؟” و این دقیقا همون تفکری بود که من در این پست خواستم نقدش کنم.
    به نظر شما کارکرد مسجد چیه؟ صرفاً تقویت و آموزش و بالابردن سطح دین‌داری یا نه در مرحله‌ی اول عبادت‌گاه؟!؟
    به نظرم قدم اول اینه که مسجد به عنوان “عبادت‌گاه” هر فردی که صرفا شهادتین رو میگه جا بیفته و بعد مسائل دیگه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹:

    سلام
    من شخصا شهادت میدم که آقای صفا اگر هم بخوان نمی تونن تندی کنن:)

    در این حدود یک سالی که به اینجا سر میزنم هرگز تندی ندیدم از ایشون حتی در مقابل توهین ها:)

    [پاسخ]

    هاشمی پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۴۳:

    سلام
    ۱-شما که مدت زیادی نمی تونی بیای اینجا چون از اسمت پیداست به زودی میپری (حالا که بحث پریدن شد اونجا بیزحمت سلام من و به حضرت میثم تمار (ع) و ایضا حضرت ابوذر(ع) برسون)
    ۲-من بیشتر از یه ساله میام اینجا
    ۳-تندی که لازمه ایشون باید بتونن تندی کنن.مثلا برابر سران صهیونیست و جوجه هاشون سران فتنه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۱۲:

    سلام
    این که گفتید ینی قراره من شهید بشم؟
    به به! ممنون از حسن نظرتون:)

    اما نهایتش بتونم به دایی شهیدم سلام برسونم..تازه اونم به خاطر اینکه به خاطر بستگی فامیلی هوامو دارن احتمالا

    انشالله خودتون با همین شهدایی که فرمودید محشور بشید و در محضرشون تلمذ کنید:)

    در مورد تندی هم تا زمانی که مجهز به سلاح ایمان و عقیده ایم و تا وقتی اهل تحصیل علم و آگاهی هستیم، تندی آخرین چیزیه که در برخورد با متوهمین به کارمون میاد

    [پاسخ]

    هاشمی پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۷:

    اگه واقعا رهرو باشی که حتما شهیدی برادر(شایدم خواهر)
    حالا شما اونجا یه آدرس بگیر شاید پیداشون کردین ما هم بعدا میایم

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۲۴:

    این رهروی بیشتر برای مدد از شهداست برای زندگی در این دنیایی که در آن راه طولانی و پر خطر است:)

    من کلا جهت یابی م خرابه

    این مسئولیت رو باید بسپریم به برادر بزرگوارم آقای صفا:)

    [پاسخ]

    هاشمی پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۳۵:

    یا علی(جل و علی) ثم یا علی(علیه السلام)
    ۱-ما هر چی باشیم و هر قدرم که به هم بتازیم(اگر بر فرض محال تاختنی در کار باشه)بازم برادریم و همه یک هدف داریم و اون بر افراشتن پرچم علی (ع)ولی الله بر بام عالمه.
    این و گفتم که شاهدان احتمالی این بحث بدونن که کار ما “مخاصمه” نیست بلکه “بحث” است برای یافتن و اصلاح عقاید.
    ۲-من در باره اینکه مسجد در وهله اول چیه مدتها مطالعه و تفکر کردم که اینجا مکان ومجالش نیست که بیان شود و اجمالا بگم که مسجد به نظر من و به شدت به نظر من اولین ومهم ترین کار کردش کار کرد اجتماعی اونه به عنوان قلب تپنده اجتماع مسلمین.
    ۳-هر کار کردم که این کامنتو توی قسمت”پاسخ”بذارم نشد که نشد لذا اومد اینجا طفلی.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۵۳:

    ممکنه الان مساجد رونق داشته باشن و نسبت به قبل بسیار بهتر شده باشه، اما وضعیت حضور در مساجد تقسیم بر جمعیت به هیچ عنوان مطلوب نیست.
    اینقدری که وقت و هزینه صرف کار روی کسانی که به مسجد میان میشه، یک دهم‌ش هم صرف جذب به مسجد نمیشه.
    کدام فیلم؛ کدام سریال؛ کدام رمان؛ تولید شده جهت ترویج حضور در مسجد؟ در چه بخشی از نظام آموزشی ۱۴ ساله، دانش‌آموز تشویق میشه برای حضور در مسجد؟
    حالا اینها که کار دولته، اما چند درصد خانواده‌ها یک‌دهم جدیتی که در فرستادن بچه‌هاشون در تابستان به کلاس‌های آموزشی و استخر و زبان آموزی دارن رو در خصوص فرستادن فرزندان‌شون به مساجد دارن؟
    قران خانواده انسان رو تعبیر به زینت می‌کنه و در جایی دیگه می‌فرماید که زینت‌های خودتون رو با خودتون به مسجد ببرید. چند درصد مسجدی‌ها به فکر بردن کودکان و نوجوانان خانواد‌شون به مسجد هستن؟

    [پاسخ]

    فطرس ملک پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۱۳:

    ببخشید جناب صفا وارد بحث شدم
    دقیقا همینه که می فرمائید
    ما بیش از دوساله که داریم کار می کنیم که کودکان و نوجوانان رو به مسجد و حضور در نماز جماعت علاقمند کنیم و تا حدودی هم موفق شدیم
    ولی متاسفانه همین دختران کوچیک که تازه به سن تکلیف رسیدند و علاقه شدید دارند که در مسجد حضور پیدا کنند و خودشونو به عنوان یک فردی که بزرگ شده و داخل جمعیت می تونه نماز بخونه میدونن ولی خانواده هاشون یا به مسجد نمی آیند و یا به زور بچه ها می آیند و کلی هم سر ما غر می زنند که مارو از کارو زندگی انداختین ، که تو مسجد چیکار می کنین که این بچه ها یک ساعت به اذان مانده حاضر میشن و چادر سر میکنن تا بیان مسجد
    فکر می کنم باید یک کلاس برای خانواده ها بگذاریم و اونا رو تو این زمینه روشن کنیم البته بارها برای مادران جلسه گذاشتیم و مسائل اجتماعی و تاثیر رسانه ها و ماهواره ها رو روی خودشون بهشون گوشزد کردیم ولی کو گوش شنوا….

    [پاسخ]

    هاشمی پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۳:

    هو یا علی(ع) مدد
    من با نظرتون به توان دو موافقم

    [پاسخ]

    هاشمی پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۴:

    البته منظورم نظر آقای”آینده از آن حزب الله”!!!!بود

    [پاسخ]

  15. عبدالله گفت:

    یا وارث
    صف نماز جماعت از شزق تا غرب
    به امامت مولانا صاحب العصر والزمان

    دلم خواست.
    خدایا امام ما را برسان.
    یا حق

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۴:

    دل ما هم خواست
    از شرق تا غرب عالم

    اللهم ارزقنا

    [پاسخ]

  16. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا
    بعد از دو هفته تعطیلات تابستانی خدمت رسیدم
    چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود

    پستتون توی این روزا خیلی بجا بود
    با نزدیک شدن ماه مبارک خواهی نخواهی مساجد رنگ بوی خاص خودش رو میگرن ولی ای کاش در تمام ماههای سال مسجد رونق خودش رو داشته باشه
    خدارو شکر یکی دوسالیه که بنده حقیر و چندتا از دوستان مسجدی فضایی رو در مسجد بوجود آوردیم که هر روز بر تعداد جوانان و نوجوانان و حتی کودکان در مسجد افزوده میشه

    [پاسخ]

  17. حسين گفت:

    ماجرای زیبایی بود و خواندنی …
    در ضمن لینک عکس مربوطه بنده را با سایت بسیار خوبی آشنا کرد (عکاسی)
    بسیار ممنون.
    موفق باشید.
    یاعلی(ع)

    [پاسخ]

  18. فطرس ملک گفت:

    ***جهاد با نفس وسائل الشیعه***

    باب حقوق واجب و مستحبّی که قیام به آنها سزاوار است

    ادامه حدیث ۱۹ از امام سجاد (ع)
    و حقّ طرفی که ادّعایی بر او داری این است که اگر در ادّعایت حق با تو باشد در گفتگو با وی آرامش را رعایت کن و حقّ او را انکار مکن و اگر در ادّعایت بر حقّ نیستی، از خدای عزّ وجلّ بترس و به سوی او توبه کن و دعوا را ترک کن.
    سخن امام (ع) ادامه دارد که انشاء الله در روزهای آتی ادامه آن را در سایت قرار می دهم….

    [پاسخ]

  19. فطرس ملک گفت:

    **** مصباح الهدی ***

    *** رزق***

    اگر غلام خانه زادی پس از سالها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزیِ خدا را خوردن جا ندارد برای روزیِ فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
    گزیده ای از سخنان مرحوم حاج اسماعیل دولابی در مجالس وعظ

    [پاسخ]

  20. سلام همسنگر

    باافتخار لینک شدید

    [پاسخ]

  21. ادامه نیایش ۴۴
    حمد و سپاس خداوندى را که یکى از آن راهها که در برابر ماگشوده،ماه خود،ماه رمضان است،ماه صیام و ماه اسلام،ماه پاکیزگى ازآلودگیها،ماه رهایى از گناهان،ماه نماز،ماهى که در آن قرآن نازل شده،قرآنى که راهنماى مردم است و نشانه آشکار هدایت است و تمیز دهنده‏حق از باطل است.

    پس به حرمت بى‏شمار و فضیلت بسیارى که بدین ماه ارزانى‏داشت،برترى آن را بر دیگر ماهها آشکار ساخت.براى بزرگداشت‏آن،هر چیز را که در دیگر ماهها حلال داشته بود،در این ماه حرام کرد.

    گرامیداشت آن را هر خوردنى و آشامیدنى ممنوع داشت و براى آن‏زمانى معین قرار داد،آن سان که اجازت ندهد روزه آن پیشتر ادا گردد ونپذیرد که به تأخیر افتد.

    [پاسخ]

  22. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    وقت بخیر

    [پاسخ]

  23. سیاح گفت:

    سلام.
    انقلاب، گشایش افق تاریخی، نگاه ویژه شماره دوم مجله سوره در دوره جدید است.
    اندیشه ای نو در قالب تامل، غرب، ایران و اسلام در مجله سوره اندیشه.
    با رصد وبگاه این نشریه و نظرهای خود با ما همراه باشید.
    با مطالعه
    *عالمی دیگرآدمی دیگر – نکاتی درباره سبک زندگی در جهان کنونی
    *چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما – درنگی در مسئله های روزمره
    *آمریکای برهنه – آمریکایی ها چگونه زندگی می کنند
    *انقلاب دینی و انسان غربی
    *خاطرات یک شبه انقلابی – مروری کوتاه بر گونه های سبک زندگی در دوران جنگ نرم
    *انقلاب در درآمد – مروری اجمالی بر سبک های مختلف کسب درآمد در نسبت با انقلاب اسلامی
    *مفاهیم مجعول – تأملی در ترکیب«سبک زندگی انقلابی»
    *زندگی بر دهانه ی آتشفشان – مختصات زندگی انسان انقلاب اسلامی
    با سرویس سبک زندگی این شماره هم‌گام شوید.
    sooreandishe.bloghaa.com

    [پاسخ]

  24. سربازةٌ گفت:

    سلام علیکم.
    با نظر شما موافقم. اینکه باید پاشون به مسجد باز بشه. حالا این هم که مسجد جای مانتویی ها نیست، این درست نیست. درسته که مسجد یک فضای معنوی داره و باید با بهترین ها _که در حجاب برای زن همون چادر هست_ عجین بشه اما برای شروع خوب هست. بعد ها به لطف خدا وبا شعوری که خودشون داشتن وپیدا می کنن این مشکل هم حل میشه.
    بحثر سر حضور افرادی هست که هیچ عنادی هم ندارن!
    قبول دارم نظرتون رو.

    [پاسخ]

  25. علی گفت:

    سلام.کدام مسجد می روید؟

    [پاسخ]

  26. […] را خدا نگه داشت ! (پارسال ۴خرداد برای دزفول نوشتم) • دختران مانتویی مسجد ما • غواص ها بوی نعنا می دهند ! یا؛ اروند از تحریم ها […]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: