وکیلانه » » روشنگری یا اشاعه فحشا و تجاوز به حریم شخصی ؟!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
روشنگری یا اشاعه فحشا و تجاوز به حریم شخصی ؟!
۶ام, تیر ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۴۰]

# در درستی چیزی که می‌خواهم نگارش کنم، تردید ندارم و مدت‌هاست که فکر نوشتن در مورد این موضوع، یکی از دغدغه‌های ذهنم شده بود، اما صبر کردم تا موقعیت مناسبی پیش بیاید؛ چون به نظرم گاهی یک موضوع فی‌نفسه حق است اما بیان آن در شرایط خاصی، ناحق می‌شود.
موضوع این است : به خوبی دریافته‌ایم که نقادی دقیق و صریح و حتی گاهی هم مچ‌گیری، عاملی است لازم برای پیشرفت جامعه، اما متاسفانه چیزی را که یا بلد نیستیم و یا به شدت بدآموخته‌ایمش، روش نقد است! اگر نقد را در راستای امر به معروف و نهی از منکر بدانیم، باید هم شرایط این فریضه (مثل عدم ایجاد مفسده) را رعایت کنیم و هم مراتب آن را. قبلا در مورد تفاوت‌های نق با انتقاد اینجا (+) چیزی نوشتم، اما الان منظورم مشخصاً روی یک مورد خاص است.

# می‌خواهند نسبت به وضع حجاب جامعه تذکر بدهند، برمی‌دارند یک مشت عکس از بدحجاب‌ها می گیرند و با تیتری آنچنانی در سایبر منتشر می‌کنند که وااسلاما؛ واانقلابا؛ واگشت‌ ارشادا؛ در همان دقایق اول، می‌شود پربازدیدترین مطلب سایت، و در اسرع وقت در سایر سایت‌های وابسته یکی یکی بازنشر می‌شود و یکی دو روز بعد همین عکس‌ها سر از سایت‌های پورنو درمی‌آورد! نیاز است توضیح بدهم دیگر جزئیات مفاسد اینگونه عکس‌ها را؟
از آن بدتر، طبیعتاً اکثر این عکس‌ها به صورت مخفی تهیه شده و با اندکی تار کردن و بعضاً حتی بدون همان اندکی تار‌کردن، روی نت پخش می‌شود و افسوس که یک نفر نیست، گوش این آقایان را بگیرد که چرا به حریم شخصی افراد تجاوز می‌کنید؟! جالب اینجاست که دلیل می‌آوردند کدام حریم شخصی؟، اینها که در خیابان و انظار عمومی بوده. مسالهُ! اجازه هست از خانواده‌ی خودتان که در خیابان تردد می‌کنند هم عکس تهیه شود و روی نت قرار بگیرد؟

# آری اینچنین است وضعیت نقادهای ما، می‌خواهند ابرو را درست کنند، می‌زنند چشم را هم کور می‌کنند. البته این فقط مخصوص به این عکس‌ها نیست، بلکه دایره‌ی وسیعی را شامل می‌شود، مثلا گاهی اسمی از فردی برده می‌شود و فعلی به اون نسبت داده می‌شود در حالی که هیچ اطمینان قاطعی وجود ندارد که آن عمل از چنبن فردی صادر شده باشد؛ یا چه نیازی است مطلبی که در مورد هاشمی می‌نویسی حتما مزین به عکس‌ آن دختران باشد که هاشمی ۲۰۰۷ را حمل می‌کنند؟ یا آیا لازم است برای نقد یک قضیه که اتفاق افتاده به تمامی جزئیات آن پرداخت؟
به هر حال به نظرم باید کمی بیشتر به این مسائل توجه کنیم تا اگر کاری از پیش نمی‌بریم لااقل گل به خودی هم نزنیم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باز آخر ماه شد و کمبود پهنای باند، امیدوارم سایت داون نشه، اما اگر شد طبیعتاً تا پنجشنبه که اول ماه هست و خود به خود شارژ میشه، ادامه خواهد داشت.



۴۰ دیدگاه برای “روشنگری یا اشاعه فحشا و تجاوز به حریم شخصی ؟!”

  1. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام

    بحث مهمی را شروع کردید. امروز صبح … در دانشکده …. بحث سر دختری بود که مدتی پیش در دانشگاه فردوسی دچار مشکل شد
    کارمندان دانشگاه چه حرفها که پشت سر این بنده خدا نمی زدند
    من فقط یک سوال از آنها پرسیدم: آیا باور دارید که به زودی قرار است بمیرید و بابت تمام این کلمات که می گویید حساب پس بدهید؟؟؟؟؟؟؟/
    آن دختر یکی از دوستان ماست و به وضوح می دیدم که تمام آنچه در مورد او و خانواده اش می گویند تهمتی بیش نیست
    اقترب للناس حسابهم و هم فی غفلت معرضون

    [پاسخ]

  2. افق گفت:

    سلام
    وقت بخیر
    خدا قوت
    همیشه از این نوع امر به معروف ها و نهی از منکرها شاکی بودم.. و زمانی بیشتر شاکی شدم که چندباری به پر خودم هم گرفت …
    ممنو از این نوع نگاه شما..

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۱:

    حدود ۱۰ روزی میشه که خیلی کم خونه هستم و برای کاری، اکثراً بیرونم. دیشب یه جایی بودم حدود ۴ صبح یه خورده توجه بیشتر کردم به صحبت‌ها، تا یه نفر شروع می‌کرد به حرف می‌دیدم غیبته، می‌گفتم نگو، قبول می‌کرد، بعد از چند دقیقه یکی یه حرف دیگه رو شروع می‌کرد، باز می‌دیدم غیبته، باز گفتم نگو و خلاصه تقریباً دیدم اکثر صحبت‌هایی که خیلی عادی هم هست، غیبته؛ اما بدون استثناء دلیل براش تراشیده میشد که خودش راضی هست، ما از این حرفا نداریم، می‌خوایم تصمیم گیری کنیم و باید این حرفها گفته بشه و ….
    نه اینکه من خودم اهل غیبت نباشم و یا اون جلسه، یه جلسه‌ی خاصی بوده باشه ها، معمولی بود و فقط یه خورده توجه‌م رو بیشتر کردم،
    آخرش به یکی از دوستان می‌گفتم بیایید فکر کنیم آخرین باری که حرفی را قورت دادیم و نگفتیم فقط به این دلیل که شاید غیبت باشد؛ کی بوده؟!

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۶:

    تو خونه ی ما از اول رجب قرار بر این گذاشته شده که غیبت نشه و هر کی هر حرفی زد که بوی غیبت داشت بقیه تذکر بدن
    اتفاقای جالبی داره میافته
    مثلا چند روز پیش یکی پرسید فلانی فلان چیز خریده
    دیگری جواب داد بله
    اون اولی لب ور چید
    و پاسخ شنید قرار شد غیبت نکنید
    رو به من کرد و گفت : سوال غیبته؟
    گفتم سوال نه ولی حرکت لبت آره

    مراقبت واقعا سخته

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۳:

    :)

    [پاسخ]

  3. عشقستان اسماعیل گفت:

    ببخشید این تا پنجشنبه یعنی چی؟
    یعنی فردا روضه نیست؟
    از دست ما کاری بر نمیاد الان؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۴:

    اول فقط ۲ گیگ بود برای هر ماه و من هی افزایش دادم تا شد ۷ گیگ برای هر ماه؛ حالا از اون ۷ گیگ چیزی حدود ۳۰۰ مگ فقط باقی مونده، نمی‌دونم دوام میاره یا نه، به علت بالا بودن بسیار زیاد هزینه، اصلاً صرف نمیکنه برای دو سه روز دوباره بخوایم شارژ کنیم. ایشالا که مشکلی پیش نیاد

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۰:

    ان شاء الله که مشکلی پیش نمیاد
    و همه ما ممنونیم از تلاش شما برای سر پا موندن سایت

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۱:

    سلام رهرو جان
    نگو سایت بگو حسینیه
    وگرنه کلاس هم هیچ فایده ای به حالت نخواهد داشت ها
    از ما گفتن بود

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۷:

    سلام
    عمدی بود در گفتن سایت
    شما بخوانید حسینیه

    بگذریم…..

    من باهوشم و کلاس به هر حال فایده هایی داره/ بعله :mrgreen: :mrgreen:

    [پاسخ]

  4. سلام
    سوال من اینه که آیا واقعا انتشار این عکس ها کمکی هم می کنه؟ آیا باعث نمیشه که قبح عمل زشت بدحجابی شکسته بشه؟ آیا اگر مثلا عکسهایی بذارن از خانومهای محجبه( فارغ از اشتباه بودن کار) باز هم این همه بیننده خواهد داشت؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۵:

    همینو بگو :)

    [پاسخ]

  5. منتظر ظهور یا شهادت گفت:

    آقای صفا !

    گشت ارشاد به اندازه کافی مخالف داره ، مخالفت ما بیشتر حس بی اشکال بودن بی حجابی را در بین بدحجابان تداعی می کند .

    آیا بهتر نیست اگر حمایت نمی کنیم حداقل در این مورد منفعل باشیم ؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۵:

    سلام
    با کمال احترام حرف شما رو قبول ندارم

    انفعال منی که حجاب رو با عقیده و البته علاقه انتخاب کردم در برابر رفتار غلط درباره حجاب یعنی این عقیده و علقه فقط در ظاعر عست و قوی نیست
    اگر کسی حق اعتراض به برخوردهای غلط رو داشته باشه بچه های مومن حزب اللهی در صدر همه اند

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۲:

    دوست عزیز، اولاً من که تو این پست کاری به کار گشت ارشاد نداشتم؛ در ثانی با واژه‌ای به نام انفعال بیگا‌نه ام.‌
    در ثالث، شب و روز خودمون گشت ارشادیم البته نه برای دختران بلکه برای بچه ژیگول‌هایی که مزاحم نوامیس مردم می‌شن.
    ضمن اینکه می‌خواستم اول این پست بنویسم که این حرفها و یا حرفهای دو پست قبلی مبنی بر تایید منکرات نیست و صرفاً یک آسیب شناسی هست، اما نیازی ندیدم بدهیات رو توضیح بدم.
    به نظرم گاهی توجیهاتی از این قبیل که شما می‌فرمایی و البته ناشی از غیرت مقدس دینی هم هست، باعث شده تا نسبت به برخی امور ساکت باشیم و این سکوت باعث رواج اون بشه.
    در کل این جمله مولای مطهر رو همیشه در ذهن داشته باشیم که با دستمال کثیف نمیشه شیشه رو پاک کرد.

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۴:

    یک چیز دیگر هم هست و آن اینکه
    اسلام به ذات خود ندارد عیبی/ هر عیب که هست از مسلمانی ماست
    زمانی که تهران بودم واقعا به وضوح می دیدم که برخی برخورد های کار شناسی نشده و مخاطب ناشناسانه ی عزیزان ارشاد چه نتیجه معکوسی به همراه داشته ودارد

    چندی پیش در سازمانی عریض و طویل برنانمه ای بود و به بچه ها بسته های فرهنگی دادند

    عصر که می رفتم خانه دیدم که کنار جدول خیابان پر از کتاب های….. بود
    به مسئول آنجا اعتراض کردم که چرا شما سلیقه مخاطب را در نظر نمیگیرید این کتاب حتی برای من هم جذاب نیست که سنی ازم گذشته و خودم علاقه مند این موضوع ها

    ولی کو گوش شنوا والا

    [پاسخ]

  6. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر اهالی باصفای حزب الله.
    بسیار سپاسمندیم از تذکراتتان.
    یا حق

    [پاسخ]

  7. م.رضوی گفت:

    سلام
    آقای صفا ما کمتر کلیک کنیم تاثیر نداره؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۱۸:

    علیکم الســـلام
    بر حسب آی‌پی هست نه میزان بازدید

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۰۴:

    سلام
    خب با این اوضاع تابلو بزنید که: تا آخر ماه از پذیرش آی پی جدید معذوریم
    :-)

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۰۵:

    اوووووه
    چقدر سریع ارسال شد
    یه بار دیگه امتحان کنم ببینم چه اتفاقی افتاد

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۰۶:

    ww
    بابا تکنولوژی ارسال کامنت
    در چشم برهم زدنی ارسال میشه
    ww

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۱:

    وقتی ن.خ هیجان زده می شود ww ww w) :mrgreen:

    [پاسخ]

  8. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا
    و بقیه دوستان :)

    متنو خوندم فکر نمی کنم فعلاً در این قضیه ای که بهش پرداختین غیر از نقد کار دیگه ای بشه کرد

    [پاسخ]

  9. سلام.
    در دروازه رو می شه بست، در دهن مردم رو نه.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۲:

    سلام
    البته امروز مشخص شد که یه چیزایی دیگه رو هم نمیشه بست، از جمله تراوشات ذهنی یه تعدادی نماینده‌ی ….. رو
    واقعا موندم اینایی که دنبال علی مطهری را افتادن دیگه کی بودن !

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۰:

    من هم موندم! اگه فهمیدید به من هم بگید شاید از حیرانی در آمدیم.

    [پاسخ]

  10. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام مجدد
    ۱۶ سال پیش، استاد تعلیم و تربیت اسلامی تو دوره کاردانی علوم قرانی
    اولین جلسه که آمد سر کلاس با اون صدای آسمانی معروفش خواند: اقترب للناس حسابهم
    و بعد با بغض ادامه داد
    و هم فی غفلت
    دیگه به اینجا که رسیده بود همه اشکشون در اومد

    اما خیلی زود شدیم
    معرضون

    کاش هر روز هر روز بعضی چیز ها رو کسی بود که تذکر بده

    [پاسخ]

  11. عشقستان اسماعیل گفت:

    حاج آقا درسته بعد نوشتتون گزینه هیچکدام درست نیست رو بر گزیده کرد
    ولی گزینه یک و دو رو توضیح ندادید ها
    بعد نگید من حواسم نبود

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۲۳:

    چشم، در اسرع وقت پاسخ می‌دم

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۷:

    پس کو جواب سلام واجبش :cry:
    درسته تو این کامنت نیست
    ولی تو قبلی که هست

    [پاسخ]

  12. عشقستان اسماعیل گفت:

    امشب شهادت حضرت موسی ابن جعفر(ع) باب الحوائج است
    به همه دوستان تسلیت می گویم
    در مشهد به یادتان هستم. ان شا ءالله

    [پاسخ]

  13. مهاجر گفت:

    سلام بر اهالی خوب حزب الله
    باید اون جمله همیشگی رو بگم: متن قابل تأملی بود. خداقوت
    یه روایت از امام حسین (ع) به خاطرم هست به این مضمون: هر که بخواهد از راه گناه به مطلوبی برسد، دوان دوان بر ضد مطلوب حرکت میکند.
    به نظرم این روایت در عین عمومیتش، در زمینه امر به معروف و نهی از منکر خیلی کاربرد داره.
    بهتر است نگاهی به نتیجه نوشته های اینچنینی بیاندازیم. چرا علی رغم زیاد گفتن و نوشتن در این خصوص تأثیر قابل ملاحظه ای دیده نمی شود؟
    شاید جواب با بازخوانی این روایت زودتر به دست بیاید

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۵۶:

    دقیقاً همون بحث همیشگی “هدف” و “وسیله‌اس”

    [پاسخ]

  14. فطرس ملک گفت:

    ***جهاد با نفس وسائل الشیعه***

    باب حقوق واجب و مستحبّی که قیام به آنها سزاوار است

    ادامه حدیث ۱۹ از امام سجاد (ع)
    و امّا حقّ شریک این است که اگر غایب شد کارش را تو انجام ده و اگر حاضر باشد رعایت حالش را کن و بدون نظر او تصمیم مگیر ( یا در مقابل حکم او، حکم مده) و بدون مشورت او به رای خود عمل مکن و مالش را نگهداری کن و در کار او چه با ارزش باشد چه بی ارزش خیانت روا مدار زیرا دست خداوند تبارک و تعالی تا زمانی که دو شریک به یکدیگر خیانت نکرده اند بر سر آنان است و هیچ نیرویی نیست جز به کمک خدا.
    سخن امام (ع) ادامه دارد که انشاء الله در روزهای آتی ادامه آن را در سایت قرار می دهم….

    [پاسخ]

  15. فطرس ملک گفت:

    **** مصباح الهدی ***

    *** رزق***
    رزق دو گونه است: یکی آنکه تورا طلب می کند و یکی آنکه تو در طلب او هستی، و عاقبت به تو نمی رسد جز آنچه در طلب توست. رزق روحی هم همینطور است.

    گزیده ای از سخنان مرحوم حاج اسماعیل دولابی در مجالس وعظ

    [پاسخ]

  16. نارگیل گفت:

    سلام. من اولین بار هست که در این‌جا کامنت می‌گذارم. و دوست دارم که همچنان به کامنت گذاشتن در وبلاگتون ادامه بدم. هر چند که اگه علاقه‌ نداشته باشید این کار رو نخواهم کرد و تنها به خواننده‌ی صرف بودن بسنده می‌کنم.
    دوست دارم که کمی با من آشنا بشید، یه پیش زمینه‌ای داشته باشید از من، ببینید با کی طرف هستید:
    من یه جوون بیست ساله هستم، که با تعاریف مسئولان نظام می‌شم برانداز. می‌شم یه ضد انقلاب و حتا ضد ولایت فقیه که خب مرگ بر من باد طبیعتاً!. طبق تعاریف شما نمی‌دونم چی می‌شم، یه بچه ژیگول؟ (البته نه مزاحم نوامیس مردم، اهل تیکه انداختن و این کارا نیستم) یه فتنه‌گر؟ یه برانداز؟ فریب خورده؟
    نمی‌دونم.
    اما اون چیزی که من از خودم می‌دونم این هست که مقید به اصول انسانی و مفاد منشور حقوق بشر سازمان ملل هستم (که امضای نماینده‌ی ایران هم پاش هست). مطیع قانون کشورم و بالاخص قانون اساسی هستم اما… اعتقاد دارم که اگه زیر پا گذاشته بشه این قانون باید کاری کرد، و این کار یکیش می‌شه تظاهرات، حتا انقلاب. و این‌که به خیلی از چیزهایی که شما معتقد هستید، اعتقادی به هیچ عنوان ندارم اما به همه‌شون احترام می‌گذارم. و نکته‌ این‌جاست که اگر من احترام می‌گذارم، گذاشتن این احترام دلیل بر بری بودن از نقد و انتقادات حتا تند نیست. حتا درمورد مقدس‌ترین اعتقادات. و در آخر هم بگم که برای من هیچ اهمیتی نداره که چه نظامی روی کار باشه. مشروطه، پادشاهی مطلقه، ولایت مطلقه، جمهوری اسلامی، نظامی کاملاً دموکراتیک، هرچی. اون چه که برای من اهمیت داره احترام به حقوق و اصول انسان‌هاست.

    خب شاید همین اندک توضیح کافی باشه برای الان. چیزی که می‌خوام در موردش بنویسم الان این جمله‌ی شما هست:

    “گاهی یک موضوع فی‌نفسه حق است اما بیان آن در شرایط خاصی، ناحق می‌شود.”

    دوست عزیز، توضیح واضحات است که هیچ‌گاه حق ناحق نمی‌شود تحت هیچ شرایطی. ممکن است بیان حق گاهی تبعات و نتایج کوتاه مدتی داشته باشد که در نگاه اول چندان خوشایند و چندان به نفع آرامش و امور عادی نباشد، اما… آیا نتایج بلندمدت بیان حق در شرایط نامناسب (از دید شما) نیز چنین است؟ و سکوت در آن شرایط به نفع ما؟
    نمونه‌ای بیاورم.

    نمی‌خواهم جمهوری اسلامی را نمونه بیاورم. برویم پیش از انقلاب. بیایید شرایطی را فرض کنیم. فرض کنیم که محمدرضا شاه پهلوی فردی دموکرات و وطن‌دوست و نیز مذهبی بود در همان زمانی که تازه به سلطنت رسید. همان‌طور که آقای خمینی تا پیش از به وجود آمدن شرایط انقلابی می‌گفتند، شاه باید امور را اصلاح می‌کرد. پس اعتقادی به رفتن شاه نداشتند (یا اگر داشتند بیان نمی‌کردند). با توجه به فرضی که در اول بیان کردم و نیز با توجه به این حرف آقای خمینی، می‌توانیم این طور فرض کنیم که زمانی که پهلوی دوم به سلطنت رسید نه تنها مخالفی نداشته بلکه مدح و ستایش همه را هم برانگیخته (دقت کنید که این شرایط فرضی است و نه آن چیزی که در واقعیت رخ داده). حال.. این جناب پهلوی دوم خطایی می‌کند که باید گوشزد شود. بایدانتقاد شود. حقی ناحق می‌شود، اصولی زیر پا گذاشته می‌شود. خب اگر چنین باشد که شما گفتید یعنی: “گاهی یک موضوع فی‌نفسه حق است اما بیان آن در شرایط خاصی، ناحق می‌شود.” گمان نمی‌کنید که این حرف شما نقطه‌ی آغازی بر خطاهای دیگر این جناب و نیز ره به دیکتاتوری و ناکجاآباد خواهد شد؟ شما چطور می‌سنجید که گفتن حق در شرایطی می‌تواند منجر به پدید آمدن شرایطی نامطلوب شود (از آن به عنوان ناحق یاد کردید) اما در همان حال احتمال زیر پا گذاشته شدن حق‌هایی افزون‌تر و انجام خطاهایی بیشتر و حتا بروز ناآرامی‌های اجتماعی ناشی از زیر پاگذاشتن حق و نیز برنخواستن صدایی به اعتراض را نادیده بگیرید؟

    انسانِ عزیز، گفتن حق هر زمان که ناحقی دیده شد لازم و واجب است (کاری به شرع و دین ندارم). نمی‌دانیم که اگر سکوت کنیم چه چیزهایی رخ خواهد داد. اما می‌دانیم که حتا اگر گفتن حق ما و اعتراض ما به ناحق همسو با تبلیغات و اهداف دشمن شد، ما کار خطایی نکرده‌ایم و حتا مرتکب بی‌بصیرتی هم نشده‌ایم. مگر دشمنان ما همیشه ناحق می‌گویند و هر حرفشان نادرست است؟ اگر من انجام رفتار غلطی در کار سبزها و معترض‌ها به نظام را دیدم باید سکوت کنم زیرا که اگر حرفی بزنم و انتقادی بکنم همسو با شما حزب‌اللهی‌ها شده‌ام؟ خب بشوم، وقتی من و شما داریم حرف درستی می‌زنیم چه ایرادی دارد که که من با شما در این زمینه همسو شوم؟ در زدن ناحق که هم‌جهت نیستیم، در گفتن یک حق و انتقاد درستِ به خصوصی همسو شده‌ایم. حتا اگر من انتقادی بکنم از هم‌جبهه‌ای‌های معترضم (منظورم صفوف معترضان است!) و شما به فرض این انتقاد را گرفتید و از آن در کوبیدن ما استفاده کردید، آیا حرف درست من اشتباه می‌شود و آیا من کار اشتباهی کرده‌ام؟ آیا نباید هم‌خطان من بپذیرند که مرتکب خطا شده‌اند؟ آیا باید به من بتوپند که چرا بهانه دست دشمن داده‌ام؟ (البته من و دیگر معترضان به صورت پیش‌ فرض شما حزب‌اللهی ها (و دیگر معتقدان به نظام و ولایت را دشمن نمی‌دانیم. دشمن در نظر ما کسانی هستند که تیر در پیکر بی‌دفاع مردم خالی می‌کنند)

    حرف حق را بگویید. حتا اگر ابزار دست دشمن شد. حتا اگر همسو با حرف دشمن شد. دشمن (که در این‌جا من هم جزوشان هستم) که حرف خودش را می‌زند، انتقاد و اعتراض خودش را می‌کند، چه بگویید و چه نگویید. پس لااقل با گفتن حق خطی بکشید بین کار نادرست و شما آدمیانی که «انصاف» دارید و به کار نادرست معترفید.

    ببخشید که پر حرفی کردم.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۱ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۳۴:

    سلام و عرض ادب
    اولا که من خیلی هم خوشحال می‌شم همیشه شاهد حضور شما باشم چرا که هیچ چیز مثل یک منقد صالح ، نمی‌تونه عامل پیشرفت انسان بشه و من به هیچ عنوان کسی رو که به اصول انسانی پایبند باشه رو دشمن خودم نمی‌دونم بلکه یک دوست هست که یقیناً اگر بدور از تعصبات کنار هم گفتگو کنیم خواهیم دید که بر بسیاری از اعتقادات هم معتقدیم.
    اما در خصوص اون یک جمله، منظور من، صرفاً رسانه ای کردن بود نه پیگیر شدن جهت رفع مشکل. یعنی گاهی “کلمه الحق یراد به‌الباطل” میشه. حرف ، حرف درستی است اما یا نیازی به رسانه‌ای کردنش نیست و یا الان موقع بیانش نیست.
    بذارید یه مثال ساده بزنم، شما یک‌سری نقد‌ها ممکنه به رفتار مادرتون داشته باشید، اما کاملاً بدیهی هست که این نقد رو صلاح نیست در جلو همسایه‌ای که خودش مغرضانه با خانواده‌ شما مشکل داره، بیان کنید ، چون هیچ کمکی به حل مشکل نمیکنه.
    پس پیگیری برای اجرای عدالت، همیشه حق هست، اما رسانه‌ای کردن تابع یک‌سری مقتضیات است.

    [پاسخ]

  17. […] در ۲ مورد مصرانه، پیگیر تذکر هم می‌شوم. اول، جایی که تهمتی به کسی زده شده باشد، دوم، جایی که به اسم مقابله با بدحجابی، تصاویر بدحجابی منتشر شده باشد. در خصوص مورد دوم، یک‌بار همین‌جا هم نوشتم که : روشنگری یا اشاعه فحشا و تجاوز به حریم شخصی ؟! […]

  18. […] با امثالِ طرح‌های گشت ارشاد را نوشته‌ام.(+)(+)(+)(+)(+)(+)(+). به نظرم این طرح با این نحوه‌ی اجرا‌‌‌‌‌‌ […]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: