وکیلانه » » “خرمشهر” را خدا آزاد کرد؛ “دزفول” را خدا نگه داشت !
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
“خرمشهر” را خدا آزاد کرد؛ “دزفول” را خدا نگه داشت !
۴ام, خرداد ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۶۱]

 

به نام خدای زهراء

# چند سال قبل، خدمت آیت‌الله واعظ طبسی (تولیت آستان قدس رضوی) رسیدم. از زادگاهم پرسید، وقتی نام تو را بردم، به احترامت از جای برخواست. فرمود: بعد از جنگ از حضرت امام درخواست کردیم که تشریف بیاورند مشهد و به حرم مشرف شوند، درخواست ما را رد کرده و فرموده: “اگر بنا باشد روزی از جماران خارج شوم، اولین جایی که خواهم رفت دزفول است!

# اگر “خونین‌شهر”، شهید شهر‌ها باشد، بی‌گمان “دزفول” شهید گمنام شهرهاست. بلد الصواریخ (شهر موشک‌ها) همانجایی که ۳۰۰ بار حمله‌ی هوایی، ۲۵۰۰ بار توپ‌باران و ۱۷۶ موشک اسکادبی هم نتوانست مقاومت مردمانش را در هم بریزد. مردمانش آنقدر مقاوم بودند که خمینی کبیر به آنها می‌بالید و فرمود: “ صدای جنگ جنگ تا پیروزی از جوانان ما در دزفول بلند است“. وقتی به تعابیر بلند امام توجه می‌کنی، می‌بینی این تعابیر بلند برای هیچ جای دیگر به کار نرفته الا قم! شاید رمزش آن باشد که قم پایتخت علم ایران است و دزفول پایتخت مقاومت ایران.

# پیچ رادیو را که باز می‌کردی، اخبار موشک‌باران در شهر‌های مختلف را می‌گفت و کیست که یاد نداشته باشد همیشه : الف) دزفول!
اگر خرمشهر ۳۴ روز مقاومت کرد، دزفول ۲۶۰۰ شهید تقدیم کرد و  ۲۷۰۰روز مقاومت کرد! آماری که تحقیقاً از آمار شهدای برخی استان‌ها هم بیشتر است. گردان‌های خط شکن “عمار” و “بلال” در لبه‌ی جلویی منطقه‌ی نبرد بودند و پدر و مادر و فرزند و همسرشان در لبه‌ی جلویی قتلگاه!
و تو چه می‌دانی که موشک چیست؟


# اگر مادری، تصور کن داغ دل مادری را همسر و فرزندانش در جبهه بودند و موشک تنها در یک شب ۲۱ تن از اعضای خانواده‌اش را که برای عروسی جمع شده بودند از او گرفت!
اگر پدری، تصور کن تمام زندگی‌ت یک خانه باشد و موشک یک شبه آنرا نیست کند و ۲ پسر و ۳ دخترت هم پودر! دوباره می‌سازی باز هم یک شبه نیست می‌شود و همسرت پودر ! و دوباره می‌سازی و این بار  حسینه‌ و جایی برای رزمندگان‌ش می‌کنی، چون که از اعضای خانواده‌ات دیگر چیزی باقی نمانده.
اگر برادری، تصور کن جایی موشک بزند، تو و خواهرت در همان عالم نوجوانی سوار بر دوچرخه به آنجا می‌روید و دوباره موشک همان‌جا، گرد و خاک به هوا، آرام که می‌شود از کل خواهرت فقط یک دست عروسکش باقی مانده باشد …

# آری اینها را فقط راه‌بر درک می‌کرد که فرمود: “دزفول دین خود را به اسلام ادا کرد“. شهری که در کوچه پس کوچه‌هایش عطر لطیف شهادت پیچیده و مقاومت مردمانش بینی‌ استکبار را به خاک مذلت مالید.
دارالمومنین، شهر شیخ انصاری و دارالشهدای دزفول اینک شهری است پویا و پیشرفته و به لحاظ دارایی مردمانش ،هشتمین شهر کل ایران و باز هم مقاوم این بار برابر تهاجم فرهنگی با هزار مسجدش …

راستی،
هر کجا ساحلی است بی‌حجابی غوغا می‌کند، چه رمزی نهفته است در ساحل دز که پر از نجابت و حجاب است؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چهارم خرداد، روز ملی دزفول و مقاومت، گرامی باد



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: