وکیلانه » » آیا “جهاد‌ اقتصادی” صرفا تلاش در عرصه‌ی مالی‌ست؟
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
آیا “جهاد‌ اقتصادی” صرفا تلاش در عرصه‌ی مالی‌ست؟
۷ام, فروردین ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۳۷]

به نام خدای زهراء

۱) اگر کسی فکر کند که این سنت حسنه‌ و پربرکت نامگذاری سال‌ها توسط رهبر انقلاب که در واقع جهت‌گیری یک سال کشور را تعیین می‌کند؛ امری است که مثلا در روزهای پایانی اسفند انتخاب شده و در پیام نوروزی اعلام می‌شود، سخت در اشتباه است!
چرا که وقتی به صورت علمی و بنیادین در سلسله‌ نامگذارای‌ها مداقّه کنیم، به جرات می‌شود ادعا کرد از زمانی که نام سال ۱۳۸۸ “اصلاح الگوی مصرف” تعیین شد، در نظر گرفته شده بود که سال بعد  “همت مضاعف و کار مضاعف” باشد  و با این تهیّه‌ی زیربنا و مقدمات، سال بعد یعنی ۱۳۹۰ “جهاد اقتصادی” خواهد بود!
یعنی یک کار کاملا استراتژیک و آینده نگرانه که نوید بخش تحول عظیم اقتصادی در دهه‌ی ۹۰ خورشیدی خواهد بود. و جالب‌تر از همه اینجاست که وقتی به زیربنا نگاه می‌کنیم مشاهده می‌شود که این سه سال اخیر، یعنی “اصلاح الگوی مصرف” “ همت و کار مضاعف” و “جهاد اقتصادی” بخش‌های آغازین یک بسته‌ی کامل به نام “دهه‌ی پیشرفت و عدالت” است که بسیار دقیق چینش شده!

۲) از این سو هم هر گاه هر کدام از این تعیین خط و مشی سالانه به صورت مجزا مورد بررسی قرار گیرد، نکات جالبی به دست می‌آید. البته من وکیل هستم با طعم آخوند! و نمی‌خواهم پا در کفش اقتصاددان‌ها کنم اما از همین منظر طلبه بودن هم وقتی به ترکیب فوق‌العاده‌ی “جهاد اقتصادی” نگاه می‌کنم به وجد می‌آیم!
جهاد از  ریشه‌ی جَ‌هَ‌دَ است  و اصل کلمه‌ی جهاد از «جَُهد» (به فتح جیم و ضم آن) است، و به معنای تلاش توأم با رنج و زحمت می باشد. جهاد مصدر باب مفاعله و به معنی بسیار تلاش کردن می باشد و نیز اسم است به معنی جنگ. جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است. و چقدر زیبا است برای من ترکیب پر‌مفهومِ تلاش + صبر در ذات کلمه‌ی جهاد!
اقتصاد هم  در لغت ، میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در هر کاری است.
از آن نظر که اعتدال در هزینه زندگی یکی از مصادیق میانه روی بوده ، کلمه « اقتصاد » دربارۀ آن بسیار استعمال می شده است تا آنجا که در به کار گیری عرفی از « اقتصاد » غالبا” همین معنی مقصود بوده است .
البته اقتصاد از معانی عرفی خود (میانه روی در معاش و تناسب دخلو خرج ) ، تعمیم داده شده و معادل economy قرار گرفته است .
به هر حال برای « اقتصاد » که اقتصاددانان از بحث می کنند تعاریف مختلفی ارائه شده است .
ارسطو” می‌گوید: علم اقتصاد یعنی مدیریت خانه .
آدام اسمیت” می‌گوید: اقتصاد ، علم بررسی ماهیت و علل ثروت ملل است .
استوارت میل”  معتقد است: اقتصاد ، عبارت است از بررسی ماهیت ثروت از طریق قوانین تولید و توزیع .
ریکاردو” نظرش این است که :اقتصاد علم است .
آلفرد مارشال” عقیده دارد که : اقتصاد ،عبارت است از مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای . در تعاریف دیگر هم: علم اقتصاد بررسی کردار های انسان در جریان عادی زندگی گفته شد.
اما با اجازه‌ی جمیع اقتصاد دان‌ها بنده تنها یک منبع برای تعریف مفاهیم کلمات سراغ دارم و آن چیزی نیست الا کتاب‌الله! من مرجعم قرآن است و وقتی به آن رجوع می‌کنم می‌بینم در سوره‌ی لقمان آیه‌ی ۱۹ گستره‌ی مفهومی به نام اقتصاد را بسیار گسترده‌ دانسته که “مسائل پولی و مالی” قطره‌ای از این دریا‌ست!
آری  و حالا که جهاد را آنگونه تعریف کردیم و تعریف اقتصاد را هم از قرآن طلب می‌کنیم باید بدانیم که در سال “جهاد اقتصادی” ؛ “وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ” نصب‌العین ماست. یعنی منش ما باید مقتصدانه باشد. روش ما باید بر مبنای اقتصاد باشد و بینش ما هم اقتصادی! و دیگر مشخص است که اقتصاد = اعتدال و قرار دادن هر چیزی در جای خودش!
یعنی هر کس هر وظیفه‌ای دارد، باید به صورت  مجاهدانه، اقتصادی انجام دهد آن کار را!
و این یعنی همان عدل و چیدمان دقیق هر چیزی در جای خودش.
از من‌ ِ‌ وبلاگ‌نویس گرفته تا وزیر اقتصاد و آن استاد دانشگاه و آن قاضی و حتی بقال سر‌کوچه، همه و همه باید تلاش همراه با تحمل رنج(!)کنیم که وظایفمان بر مبنای ق‌‌ص‌ط باشد!‌ البته پر واضح است که با توجه به فرمایشات مولای مطهر مفهوم عرفی اقتصاد در اولویت است.  که فرمودند:”ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامى را در زمینه‌ى حل مشکلات اقتصادى به همه‌ى دنیا نشان دهیم؛ الگو را بر سر دست بگیریم تا ملتها بتوانند ببینند که یک ملت در سایه‌ى اسلام و با تعالیم اسلام چگونه میتواند پیشرفت کند.”! و وقتی این کلام را در کنار “به توفیق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، سلسله‌ى شکستهاى آمریکا در این منطقه ادامه پیدا خواهد کرد.” قرار دهیم به وجد خواهیم آمد که بلا شک آینده از آن حزب الله است و باید برای این آینده از همین حالا برنامه داشت چرا که چه؟ ما الگو هستیم!

۳) این یک خط را هم بگویم و بحث را جمع کنم و آن اینکه :
رفقا بیاید فکر کنیم که ایران به اوج قدرت اقتصادی رسید که انشالله هم می‌رسد! آن‌وقت چه؟
اصلا هدف از دست‌یابی به اقتصاد مرفه چیست؟بگذارید باز هم بیشتر به ریشه‌ها‌ی هوشمندانه‌ی نامگذاری سال‌ها بپردازم و پاسخ این سوال را از متن فرمایشات معظم‌له در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی پیدا کنیم آنجا که ‌می‌فرمایند:

مسئله‌ى دیگر، نگاه غیرمادى به اقتصاد است. بسیارى از این مشکلاتى که در دنیا پیش آمده، به خاطر نگاه مادى به مسئله‌ى اقتصاد و مسئله‌ى پول و مسئله‌ى ثروت است. همه‌ى این چیزهائى که دوستان از انحرافهاى غرب و مشکلات فراوان و مسئله‌ى استثمار و استعمار و اینها ذکر کردند، به خاطر این است که به پول و به ثروت نگاه ماده‌گرایانه وجود داشته. میتوان این نگاه را تصحیح کرد. اسلام براى ثروت اهمیت قائل است، اعتبار قائل است. تولید ثروت در اسلام مطلوب است؛ منتها با نگاه الهى و معنوى. نگاه الهى و معنوى این است که از این ثروت براى فساد، براى ایجاد سلطه، براى اسراف نباید استفاده کرد؛ از این ثروت بایستى براى سود جامعه بهره برد. و بقیه‌ى مسائل فراوانى که وجود دارد.



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: