وکیلانه » » عاقب همه‌ي مركاوا‌ها مالِ ماست
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
عاقب همه‌ی مرکاوا‌ها مالِ ماست
۱۷ام, خرداد ۱۳۹۲| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۰]

 پس از آزادی جنوب، سال ۲۰۰۲ بود به گمانم که ایشان (سیدحسن نصراله)  ما پنج نویسنده را به حضور پذیرفت…
سید حسن نصرالله خودش تا دمِ در به پیش باز آمد. دورتادورش نشستیم و گرم شروع کرد به صحبت. یکی ـ دو ساعتی در خدمتش بودیم و از او می‌پرسیدیم و به گرمی جوابمان می‌داد.  یکی دو دیپلمات هم هم‌راه‌مان بودند که البته آن‌ها نیز خیال می‌کردند ما هم‌راهِ ایشانیم! یکی‌شان پروتکلی صم‌بکم نشسته بود که عاقبت سیدحسن درآمد و به او گفت:
ـ چیزی که نمی‌گویید، اقلاً از میوه‌ها میل کنید!
دیپلمات جواب داد که صحبت‌های شما شیرین‌تر است و سیدحسن فی‌الفور جواب داد:
ـ جمعِ میانِ این دو البته احوط است!
فهمیدیم که با آدمِ سریع‌الانتقال و با هوشی طرفِ صحبت هستیم و حساب کار دست‌مان آمد. برای‌مان از حمله‌ی کورِ اسرائیل در جنوب گفت و شهادتِ اتفاقیِ یکی از سربازان حزب الله و درگیری‌‌های مرزی  آن‌روزها که برای مقابله به مثل بود.

ـ همین چند ساعتِ پیش بچه‌ها تماس گرفتند که روی خطِ مرزی می‌توانیم یک تانکِ مرکاوا را (که آن‌روزها بسیار جدید بود) منهدم کنیم. دو سرنشین دارد. به آن‌ها گفتم که صبر کنید تا دو ساعتِ دیگر که جیپِ سه نفره‌ی گشتِ مرزی از آن‌جا عبور می‌کند. گفتند چرا؟ تانکِ چندصدهزار دلاری دستِ کم ده‌ها برابرِ جیپِ قراضه قیمت دارد!

سیدحسن مکثی کرد و لب‌خندی زد. بعد ادامه داد:

ـ به آنها گفتم اگر مرکاوا را بزنیم، امریکا بلافاصله یکی به‌ترش را به ایشان هدیه خواهد داد. اما یک نفر سرنشینِ اضافه‌ی جیپ را امریکا نمی‌تواند به آن‌ها هدیه بدهد! تازه از همه‌ی این‌ها گذشته عاقب همه‌ی مرکاوا‌ها مالِ ماست، برای چه نابودشان کنیم؟

سرلوحه‌ها، ص ۸۵، رضا امیرخانی. انتشارات سپیده باوران



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: