وکیلانه » » هاشمي؛ تنها شانس مشايي براي تاييد صلاحيت
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
هاشمی؛ تنها شانس مشایی برای تایید صلاحیت
۲۲ام, اردیبهشت ۱۳۹۲| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۳۴]

مهمترین ویژگی انتخابات یازدهم تردید بسیاری از رای‌دهندگان بود. بسیاری به خیر‌الموجودین یعنی گزینه‌ی حداقلی فکر می‌کردند. کسی که نه از جان و دل بخواهند او رئیس‌چمهور بشود بلکه مجبور بودند برای رای نیاوردن دیگری به یک گزینه‌ی حداقلی که نزدیک‌تر به دیدگاهشان است فکر کنند. البته تا قبل از ساعت پنج‌و‌نیم عصر دیروز!  

در نیم‌ساعت پایانی، بازی عوض شد. هم اصلاح‌طلبان بجای روحانی و عارف و غیره حالا می‌توانند به گزینه‌ی جدی‌ی مثل هاشمی فکر کنند و برایش از ته دل کار کنند. هم هواداران دولت می‌توانند بجای جوانفکر و رحیمی و غیره به مرادشان یعنی مشایی فکر کنند. و هم بسیاری از افرادی که ته‌دلشان راضی به رای دادن به قالی‌باف نمی‌شد و نمی‌خواستند به گزینه‌ی به‌فرموده‌ای مثل لنکرانی فکر کنند حالا می‌توانند روی جلیلی کار کنند.

واقعیت این است که انتخابات بعدی روی همین سه نفر می‌چرخد. البته درباره‌ی نفر سوم کاملاً بستگی به عملکرد روزهای آینده‌ی آقایان قالی‌باف و جلیلی دارد. کسانی هم که با استناد به نتایج نظرسنجی‌ها دکتر جلیلی را خارج از این محدوده می‌دانند باید توجه داشته باشند وقتی تا دقایق آخر‍ دیروز رای خیلی از حرفه‌ای‌های دنبال کننده‌ی اخبار معلوم نبود و از دیروز تا امروز رای خیلی‌ها تغییر پیدا کرده چطور می‌شود روی نظرسنجی‌های هفته‌های گذشته حساب کشید؟

اما! همه‌ی این‌ها در گرو نظر شورای نگهبان است.
به نظر‍ شخصی من شورای نگهبان به دلیل وظیفه‌ی ذاتی خود باید بدون در نظر گرفتنِ شرایط انتخابات و چین‌ش نامزد‌ها و بدون در نظرگرفتن نتیجه‌ی عمل‌ش به وظیفه‌ی قانونی خود عمل کند. نه به خاطر ترس از عواقبِ رئیس‌جمهور شدن، فردی را ردصلاحیت کند و نه به دلیل ترس از عواقبِ ردصلاحیت، کسی را تایید کند. چه ما موافق نظارت استصوابی باشیم چه مخالف آن، باید از شورای نگهبان چنین انتظاری داشته باشم که اگر غیراین باشد شورای نگهبان، پس برای چیست؟‌ 

اما نکته‌ی مهم، انتخاب شورای نگهبان بین دوراهی است. به هر دلیلی که بخواهد مشایی را ردصلاحیت کند به طریق اولی‌ باید هاشمی را هم ردصلاحیت کند و جایگاه هاشمی آیا اجازه ردصلاحیت را می‌دهد؟ بنابراین از آن طرف هم به هردلیلی بخواهد هاشمی را تاییدصلاحیت کند، مشایی را هم باید تایید کند.

در کُل بدترین گزینه‌ی ممکنه تایید صلاحیت یکی از این دو و رد دیگری است. اگر مشایی به تنهایی آمده بود ردصلاحیت او آسان‌ترین کار ممکنه بود. ولی حالا هاشمی؛ شانس مشایی برای تایید صلاحیت شده است. این را از تیتر امروز روزنامه‌ی دولت (ایران) می‌شود بهتر فهمید.
فعلاً و تا اینجای کار مهمترین موضوع شور و شوق انتخاباتی است که حاصل شده و این برای نظام‌جمهوری اسلامی خیلی خوب است. این نه به دلیل به رخ‌کشاندن برای سبزهاست که ماجرای سبزها و مردم بعد از حضور در انتخابات مجلس تمام شد. این خوب است چون نشان می‌دهد یک نظام اسلامی؛ بعد از ۳۰ سال هنوز پویاست. امیدوارم نتیجه‌ی این پویایی هرچه که هست در نهایت به سودِ اقتصادِ مردم باشد. خیلی نگران اوضاع قیمت‌ها بعد از انتخابات هستند.



۳۴ دیدگاه برای “هاشمی؛ تنها شانس مشایی برای تایید صلاحیت”

  1. مرسی گفت:

    اصولگراها تا اینجا نشون دادن که حاضر هستن منافع ملی و آینده ی ایران رو فدای حفظ قدرت کنن.
    احتمالن حضور هاشمی باعث خواهد شد که مشایی رو رد صلاحیت نکنن چون که میدونن چهره های اصولگرا در مقابل هاشمی شانس برنده شدن ندارن. حتی این احتمال وجود داره که با احمدی نژاد به توافق برسن و مشایی رو به عنوان رییس جمهور قبول کنن. تنها مشکل اینجاست که مشایی و احمدی نژاد آیا حاضر به این کار باشن یا نه.
    اگر هاشمی نیومده بود احتمالن مشایی هم رد صلاحیت میشد و یکی از اصولگراها مثلن جلیلی رییس جمهور میشد اما حالا همه چیز عوض شد و احتمالن کسی که ضرر خواهد کرد مردم هستن.
    لعنت به اصولگراها که به کمتر از ویرانی ایران راضی نمیشن.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۳:

    عجب تحلیلی! :wink:

    [پاسخ]

  2. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا

    روزتون بخیر

    انشاءالله خدا کمک کنه این انتخابات هم همه با بصیرت پای صندوق های رای برن

    این دفعه خیلی سخت تره

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۳:

    و خیلی هم شیرین‌تر. تا اینجای کار بازنده‌ی انتخابات سبزها هستند و همه‌ی کسانی که معتقد بودن در ایران آزادی و انتخابات و این چیزها وجود نداره. :)
    ضمناً نهایتاً تا یک‌ماه دیگه تکلیف هاشمی‌نیسم؛ یا مشایی‌ها یا حتی هردو با هم حتی! تو این کشور معلوم میشه. و این یعنی یکسری حرفهای اضافی تموم میشه و برخیا یه خورده فرصت می‌کنن به درد مردم برسن.

    [پاسخ]

    دکتر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۵:

    باز هم بصیرت!
    جای بصیرت قبلی تون هنوز خوب نشده. بی خیال تو رو خدا!
    به فکر عقبه ی نظام نیستید به فکر مردم باشید.

    [پاسخ]

    دکتر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۰۵:

    این قالیبافتون ظاهرا واسه این که خودش رو طرفدار ولایت جا بزنه کلی دروغ سرهم کرده که “چوب زن بودم و با موتو هزار ال می کردم و بل می کردم” لابد جلوش رو نگیرید فردا میگه تو زندان دو سه مورد تجاوز هم کردم…
    گفتم حواستون باشه قاطی حزب الهی ها خودش رو جا نزنه.

    [پاسخ]

  3. قنبر گفت:

    “به هر دلیلی که بخواهد مشایی را ردصلاحیت کند به طریق اولی‌ باید هاشمی را هم ردصلاحیت کند و جایگاه هاشمی آیا اجازه ردصلاحیت را می‌دهد؟ ”

    نه جناب، به هر دلیلی نه.
    مشایی را می توان (و به نظر من باید) به دلیل عدم سابقه ی اجرایی کافی و تجربه مناسب صلاحیتش را احراز نکرد، حال آنکه آقای هاشمی مبرای از این موضوع است.

    [پاسخ]

  4. نا امید گفت:

    تحلیل هاتون جالبه!از چه چیزی نتیجه گرفتید آزادی در انتحابات هست؟!از اینکه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران( و دو دوره رییس جمهور و رییس مجلس و رییس خبرگان رهبری و …) اجتمالا تایید صلاجیت بشه و از اونور مشایی!
    از اینکه اینقد حزب و آزادی اجزاب تو کشور نیست که یا افرادی با سابقه ی شهرداری یک شهر باید امید ما باشند و یا دو باره بازگشت به سابق؟
    من طرفدار هاشمی نیستم و دورانشو خوب بیاد دارم..
    اما ترس شما از هاشمی از چیه که همه اصولگرا ها می ترسید ازش !؟(اگه نمیترسیدید همه تیتر ها و خبراتون این نبود که بابا هاشمی که ترس نداره!)
    تنها ترستون اینکه که اگه بیاد دیگه به کسایی که ۸ سال خودشو خانوادش رو مورد عنایت قرار دادند معاونت یک اداره رو هم نمی ده…وگرنه نه تورم دورانش چیزی از شما کم داشت و نه بستن روزنامه هاش و نه ….

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۰:

    والا ما اگر قرار بود به خاطر معاونت اداره نگران باشیم که توی ۸ سال دوره ی احمدی نزاد هم معاونت اداره ندیدیم! منظورم خودمون نیست، منظورم افرارد انقلابیه. ضمن اینکه جناب هاشمی قبلا از اینکه به خانواده ی مستحق عنایتشون هم عنایت نشده بود جایی برای تفکر ما توی کابینه و اداراتش نداشت!

    یه حساب سرانگشتی کنید تعداد روزنامه های دوران به اصطلاح سازندگی رو با تعداد روزنامه های الان. خیلی سخت نیست. مثل هم نبود.

    ضمن اینکه مقایسه کنید اون دوران رو با این دوران؛ کی جرات داشت به رئیس جمهور بگه جسارتا بالای دو تا چشمتون دو تا دونه ابرو وجود داره! معلوم نبود چه بلایی سرش میومد؟

    تورمش هم که ماشاالله هنوز مونده تا بهش برسیم. اما نکته ی جالب اینه که تا حاج آقا ثبت نام فرمودند دلار ۲۰۰ تومن ارزون شد!!!!

    [پاسخ]

    مرسی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۵۷:

    میگم شما حزب اللهی ها خیلی جالب تحلیل می کنید. آدم انگشت به دماغ میمونه!
    دلار ۲۰۰ تومن کم شده پس نتیجه می گیریم که هاشمی و ارزفروش ها دستشون تو یه کاسه هست.
    خب اگر هاشمی اینقدر قدرت داره، بهتر نیست سپاه و رهبر و دولت و مجلس و قوه قضاییه و صدا و سیما و روزنامه های نفتی که …………. تا ارز رو پنجاه تومن پایین بیارن و نتونستن خیلی آبرومندانه ممکلت رو بدن به هاشمی و خودشون برن تیله بازی. :mrgreen:

    [پاسخ]

    مرسی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۳:

    میگم شما حزب اللهی ها، همه با هم، رو هم، در کنار هم، نامزدهایی بهتر از جلیلی و ولایتی و حدادعادل نتونستید جور کنید. فکر نمی کنید یه جورایی هر کسی که سرش به تنش می ارزید رو طرد کردید. فکر نمی کنید راه رو اشتباه دارید میرید.
    گیرم نفت و اسلحه داشته باشید و بتونید یه مدتی هم همین طور سر کنید. گیرم که هر کی اعتراض کرد زندانیش کنید. گیرم که اینترنت رو کامل قطع کردید ماهواره ها رو هم جمع کردید. این که نشد ممکلت داری.
    اگر این مملکت داریه خب کره ی شمالی که از شما بهتر داره عمل میکنه برید از اونجا رییس جمهور بیارید.
    یه کم خجالت بکشید.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۳۴:

    ما حزب اللهی هستیم شما چی هستید؟

    [پاسخ]

    مرسی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۳۸:

    ما شهروند معمولی هستیم. می خواهیم زندگی کنیم نه می خواهیم کسی رو به بهشت بفرستیم نه دنیا رو برای بقیه مردم جهنم می کنیم.
    نه کمونیست هستیم، نه فاشیست نه سلطنت طلب نه حزب اللهی.
    زیر علم کسی سینه نمی زنیم و آزاده ایم.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۱۸:

    من دیگه با این تعریفی که از خودتون ارائه دادید حرفی نمیزنم. :wink: این تعریف، یه آدم آزاد هست ، نه آزاده.. :wink:

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۸:

    آره خب اینم یه نوع تحلیله دیگه که فقط از اونایی برمیاد که بهش رای میدن! :wink:

    [پاسخ]

    دکتر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۶:

    تورم دوران هاشمی تورم همراه با رشد بود ولی تورم دوران محمود همراه با رکوده. فرق این دوتا رو امیدوارم بفهمید.

    [پاسخ]

    رضا.د پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۵:

    اول اینکه این رو بر اساس چی می‌ گی؟ تازه اگر هم اینجور باشه اثر هردو روی اقتصاد مردم یکی هست و باعث فشار میشه. در ثانی شما فقط تورم سال اخر احمدی نژاد رو با تورم سال آخر هاشمی مقایسه کنید. سال ۷۵ تورم ۴۷ درصد بود و تو تبریز و چند شهر دیگه مردم از روی فشاری که روشون اومده بود ریخته بودن به خیابون ها.
    دوره اول احمدی نژاد بی نهایت روشنتر از دوره اول هاشمی بوده.
    یعنی منظورم اینه که جزء به جزء باید مقایسه کنیم نه همینجور الله بختکی :!:

    [پاسخ]

    مرسی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۵:۳۳:

    ببخشید وارد بحث میشم.
    فشار در تورم با رشد مثل این میمونه که وام گرفته باشی و خونه بخری
    فشار در تورم بدون رشد مثل این میمونه که پول قرض کرده باشی که گشنه نمونی
    البته شما به عنوان یک حزب اللهی نباید با تحلیل جواب بدید بلکه باید بفرمایید هر چی آقامون و مرادمون میگه همون درسته. آقاتون اون موقع نظرش به احمدی نزدیک بود ایشون رییس جمهور شدن دیروز پریروز هم فرمودن که اگر اشتباه بوده اصلا مهم نیست چون خدا این طور تکلیف کرده بوده.
    بالاخره امام زمان هم گاهی اشتباه میکنه دیگه، یا مصباح زیاد شام خورده بوده خواب چپکی دیده بوده.

    [پاسخ]

    نا امید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۳:

    دوست عزیز.منظور من از تقلا برای حفظ سمت من و شمای نوعی نیست.چون مطمینا اگر یک پست کوچیک هم داشتیم ؛در این مقطع حساس کنونی!؛ کار های مهم تری از رد و بدل کردن پاسخ و طعنه بهم در سایتی خوب اما کوچک داشتیم منظور من رو خوب مب دونید کیانند. برای مثال قانونگزاران گرام که در مورد یک شبه یک سوم شدن سرمایه ی این ملت(با افزایش سه برابری نرخ دلار) یک نامه ننوشتند ولی در مدت کمتر از چند روز پس از ثبت نام هاشمی در تدارک نامه دوم و سوم برای فشار به شورای نگهبان برای رد صلاحیت هاشمی هستند چون فقط از این ناحیه احساس خطر می کنند و همینطور هم اصلاج طلبان هم از اونور گود تلاش دارند که بیاد هاشمی چون تنها امیدشون برای کسب مجدد این صندلی های خدمته ولو در حد معاون فلان سازمان یا اداره ی ناشناحته!و البته که تعدادی معدود از ان افراد با نفوذ در هر دو گروه دلشان برای مملکت و اسلام می تپه ولی معدودند و غیر تاثیر گذار.
    یک مثال کوچک: من مقدار زیادی وام میگیرم (با استفاده از رانت!) تمام آن وام رو به کالایی جساس مثل ارز یا ططلا تبدیل می کنم. چند روز بعد یک اظهار نظر جنجالی در رابطه با اسراییل می کنم .قیمت اون کالا و بالطبع سرمایه ی من یک شبه چند برابر میشه (از هیچ میلیارد به دست اوردم) اگر دلم بخواد وام رو پس می دم و اگر نخواد هم نمی دم(بستگی به زورم داره) اگر کسی هم گفت اقا این چه حرفی بود درباره اسراییل تو این شرایط زدی جوایش معلومه: ای ترسوی مصالحه کاره خاک برسر همدم با محفل های صهیونیستی …
    اکثر دینداری های ما اینطوریه! بازم منظور از ما من و شمای نوعی نیست!ما فقط بسته به اعتقاداتمون زیر علم یه دسته سینه می زنیم…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۲۱:

    @ ناامید

    من هم حرفی از خودم و شمای نوعی نزدم. حرف از یک نوع تفکر بود.

    من متاسفانه اصل حرف شما رو متوجه نمیشم. الان انتقاد شما دقیقا به چیه؟

    [پاسخ]

  5. محمدحسن گفت:

    سلام امیر جان
    تحلیلم رو در این باره توی وبلاگ نوشتم و اینجا تکرارش می کنم:

    نکته: این تحلیل چون تحلیل است پس قطعیت صد در صدی ندارد. بسیار محتمل است که متغیری در این میانه از چشم نویسنده دور مانده باشد. با این حال اعتقاد دارم ارزش این نوشته این است که برخلاف تفسیرهای رایج، «دلیل» می آورد و «بر اساس قطعیات» تنظیم شده است.
    ۱- در مرحله اول، هاشمی و مشایی هر دو رد صلاحیت می شوند. چون شورای نگهبان بنا به دستور صریح مقام معظم رهبری حق مصلحت اندیشی ندارد.
    ۲- هر دو به نظر شورای نگهبان اعتراض می کنند. (اگر نکنند که فبها). این اعتراض از جنس ارائه مستندات نیست چون هر دو می دانند که مستندات بر علیه ایشان است.
    ۳- مقام معظم رهبری در موضع تصمیم قرار می گیرند. این تصمیم بر خلاف نظر شورای نگهبان، با توجه به مصلحت های کشور اتخاذ می شود. با این تفاسیر پیش بینی از تصمیم ایشان از این قرار است:
    الف) هاشمی امکان کاندیداتوری را می یابد. به همان مصالحی که امکان حضور در مجمع را یافته است.
    ب) مشایی اجازه حضور نمی یابد. به همان دلیلی که اجازه تصدی معاون اولی رییس جمهور را نیافته است.
    ۴- احمدی نژاد معترض خواهد بود ولی نهایتا به حکم آقا گردن می نهد و با کاندیدای بهاری دیگری بازی را ادامه می دهد که البته پیروزی هم به دنبال نخواهد داشت.

    (راستی عبارتی که در مورد دکتر لنکرانی نوشتی کسر شان حاج آقای مصباحه. «به فرموده» یعنی چی؟)

    [پاسخ]

    طلوع ماه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۵۴:

    ئه چه جالب
    با خط آخر کامنتتون موافقم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۳۹:

    آقای مصباح خودشون شان خودشون رو پایین آوردن با ورود اینگونه به سیاست و اِلا امثال من کی باشن که شان ایشون رو پایین بیارن. همین حالاشم خیلی داره حفظ حرمت می‌شه که مستقیم انتقادات به ایشون بیان نمی‌شه…
    گرفتارهای این روزها بی‌ارتباط با تصمیمات اشتباه ایشون نیست… گاهی برخی‌ها در علم خیلی خوبن‌ ولی در سیاست که میان نمی‌تونن تحلیل درست داشته باشند و مشکل ایجاد می‌کنن. و بدتر این‌که هنوز خیلی‌ها سخن و قول آقای مصباح رو به پای رهبری می‌نویسن در حالی که اینجوری نیست. و اینکه عرض می‌کنم تحلیل نیست خبره!
    فقط خدا رو شکر که آقای جلیلی مرتکب اشتباهِ‌ گرفتار پایداری شدن نشد.
    توی فضای عمومی وبلاگ که نمیشه بیشتر از این گفت.

    [پاسخ]

  6. حرف تو گفت:

    سلام و خدا قوت

    این مطلب شما در سایت “حرف تو” منتشر شد

    آدرس: http://harfeto.ir/?q=node/7691

    با لینک سایت حرف تو وبلاگ نویسان ارزشی را حمایت کنید

    در صورت تمایل هنگام به روز شدن وبلاگ خود، ما را مطلع سازید.

    هدیه سایت “حرف تو” به شما افسر جنگ نرم:
    امام صادق(ع) فرمود: اگر بنده در سوراخ حشره ای هم باشد، خدا روزی (مقدر شده) او را میدهد، پس در طلب روزی آرامش خود را حفظ کنید.

    [پاسخ]

  7. حافظ گفت:

    سلام آقای صفا
    ببخشید با توجه به اینکه تخصص شما حقوق هست برای این سوال مزاحم شما شدم؛
    این درسته که کارهائی مثل رفتن به دانشگاه کاندیداها و یا پرده برداری از برنامه دولت آیندشون طبق قانون انتخابات، تبلیغ حساب نمیشه؟!
    البته یه توضیحی هم اگه در مورد اون عبارتتون که تو توئیتر نوشتین بدین ممنون میشم، درست متوجه نشدم!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۰۴:

    سلام
    درباره تبلیغات زودهنگام اینجا مفصل نوشتم:
    http://24tir.ir/?p=22878
    در مورد مصداقی که گفتید خوب اگر اینها تبلیغات محسوب نشه پس چی محسوب می‌شه؟ به نظرم حتماً اینها تبلیغات هست.
    درباره پایداری‌ها هم حرفِ گفتنی مفصل هست و منتظر تایید صلاحیت‌ها هستیم اون موقع بهتر می‌شه حرف زد.

    [پاسخ]

    حافظ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۳۹:

    خب آخه من با یکی از طرفدارای سر سخت جبهه پایداری صحبت میکردم؛ ایشون گفتن که طبق قانون انتخابات، اینها تبلیغ محسوب نمیشن و البته باز هم ایشون مثل شما تاکید کردند که قانون انتخابات در ایران اصلا مناسب نیست
    برای همین هم از شما پرسیدم که آیا واقعا طبق قانون اینها تبلیغ محسوب نمیشن؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۰:

    نه، تبلیغات محسوب میشه. یعنی خوب طبیعتا تبلیغ نامزد میشه این کارها.

    [پاسخ]

  8. سلام. خدا قوت
    با “اینقدر نگوییم برنامه” بروزم.

    [پاسخ]

  9. […] + هم اصلاح‌طلبان بجای روحانی و عارف و غیره حالا می‌توانند به گزینه‌ی جدی‌ی مثل هاشمی فکر کنند و برایش از ته دل کار کنند. هم هواداران دولت می‌توانند بجای جوانفکر و رحیمی و غیره به مرادشان یعنی مشایی فکر کنند. و هم بسیاری از افرادی که ته‌دلشان راضی به رای دادن به قالی‌باف نمی‌شد و نمی‌خواستند به گزینه‌ی به‌فرموده‌ای مثل لنکرانی فکر کنند حالا می‌توانند روی جلیلی کار کنند. […]

  10. طلوع ماه گفت:

    http://sabernews.com/shownews.php?idnews=7296
    آقای استادی گفتند شایعاتی مبنی بر اینکه رهبر انقلاب به آقای مصباح تذکری دادند، کذب محض است!

    [پاسخ]

    دکتر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۸:

    رهبر!
    تذکر!
    به مصباح!
    استغفرالله
    از مصباح اصولگراتر داریم؟ مصباح رسما گفت که اصلا اقتصاد مهم نیست. اسلام مهمتره رسما گفته که ایران مهم نیست اسلام مهمتره. دیگه از این اصولگراتر مگه میشه.
    به نظر من شاید تنها کسی که میشه گفت بدون کوچکترین شکی برای ایران و ایرانی هیچ ارزشی قائل نیست مصباحه. چطرو میشه به همچین آدم نازنینی تذکر داد. همه باید به ایشون اقتدا کنن.

    [پاسخ]

  11. کوروش گفت:

    بخوای،نخوای هاشمی رای زیاد داره

    [پاسخ]

  12. […] بود. برای این رای هم دلیل داشتم و دارم. اما همان موقع هم نوشتم که همه چیز به روزهای آینده و عملکرد آقای جلیلی بستگی […]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: