وکیلانه » » همسر شهید و ما ادراک ما همسر شهید؟
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
همسر شهید و ما ادراک ما همسر شهید؟
28th, نوامبر 2012| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[14]

تَصَوُر خیلی خوشکلی از فضای آموزشی در سربازی داشتم. به همین خاطر با خودم کُلی وسائل برده بودم تا استفاده‌ی فراوانی از این فرصت و اوقات فراغتِ آن داشته باشم. مثلاً شنیده بودم ساعت 9 خاموشی است و با خودم می‌گفتم هووو وَ؛ کی ساعت 9 خواب‌ش می‌بره؟ اما زهی خیال باطل! به 4 روز نکشید که متوجه شدم میان چیزی که من تصور می‌کردم با وضع موجود تفاوت از زمین تا آسمان است.

مثلاً بجای 9 شب اگر می‌شد از همان 4 عصر ولو می‌شدم. خلاصه این‌که از میان تمام کتاب‌ها و وسائلی که برده بودم فقط یک دفترچه یادداشتِ جیبی آن‌هم گه گاهی به دردم می‌خورد.

اوائل هفته‌ی دوم بود که قرار شد اولین نگهبانی را بدهم. حوالی ساعت 2 تا 4 صبح. سر پست علاوه بر قرآنِ کوچکِ سبز ماشی‌م (+)، داستان سیستانِ رضاامیرخانی و همان دفترچه یادداشت را بردم. کمی قرآن خواندم و افتادم به جانِ داستانِ سیستان. چون اوائل کتاب بود، ادبیاتِ ناهمگون‌ش دهانم را مسواک نمود. کلاً به نظرم اکثر کتاب‌های رمان این‌گونه‌اند که تا بیایی با آن‌ها همراه شوی کمی زمان می‌برد و امیرخانی هم از همه بدتر.  درست به همین دلیل بی‌خیالش شدم و به قول شُعرا شروع کردم به پرواز دادن مرغِ خیالم… لامصب یکراست رفت سراغ دلبرش!

بیشتر از چند دقیقه نتوانستم به همسرم فکر کنم. بلافاصله دفترچه یادداشتم را درآوردم و در قسمتی که قرار بود مطالبی را که به ذهن‌م خطور می‌کند تا بعداً در وبلاگ بنویسم، نوشتم “همسرانِ شهدا و رزمندگان”.

آخر بعد از بیست و اندی سال زندگی و این‌که خیال می‌کردم در خصوص شهدا خیلی چیز می‌دانم متوجه شدم از شهدا هیچ نمی‌دانم، از همسران شهدا هیچ نمی‌دانم. تازه در ابعاد بسیار بسیار کوچک‌تر کمی از وضعیت آن‌ها را درک کرده بودم و وقتی اوضاع و احوال خودم و همسرم را مقایسه می‌کردم می‌دیدم چقدر سخت است.

من در محیطي کاملاً امن، و همسرم در محیطی کاملاً امن، با امکان لااقل روزی چندین تماس تلفنی بودیم، اما چقدر سخت است کسی به اختیار خودش وضعیتی را انتخاب کند که هم خودش و هم همسرش در محیط ناامنِ جنگی بدون کوچکترین امکان ارتباطاتی باشند. نمی‌دانم شمای خواننده در چنین موقعیت مشابهی دست کم برای یک ماه قرار گرفته‌اید یا خیر، ولی اعتراف می‌کنم تا وقتی که در چنین موقعیتی قرار نگرفته بودم ابداً نمی‌فهمیدم رضایت و بلکه گاهاً تشویق همسر رزمنده به قرار گرفتن در چنین موقعیتی یعنی چه؟

..

چه بسیارند شهدا و رزمندگانی که تنها چند روز بعد از عقد به جبهه رفتند. من به شخصه تا حالا مقام مادر شهدا را خیلی بالا و سخت تصور می‌کردم اما واقعاً همسر شهید و رزمنده چیزی دیگر است. شاید کاری که او می‌کند قابل مقایسه با کارِ خود شهید باشد.
اگر به دودوتا چارتای عقلِ من باشد که می‌گویم از آن‌هم بالاتر است. چون رزمنده با رفتن به سوی جبهه دارد به سوی  “ایده‌آل‌ش” می‌رود ولی همسر شهید تازه بعد از رفتن همسر‌ش یا شهادت باید با مشکلات دست و پنجه نرم کند و ما؛ چقدر قدر همسران شهدا و رزمندگان را می‌دانیم؟



14 دیدگاه برای “همسر شهید و ما ادراک ما همسر شهید؟”

  1. سلام
    من گاهی برای خودم تصور می کنم که همسران شهدا کارشان از شهدا بالاتر هست

    چون شهدا به خاطر خدا رفتند اما همسران شهدا به خاطر شهدا ماندند و ایستادند

    تمام قد و به احترام و تا ابد ایستاده ام به پاسداشت این عشق بلند آسمانی

    [پاسخ]

  2. بيچك گفت:

    سلام و خداقوت
    خوندن این متن بیشتر از همه منو یاد خانم آقای مجتبای بابایی انداخت
    از شهدای صابرین که شهریور پارسال با درگیری با گروهک پژاک شهید شد
    با بچه ها رفته بودیم بهشون سر بزنیم
    خیلی محکم میگفتن که به من تبریک بگید نه تسلیت
    من دهنم وا مونده بود
    یه خانمی که سن و سالی هم نداره چقدر قشنگ با خدا معامله میکنه

    [پاسخ]

  3. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    نمی دونم چی بگم. من که هنوز نفهمیدم مقام کدوم بالاتره. شنیدم شهید دم در بهشت وامیسته تا همسرش بیاد بعد میره تو بهشت!! واقعیه؟!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ نوامبر 29th, 2012 06:15:

    دوراز ذهن نیست

    [پاسخ]

    م.طاهري پاسخ در تاريخ نوامبر 29th, 2012 13:29:

    همه چيز بستگي به همسر شهيد دارد.

    در اين باره تحقيق كردم و ظاهراً در بهشت خيلي از مردها به جاي حوري هاي بهشتي و خيلي از خانم ها به جاي مردان بهشتي كه يه چيزي شبيه همون حوري هان ولي مذكرش، همسران زميني خودشون انتخاب مي كنند. كه اتفاقاً ارزش اون همسران بالاتر از حوري و آن دست مردان است.

    ولي باز برمي گردم به جمله اول، همه چيز بستگي به همسر شهيد دارد.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ نوامبر 30th, 2012 14:39:

    ممنون از آقای صفای بزرگوار و م.طاهری عزیز که جواب سوالم رو دادید.

    [پاسخ]

  4. نداي حق گفت:

    سلام آقاي صفا، بعد از مدتها توفيق شد علاوه بر زيارت تندكي سايتتون و استفاده از مطالب كامنتكي هم بذارم!!
    درك عميق شما از رنج همسران مظلوم شهدا كه كمتر مورد توجه قرار ميگيرند از جمله هدايايي هست كه عشق براتون به ارمغان آورده، تبريك و سپاس فراوان:)
    انشالله دعاي حضرت حجت در حق شما و همسرتون برآورده بشه…
    ما رو هم از دعاي خيرتون فراموش نكنين كه سخت گرفتاريم و محتاج!
    يا علي…

    [پاسخ]

  5. سلام
    انصافا توصیف این مطالب و احوالات به زبان آسان است لکن در عمل صبری زینبی می طلبد
    من مادر شهید مفقودالاثری را می شناسم که بعد از مفقود شدن پسرش در هیچ عروسی شرکت نکرد حتی دیگر پسرانش !!
    بروزم
    ” به عاشورا از منظری درست نگاه کنیم”
    تشریف بیاورید

    [پاسخ]

  6. م.طاهري گفت:

    سلام و خدا قوت
    خدا را شكر آينده دوباره سرپا شد.

    بحث قشنگي بود.

    رزمنده به سوی “ایده‌آل‌ش” می‌رود و با شهادت از بند اندوه و حسرت رها مي شود، ولی همسر شهید تازه بعد از شهادت همسر‌ش “ایده‌آل‌ش”را از دست مي دهد و گرفتار اندوه و حسرت از دست دادن و درد فراغ مي شود.

    [پاسخ]

  7. آشنا گفت:

    سلام و عرض ادب
    هضم رمان های امیرخانی،اوایل داستان،بسیار سخت است
    یادم هست،”من ِ او” ی امیرخانی را که خواندم ،اوایل کتاب حتی حوصله ام هم سر می رفت،ولی چیزی که هست اینکه قلمش،جاذبه و کشش را در مخاطب به وجود می آورد،تازه کتاب برایم جالب شده بود و قدرت فهممان بالا رفت!!!!!که کتاب را از دست دادیم !!!خدا رحمت کند کتاب را ….فرصتی دست بدهد،باید بنشینم و بخوانم
    این تصویر قرآن ماشی رنگ را نگذاشتید برایمان تا ببینیم!
    هرگروه از بچه های دفاع مقدس را که نگاه کنیم،خانواده هرکدام را جدا باید تحسین کرد
    شما تصور کنید،مادر یا همسر مفقود الاثری که هنوز بعد از گذشت این همه سال چشم انتظار استخوان های مقدس فرزند یا همسرش است…
    تصور کنید خانواده ی محترم جانبازان عزیز را،(تصور خودش جدا که چگونه با مرگ دست و پنجه نرم میکند-مخصوصا جانبازان شیمیایی-)خانواده اش را تصور کنید،فرزندش را،که باید نفس نفس زدن های پدرش را جلوی چشمانش ببیند و…(و قبول کنید که گاهی ،قدر نمی دانند ارزش این آدم های بزرگ را)
    خانواده شهدا …واقعا نمیدانم چه واژه ای ارزش قرار گرفتن در کنار “خانواده شهدا” را دارد؟بگویم عزیز؟محترم؟گرامی؟بزرگ؟
    نه!
    خیلی فراتر از اینهاست …مخصوصا ارزش همسران و مادرانشان
    کاش قدر بدانیم،و قدر بدانند..
    مدت هاپیش مطبی خواندم مضمون بود که :”همه به او می گفتند با سهمیه وارد دانشگاه شده،ولی هیچکس ندانست کلاس اول وقتی خواست بنویسد “بابا” یک هفته در تب سوخت….”
    خیلی وقته دارم فکر میکنم که چه جمله ای بنویسم که منظور حرفم را درست بیان کنم ،به این نتیجه رسیدم که :”کاش قدر فرزندان شهدایی را که قدر پدران شهیدشان را می دانند،بدانیم”
    و در آخر تایید میکنم تمام حرف هایتان را به خصوص “رزمنده با رفتن به سوی جبهه دارد به سوی “ایده‌آل‌ش” می‌رود ولی همسر شهید تازه بعد از رفتن همسر‌ش یا شهادت باید با مشکلات دست و پنجه نرم کند و ما؛ چقدر قدر همسران شهدا و رزمندگان را می‌دانیم؟”
    باشد که حداقل مایی که خواندیم این واژه ها را قدر بدانیم و بدانند انشاالله.
    مثل همیشه از خداوند،زندگی سراسر خیر و برکت و سرشار از مهر و محبتی بی پایان برای شما و همسر محترمتان خواستارم.
    ببخشید،پرگویی بنده را عفو بفرمائید.
    التماس دعا
    درپناه حق.

    [پاسخ]

  8. انتظاري ناتمام گفت:

    سلام عليكم.
    عزاداريهاتون قبول.مطلبتون عالي بود. من هم مادربزركم مادرشهيد هستن.هم مادرخودم همسرجانباز. نميدونم تاحالابامادرهاي شهداچقدر برخوردداشتيد. مادربزركم وقتي درباره دايي شهيدم صحبت ميكنن احساس ميكني الان پيشش بوده داره باهاش زندكي ميكنه.
    يا پدربزركوارم وقتي عارضه شيميايي هرازچندكاهي سراغشون مياد مادرعزيزم چقدر زحمت باباروميكشن تابهبوديشون بركرده وواقعا صبري زينبي دارن
    بنازم اين صبر واستقامت مادران شهدا وهمسران شهداوجانبازا را.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ نوامبر 30th, 2012 10:26:

    خدا حفظ کنه مادربزرگ و پدر بزرگوار شما رو

    [پاسخ]

  9. فطرس ملک گفت:

    سلام و روز بخیر

    این متن رو که خوندم یاد کتاب خاک های نرم کوشک افتادم

    همسر شهید برونسی هم همین کمالات رو دارن
    ایشون واقعا صبور بودن و از اول زندگیشون با شرایط شهید برونسی زندگی کردن و صبر کردن
    خدا حفظ کنه این همسران شهید رو

    [پاسخ]

  10. vahid گفت:

    ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام سجاد علیه السلام
    پیشنهاد میکنم کلیپی که شبکه نصر تولید کرده درخصوص مروری بر زندگی آن امام همام که 3 زبانه می باشد رو حتما ببینید
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=3&lid=7462

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: