وکیلانه » » چرا کمتر می‌نویسم؟
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
چرا کمتر می‌نویسم؟
۳۱ام, مرداد ۱۳۹۱| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۲۳]

آدم سر به هوا و بی‌خیالی هستم، شاید به همین دلیل از قدیم از کاغذبازی و مقررات و نظامات اداری بدم می‌‌آمد. تا جایی که یادم می‌آید یکی از سخت‌ترین کارها هم برای من “پُرکردن فرم” های اطلاعات شخصی و خواندن آیین‌نامه ها بوده. به این جهت شاید در خصوص نظمِ اداری یک آنارشیست محسوب می‌شوم! :)

از سال سوم‌راهنمایی هم که شروع به خواندن دروس حوزوی هم‌زمان با دروس کلاسیک کردم، زیاد در قید و بند ثبت‌نام درست و حسابی در حوزه نبودم و اینکه مثلاً چِک کنم دقیقاً مراحل کارم به کجا رسیده. بعد از پایان کارشناسی هم رفتم دنبال کار، و کارِ حقوقی خودم را با مدارک معافیت تحصیلی حوزه شروع کردم.
می‌دانستم سربازی نرفتن‌م موقتی است و به محض این‌که حوزه را رها کنم مشمول می‌شوم و انتظار هم داشتم اما مشکلی نبود تا این‌که پیشنهاد کار در تعزیرات حکومتی مطرح شد و متاسفانه رفتم تعزیرات و به همین دلیل هم کارم را تودیع کردم. بعد که قضایای استعفا از تعزیرات پیش آمد رفتم دنبال کار قبلیِ خودم اما دیدم ای دل غافل!

چون یک‌بار از معافیت تحصیلی دانشگاه استفاده کرده‌ام، معافیت تحصیلی حوزه به من نمی‌خورد و این‌که باید تشریف ببرم خدمتِ مقدسِ (؟) سربازی. این چند وقت اخیر هم دنبال کارها بودم. از ارسال دفترچه تا واکسن زدن و البته دنبال افتادن یک جای خوب که نودونه درصد راه‌ها برای افتادن یک جای خوب یا امریه به پارتی بازی ختم می‌شد. و نمی‌دانم چرا این ننگِ استفاده از پارتی برای سربازی این‌قدر بین حتی جوانانِ عدالت‌خواه رواج دارد به هزار و یک توجیه مسخره!

هفته‌ی پیش یک برگ آمد درب خانه که اول شهریور زمان شروع خدمت‌م هست و مرکز آموزشی صفریکِ ارتش، تهران مکانِ خدمت‌م. هیچ تصور خاصی ندارم که نحوه‌ی دسترسی به اینترنت در این ۵۶ روز آموزشی چگونه خواهد بود ولی قطعاً اگر دسترسی داشتم بی‌خبر نمی‌مانید لااقل به توییتی از این بغل.  (نه این‌که یک شصخیت مهم هستم و همه‌ دنبال کسب خبر از من هستند‌ ).

فکر می‌کنم باید منتظر نقد‌های من بر سربازی باشید. خوب، خوبی‌ که قطعاً ندیده‌اید ولی لطفاً از بدی‌هایم به حساب دوستی بگذرید و حلال بفرمایید و اگر نیازی به جبران هست لطفاً در کامنت‌های همین پست یا از طریق جی‌میل اطلاع بدهید. جوگیر نشده‌ام اما می‌گویند مومنی که آرزوی شهادت نداشته باشد به شعبه‌ای از نفاق می‌میرد. پس اللهم ارزقنا توفیق شهاده فی سبیلک تحت رایه ولیک بحق الزهراء…

 اگر فردا عازم نبودم امشب مطلبی را که در خصوص “مقایسه‌ی سازمان ملل متحد با جنبش عدم تعهد” آماده کرده بودم را آپ می‌کردم. اما دقایقی دیگر باید بروم و موهایم را از ته بزنم، فقط برای مقایسه‌ی این دو به یک مطلب اشاره می‌کنم.

در اساس‌نامه‌ی جنبش عدم تعهد آمده است:

“خودداری از تجاوز یا تهدید به تجاوز یا توسل به زور و خودداری از مداخله در امور داخل کشورها و احترام به حق ملت ها در دفاع فردی یا جمعی”

حالا این اصل مهم که کلمه به کلمه‌ی آن جای تحلیل دارد را مقایسه کنید با رویه‌ی موجود در سازمان ملل که نه تنها از توسل به زور جلوگیری نمی‌کند که بلکه به سوءاستفاده از زور توسط قدرت‌های بزرگ وجاهت هم می‌دهد!



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: