وکیلانه » » محافظ ره‌بر
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
محافظ ره‌بر
10th, ژوئن 2012| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[3]

آقا علی‌محمد دوازده سال است که محافظِ ره‌بر است.

اما خانه‌اش ته یک کوچه است به طول سیزده متر و عرض یک متر! یک خانه‌ی شصت متری اجاره ای در قره‌چک، و حالا برای مُحرم از جعفریان شعر می‌خواست.
توی همان خانه‌ی شصت متری هیات می‌اندازد و کلی عزادار را پذیرایی می‌کند. می‌گفت هر وقت خانه‌مان هیأت می‌اندازیم، خانه از زور گرما و فشار جمعیت، شبیه می‌شود به حمام‌های عمومی! نماینده‌های مجلس هرکدام یک محافظ دارند. محافظِ یکی از نماینده‌ها که من و محمد‌حسین می‌شناختیمش، همین چند ماهِ پیش اتومبیلی خریده بود که از قیمت خانه‌ی اجاره‌ای علی‌محمد گران‌تر بود! چه گونه دنیایی است این؟

داستان سیستان، ص79؛ رضا امیرخانی



3 دیدگاه برای “محافظ ره‌بر”

  1. شیلّر گفت:

    ناهار طبق معمول برنج بود و مرغ! دیگر قدقد همه مان درآمده بود. جعفریان غذا را که دید, بلند شد تا برود و از بیرون ماست بگیرد. با توجه به وقت کم حتا فرصت نبود که برویم بیرون غذا بخوریم. به جعفریان گفتیم, کجا؟ گفت می روم تخم بگذارم!

    [پاسخ]

  2. شیلّر گفت:

    “پیرمردی می گوید:
    – خدا از عمرِ ما بگیرد و بر عمر شما بیافزاید!
    ره بر لبخند می زند:
    – نه. چرا خدا از عمر شما کم کند و من را عمر بدهد؟ از خزانه ی خدا که کم نمی شود. هم به شما عمر بدهد, هم اگر صلاح دانست به بنده…
    پیرمرد جواب می دهد:
    – واجب تر عمر شماست. شما حافظ اسلامید!
    ره بر درنگ می کند, بعد ابرو بالا می اندازد و می گوید:
    – حافظ اسلام خودِ خداست, انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون. ما را هم خدا به برکت اسلام حفظ می کند… ما خودمان را وصل
    می کنیم به قرآن و اسلام تا خدا ما را هم به برکت آن ها حفظ کند…
    دیگر چیزی نمی شنوم. این بالاترین مقام یک مملکت است که در میان ِ هم سایگان زمان ِ تبعیدش نشسته است و با آن ها گپ می زند و … وای خدای بزرگ! مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد!

    [پاسخ]

  3. فریاد گفت:

    آقایان دفع نفرمایند، جذب پیشکش! زاهدان که رفته بودم، متولیان گلزار شهدا پشت بلندگو زیارت عاشورا پخش می کردند که صدایش نه تنها تمام فضای گلزار شهدا که خیابان های اطراف را هم پر کرده بود! سنّی به جایی که مقدساتش مورد لعن قرار بگیرند رفت و آمد می کند؟!

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: