وکیلانه » » انقلاب مردم مصر و تونس، و جدیدترین توهم سبزها ‍!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
انقلاب مردم مصر و تونس، و جدیدترین توهم سبزها ‍!
۹ام, بهمن ۱۳۸۹| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۳۵]

به نام خدای زهراء

همین ابتدا لازم است بگویم این نوشته  به هیچ عنوان به معنی جدی گرفتن سبزها نیست! بلکه برآن است تا نشان دهد ما با چه جماعت متوهم و بی‌منطقی طرف هستیم!

خاتمی و حسنی مبارک

خیزش‌های اخیر در کشور‌های عربی که از تونس آغاز شد به دلیل اهمیت بسیار بالا مورد توجه اکثر ملت‌ها قرار گرفت و طبیعتا در محیط سایبر هم بازخورد داشت. اخیراً برخی رسانه‌های ضد انقلاب و سبزها در محیط سایبر بویژه در سایت‌های اجتماعی و دنیای وب۲ دست به تشبیه‌ی زده‌اند که حاکی از متوهم بودن و بی‌بته بودن جنبشکی‌ است موسوم به سبز! و یادآور شعارها و استدلال‌های بچه‌‌گانه‌ی سال قبل آنان است.

تشبیه انقلاب مردم مصر و تونس و خیزش‌های اخیر با اعتراضات بعد از انتخابات به قدری قیاس مع الفارق است که بی اختیار انسان را وادار به خنده می‌کند. فتنه گرانی که قصد داشتند سال گذشته با تحریک احساسات جوانان هیجان زده از کارناوال های تبلیغاتی، کاریکاتوری از انقلاب اسلامی ترسیم کنند اکنون که از همه جا رانده شده‌اند و دستشان  خالی شده، برداشته‌اند و قیام مردم مظلوم عرب را با عربده‌کشی های خودشان مقایسه می‌کنند. و عجب تشبیه بی‌پایه و اساسی.

وقتی واژه‌ی “بی منطق” را برای آنها به کار می‌بریم، می‌گویند چرا توهین می‌کنید؟ اما غافل از آن هستند که خود عامل می‌شوند تا انسان به آنها متوهم بگوید.

دو جریان را وقتی می‌توان به هم تشبیه کرد که دارای پایه و اساس یکسانی باشند. به صرف اینکه مثلا در پایتخت مصر و تونس مردمی به خیابان‌ها آمده اند را نمی‌توان با هوچیگری‌های سبزها مقایسه کرد.

همانگونه که گفتم این تشبیه قیاس مع الفراق است اما به صورت کلی به برخی مسائل باید اشاره کرد:

۱) تمامی ارکان حکومت اسلامی ایران با رای مستقیم و یا غیر مستقیم مردم انتخاب می‌شود. و در کارنامه‌ی انقلاب به طور میانگین هر سال یک انتخابات بوده است.
جنبشک سبز، بعد از شکست قطعی در یکی از همین  انتخابات، بدون توجه به رای اکثریت مردم و بدون پیگیری قانونی خواسته‌های خود، شروع به برهم زدن امنیت عمومی کرده و راهی را درپیش گرفتند که جز اراذل و اوباش در پیش نمی‌گیرند. معترضین همان ها بودند که حدود نیمی از کل ۳۰ سال عمر انقلاب اسلامی را حکومت کرده بودند! و اکنون که با نـــه بزرگ ملت روبه رو شدند حاضر به تمکین دمکراسی نشده و قواعد بازی را برهم زدند.

در حالی که خیزش مردم مظلوم عرب واکنشی است به  استبداد و دیکتاتوری که با ایجاد جو خفقان و طی یک انتخابات تک نفره فرمایشی به وجود آمده.

۲) با شروع اولین جرقه‌های نهضت در ملت‌های عربی، با وجود شدیدترین برخورد‌ها با معترضین (!) باز هم  روز به روز بر شدت اعتراضات افزوده می‌شود و این نشان از عمق خواست مردمی برای قیام علیه استکبار و استبداد است! که به تاسی از قیام بهمن ماه مردم ایران حاضر هستند حتی خون خود را در راه این مبارزه نثار کنند، و حال این سبزها هستند که باید پاسخ بدهند چرا جمعیت قابل توجهی (حدود ۶۰۰هزار نفر) که در روزهای آغازین اعتراضات جمع شده بودند در روز دوم به حدود ۲۰۰هزار نفر و روز بعد به صورت پراکنده و نهایتا کار به جایی رسید که گروهی نهایتا ۵۰ نفره شعار می‌دادند؟! آیا این نشان از پوچ بودن و احساساتی بودن این جنبشک نیست؟! و در آخر چگونه بود که واکنش ملت در قیام ۹ دی منجر به حذف کامل این قلیل اعتراضات گردید؟

۳) سوال بزرگ پیش روی سبزها این است که چرا آشوبها‌ی به سبک بربریت آنها با استقبال گسترده و بی‌نظیر مستکبرین عالم از امریکا گرفته تا اسرائیل مواجه شد و هر روز سران این کشورها معترضین را به برخورد شدیدتر تشویق می‌کردند  ولی همین دول تروریست، مردم مظلوم مصر و تونس را به آرامش دعوت می‌کنند؟!  دولت ایالات متحده در حوادث بعد از انتخابات با تمام توان وارد صحنه می‌شود و در عرصه‌ی سایبر  از تویتر می‌خواهد که دست  به تعمیرات نزند اما همان دولت این روزها به کمک دیکتاتور مصر رفته و در اقدامی بی‌سابقه کل شبکه‌ی اینترنت مصر را قطع می‌کند!
بر اساس اسناد شبکه‌ی ضد ایرانی الجزیره، چرا دولت کودک‌کش اسرائیل حاضر می‌شود ۵۰ میلیون دلار در اختیار جنبش  سبز قرار دهد؟ سبزها با این تشبیه یا باید قبول کرده باشند که دولت اسرائیل کشوری صلح‌طلب و دمکراسی خواه است و یا باید قبول کرده باشند که قیام مردمی مصر و تونس قیام علیه دمکراسی است! و این تضاد را چگونه پاسخ می‌دهند؟


۴) مردم انقلابی مصر و تونس که نسلشان به شهید خالد اسلامبولی ها برمی‌گردد مشخصا واضح است که چه هستند و چه می‌خواهند. قیام‌‌های که حاصل بیداری اسلامی هستند  و مبارزه با استکبار و عمال مستبد داخلی آنها را می‌خواهند. اما جنبش سبز‌، محصول نامشروع پیوند سلطنت‌طلب‌ها و همجنس‌بازان است با سکولارها و افساد‌طلبان. جنبشی که از گوگوش تا سروش و شیخ مهدی کروبی را در بر‌می‌گیرد و هنوز که هنوز است نه اهداف مشخصی دارند و نه شیوه‌ی مبارزاتی معینی.خودشان با خودشان درگیری دارند!

و کوتاه کنم این نوشته را به این سخن که نه بر اساس تشبیهی متوهمانه که بلکه بر اساس واقعیتی عینی، قیام‌های مردمی ملت‌های عرب حاصل صدور انقلاب اسلامی ایران است به عمق دل ملت‌های ستمدیده‌ی جهان و نهم دیماه و ۲۲ بهمنی است به لهجه‌ی تونسی و مصری!

در همین زمینه بخوانید :

رویای نیمه شب سبزها درباره انقلاب مردم مصر و تونس



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: