وکیلانه » » با این وضع مملکت، چرا باز هم باید در انتخابات شرکت کنیم؟
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
با این وضع مملکت، چرا باز هم باید در انتخابات شرکت کنیم؟
24th, فوریه 2012| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[75]

مطلب زیر بنا به درخواست یکی از دوستان عزیزم در پاسخ به نوشته‌ی برادر خوبمان آقای "حسام‌الدین مطهری" و برای مهمانیِ یک ساما (+) نوشته شده است که عیناً همین‌جا هم آورده می‌شود. جهت جلوگیری از سردرگمی حتماً قبل از مطالعه، مطلبِ "رای ندادن" را بخوانید. 

1) به نظر من مهمترین آسیبِ انقلاب‌های ایدئولوگ "شعارزدگی‌" است. از آنجایی که اینگونه انقلاب‌ها آرمان‌گرا هستند معمولاً آرمان‌های خود را در قالب "شعار" بیان می‌کنند. تا اینجای کار و کارکرد شعار به مثابه ابزاری برای بیان نظر مشکلی نیست. اما مشکل دقیقاً از جایی شروع می‌شود که "شعار" که باید صرفاً یک ابزارِ حداقلی باشد از جایگاه خود خارج شده و نقشِ توجیه گر پیدا می‌کند و افراد انقلاب که قرار است برای رسیدن به یکسری آرمان‌های تعریف شده تمام تلاش خود را انجام بدهند،  تمامی کمبود‌ها و بی‌عرضگی‌های خود را با "شعار" توجیه می‌کنند! وقتی "شعار" این کارکرد خطرناک را پیدا کرد و بعلاوه بیش‌ازحد به‌جا و مکرراً نابجا استفاده شد آنگاه است که "شعار" کارکردی صددرصد معکوس پیدا کرده و می‌شود عامل دلزدگی خیلی‌ها و حتی شاید عاملی برای تمسخر!

2) بسیار شنیده‌ایم این واقعیت را که ماهی تا هنگامی که در آب است قدر آب را نمی‌داند و ارزش آب را نمی‌فهمد. حالا حکایت ما ایرانی‌های مسلمانِ معتقد به جمهوری اسلامی است. هرچقدر هم که تلاش کنیم واقع‌نگر باشیم و دچار روزمرگی نشویم باز هم بی‌فایده است و هرگز نمی‌توانیم موقعیتِ بسیار خاص و حساسِ نعمتی به نام انقلاب اسلامی را دقیق متوجه بشویم چرا که در آن زندگی می‌کنیم و طبیعی است خیلی از چیزها برایمان عادی شود. اما کسی که از بیرون نگاه می‌کند به خوبی متوجه می‌شود جهت‌گیری انقلاب و نظامِ جمهوری اسلامی نسبت به جهان، همانند ماشینی است که در اتوبانی شلوغ برخلاف جهت سایر خودرو‌ها حرکت می‌کند و بخواهد یا نخواهد رودرروی خیلی‌هاست!!
بله درست حدس زدید، منظورم دشمنی‌هایی است که با انقلاب اسلامی می‌شود. اما این واقعیت آشکار و این دندان‌های از حقد به هم فشرده شده و این دشمن‌های در کمین نشسته را از بس مسولین ما تکرار کرده‌اند و از بس از این "لولو" برای توجیه کم‌کاری‌ها و حماقت‌های خود استفاده کرده‌اند که منِ جوانِ ایرانیِ مواجه با هزارویک مشکل یا به انکارِ این دشمنی ها می پردازم و یا لجوجانه در مقابل آن می‌ایستم و خسته و نالان می‌خواهم عصیان کنم و این تابو‌ را بشکنم که "ول کنید این تودهنی‌زدن و مبارزه با استکبار را، به داد دل و درد مشکلات من برسید!"

3) این میان من کاملاً حق می‌دهم به دوستی که مقاله‌ایی که این نوشته‌ی دوستانه در مقام پاسخ به آن است را نگارش نموده. او، خسته از شعار و شعار و شعار می‌خواهد روزی را ببیند که فرای از کشمکش‌ها، آستین‌هایی بالا زده شده برای آبادانی این سرزمین، نه آبادانی‌ی برای آنکه چشم دشمن از حدقه بیرون بزند، نه!‌ آبادانی برای آسایش ایرانی! آبادانی برای پیشرفت و رفاه و تکاملِ خودِ خودِ خودمان و لاغیر! اصلاً همین 22 بهمن را هم منِ جوانِ ایرانی می‌خواهم جشن بگیرم برای شادی خودم بابت اینکه بابا ننه‌ام سی‌سال قبل و جلوتر از همه‌ی این کشورهای منطقه، دیکتاتور خود را بیرون انداخته اند اما باز این جشن هم از ما دریغ می‌شود که بیایید تا استکبار فلان شود…
حالا به انتخابات می‌رسیم و باز هم قصه‌ی شرکت کنید تا "مشت محکمی بر دهان استکبار بزنیم". بابا خوش مرام خوب دندون تو دهن این استکبار نموند که، ما سی ساله داریم مشت می‌زنیم. له شد که! کمی به فکر مشت و مال و حال دادن به ملت باشید. به فکر خودِ خودمان. گوربابای استکبار جهانی!

تا اینجای کار هیچ مشکلی نیست و من هم کاملاً و قاطعانه از این تفکر دفاع می‌کنم که مسولین باید از فکرِ این مبارزه با استکبار بیرون آمده و هنگام کار به فکر ملت باشند فقط ملت، و شاهد این حرفم هم کلامی است از ره‌بر انقلاب که "بزرگ‌ترین مبارزه با امریکا خدمت به مردم است". اما جایگاه این تفکرِ دوست عزیزمان که بسیار هم درست و بجاست در مقام مطالبه از مسولین است نه در منتج شدن به تصمیمِ عدم شرکت در انتخابات!

به 3 دلیل:

الف) این حرفِ شرکت در انتخابات برای مبارزه با دشمنان حرفِ بی‌راهی هم نیست. اما درست‌ش این است که شرکت در انتخابات در اصل و در واقع برای انتخاب مسولینی برای پیشرفت و رفع مشکلاتِ خودمان است اما در عین حال کارکرد فرعی آن مایوس شدن دشمنانی است که در کمین نشسته‌اند و قابل انکار هم نیستند. ببنید ما در انتخابات شرکت می‌کنیم تا به فوائد دمکراتیکی که انتخابات دارد و در سایر کشورها هم مفروض است برسیم اما همین شرکت در انتخابات به دلیلِ جایگاهِ کشور و نظام ما حتی اگر ما هم نخواهیم به دشمنان پیام می‌دهد: ما این نظام را می‌خواهیم و ما همه با هم هستیم و اگر مشکلاتی هم داریم خودمان حل‌ش می‌کنیم و به شما ربطی ندارد! و این یعنی یک تیر و دو نشان نه صرفاً شرکت در انتخابات برای مبارزه با استکبار.

ب) گفته شد شرکت در انتخابات مهر تاییدی است بر اشتباهات گذشته و پیامی است به مسولین که ما از شما راضی هستیم و ادامه بدهید در حالی که ما راضی نیستیم. ریشه‌ی این نوع فکر در آنجاست که خیال می‌کنیم رای ما بی‌تاثیر است و صرفاً گذشته را تکرار می‌کند در حالی که هرگز این‌چنین نیست. بگذارید مصداقی حرف بزنیم. مجلس پنجم و ششم را در نظر بگیرید! به یاد آوردید؟ حالا مجلس هفتم و هشتم را در نظر بیاورید؟ و حالا مقایسه کنید بین این دو جفت؟ جهت گیری اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مطبوعاتی و.. و.. وغیره‌ی کشور در‌ هر کدام از این 8 سال چقدر تفاوت داشت؟ نه اشتباه نکنید بحثِ درست بودن آن یا غلط بودن این نیست، حرف بر سر این است که آیا غیر از این است که رای من و تو و او  آن مجلس و این مجلس را با این مقدار از تفاوت ساخت؟ غیراز این است؟ و آیا تفاوت در مجلس باعث تفاوت در سیاست‌‌گذاری‌های گوناگون نشد؟ پس رای ما بی‌تاثیر نیست. و این بی‌تاثیر نبودن یعنی رای ما صرفاً تایید گذشته هم نیست!

ج) فرض من بر این است که شمای خواننده‌ی این مطلب مخالفِ کلیت نظامِ جمهوری اسلامی نیستید. حالا بیایید هرچه را تا اینجای کار گفتم جمع‌بندی کنیم با چند سوال:
آیا شرکت نکردن در انتخابات با آنهمه ضرر و زیانِ داخلی و خارجی بهتر است یا شرکت کردن و رای و تلاش برای تغییر و انتخاب شایسته‌ها؟ آیا اگر دقیق نگاه کنیم رای ندادن صرفاً یک مُسَکنِ منفعلانه برای تسکین آلامِ خودمان نیست؟ آیا بهتر نیست فعالانه  برخیزیم و از راه دمکراتیک آن  تلاش کنیم برای تغییر؟ ولو اگر رای ما نه رای با میل و رغبت بلکه رای به حداقل‌ها باشد؟
آیا بهتر نیست فرای از خسته‌دلی از شعارزدگی، خودمان نیم‌نگاهی هم به چینش عرصه‌ی بین‌المللی داشته باشیم و با اولیتِ رای برای پیشرفت خودمان، با کارکرد فرعی رای دادن، بیگانه را هم ناامید کنیم؟

این‌ها حرف من بود، اما با اجازه‌ی صاحب خانه‌ی عزیز اگر فکر می‌کنید اینها هنوز هم قانع کننده نیست بخش نظرات برای شماست و من هم در خدمت شما.

مطالب مرتبط :
کمی دور از آلودگی‌های انتخاباتی
بزرگداشت دهه‌ی فجر یعنی: شما برای مردم چه کرده‌اید؟
نقدی بر یک مبتذل نوشتِ انتخاباتی
گفتگوی کوتاه من با دختر نازی به اسم آتنا
خانه‌ی مردم؛ از دغدغه‌ی بزرگِ آقا روح الله تا اقدام دکتر احمدی‌نژاد
  علت اصلی بی‌توجهی به “جهاد اقتصادی”



75 دیدگاه برای “با این وضع مملکت، چرا باز هم باید در انتخابات شرکت کنیم؟”

  1. امیرعلی صفا گفت:

    بنا و سبکِ قلم من نوشتن بر اساس حداقل‌ها و منفعلانه نیست؛ اما آن مطلب پاسخی اینچنینی می‌طلبید.

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ فوریه 25th, 2012 20:13:

    فکر کنم جواب خودتون رو تاييد کرديد ولي سوال اون بنده خدا رو نه!
    يا نه؟!! :?

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 25th, 2012 20:17:

    نه؛ کامنتِ خودم بود مستقلاً

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فوریه 25th, 2012 20:47:

    به عنوان یک حامی دولت که طرفدارانش ردصلاحیت شده اند
    به عنوان حامی دولتی که آستین های خدمتگزاری اش را بالا زده است و هزاران کار غیرممکن را ممکن کرده است، اما به جای تشکر و همکاری توهین می شوند
    به عنوان حامی موفق ترین دولت تاریخ کشور که مظلوم ترین آن ها بوده است، اعلام می کنم که در انتخابات شرکت می کنم
    زیرا می دانم اصلاح امور تنها زمانی مفهوم پیدا می کند که بستر آن به نام جمهوری اسلامی وجود داشته باشد. در حالیکه دشمنان منتظر مشاهده ضعف پشتیبانی مردم از نظام هستند تا سرنوشت عراق و لیبی را در ایران تکرار کنند، با حضور خود اجازه نخواهم داد که کشورم مورد طمع آنها قرار بگیرد

    بنابراین با علم به مظلومیت دولت تنها و نبود نامزدهای نزدیک به اعتقاداتم، برای حفظ جمهوری اسلامی که ظرف آرمان های انقلابو رهبری عزیز و دکتر احمدی نژاد بزرگوار است در انتخابات شرکت می کنم

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 00:22:

    موفق ترین دولت تاریخ کشور؟
    شما که داری چرت و پرت میگی لااقل یه جفنگی بگو که بگنجه!

    [پاسخ]

    اریا پاسخ در تاريخ فوریه 27th, 2012 23:58:

    واقعا هر جا که دولت دست گذاشته باید سه دولت اینده شب وروز کار کنند تادرست شود.تعصب شاخ و دم ندارد .عقب مانده گی فکری واقعا در اینجا قابل تشخیصاست.در تمام دنیاوقتی مدیریت دولتی اینقدر افتضاح باشد انها بلافاصله استعفا می دهند.نوعی شرمنده گی برای غربیها از بی عرضگی وجود دارد که در مسولین ما به وجود نمی اید.وسپس همین روند درشهروند عادی به وجود می اید .یعنی فردی که می بیند چه بر سر کشورش امده و مردم ناراحتند ولی با اطمینان این حامی دولت می گوید این بهترین دولت تاریخ بوده !ولی اگر از او بپرسن خوب چه کار خوبی صورت گرفته ؟می گوید که با کفرجهانی درگیر بوده !!!

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 28th, 2012 00:30:

    اریا
    هنوز این علامت سوالها و نقطه ها اشکال دارنا!

    [پاسخ]

  2. سلام علیکم
    از فضای حاکم بر هر دو نوشته خوشم آمد

    در هر دو یک نوع دغدغه و دلسوزی دیدم

    مشتاقم که ببینم این بحث دوستانه چطور ادامه پیدا می کند:)

    در مورد اهمیت و ضرورت شرکت در انتخابات هم یادم افتاد به حدود یک سال پیش. زمانی که به این فکر می کردم که آیا با این همه بچه های فعال باسواد خوش بیان که در عرصه مجازی فعالند، آیا حضور نصفه و نیمه من یکی ارزشی دارد؟ خیلی به این موضوع فکر کردم و در نهایت دیدم که من فارغ از آنکه دیگران چه می گویند خودم صاحب فکر و عقیده ام و اگر بیانش کنم به موج گسترده ای از هم فکرانم اضافه خواهم شد/ همان عبارت معروف قطره دریاست اگر با دریاست
    به نظر من پیشتر از این که اثرگذاری رای من در تصمیم سازی ها چقدر است یک موضوع هست که نه به جامعه بلکه به خود من بر میگردد و آن ذکاوت من نوعی برای تشخیص موقعیت و فرصت مشارکت است. مشارکت در جریانی به صحت انجام آن باور دارم و اگر رای من و شمای نوعی اثر نداشت چرا اصولا شائبه تقلب مطرح شد؟ حتی انهایی که دارند از اساس صحت رای گیری را زیر سوال می برند در مبنای فکری و در اساس عملشان به تاثیرگذاری رای مردم و انتخابات اعتراف می کنند:)

    و اما بعد
    مگر مولا نفرمود که اغتنم الفرص اخیر لانها تمر مر السحاب؟
    شاید الان ولاگ کوچک من به دلیل گرفتاری های زیادم در سکوت سپری کند روزها را، اما حداقلش این است که هفته ای یکبار مجالی برای دور هم جمع شدن و تشریک مساعی عده ای در جهت یک هدف مشترک را فراهم می کند….

    چقدر حرف زدم
    باید ببخشید

    [پاسخ]

  3. […] همین نوشته در وبلاگ آینده از آن حزب الله- امیر علی صفا […]

  4. شهید آینده گفت:

    سلام
    واقعا دست مریزاد
    خدا خیرتون بده
    هر وقت میام اینجا توشه ای برمیگیرم و میرم
    گاهی شاید مخالف باشم اما بعضی ها با نوشته هاشون انگار بصیرت تزریق میکنن…ممنون
    اللهم عجل لولیک الفرج

    [پاسخ]

  5. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    امروز اولین روز کاری بود و تبلیغاتی.
    تو زمین و هوا دنبال اسم می گشتم.
    یکی از لیست ها دستم رسید.نگاه من بود و ذهنیتی از این اسم ها.
    سعی می کردم منطق را حاکم کنم.
    و این گشتن ها هم چنان ادامه دارد…
    یا حق

    [پاسخ]

  6. سلام
    استدلال خوبی بود.
    جای اینگونه سخنان در صدا و سیما خالی است و نباید فضای رسانه ای حاکم در ایام انتخابات اینقدر شعارزده بشود.

    البته ما انقلابی رای میدهیم. انشاالله
    :wink:

    [پاسخ]

  7. آذرخش گفت:

    شرکت نکردن توي انتخابات به نظر من کلا کار احمقانه ايه.
    گذشته از مشارکت حداکثري کور کردن چشم دشمنان که خيلي مهم هست اما از بعد فردي هم وقتي کسي در انتخابات شرکت نمي کنه داره رسما اعلام مي کنه آقا اصلا ما رو آدم حساب نکنيد. ما برامون مهم نيست چي بشه! چه اتفاقي بيفته، کي بياد! کي بره! کلا شوت شوتيم.
    حتي اگه واقعا کسي نمي تونه کانديداي مورد نظر خودش رو پيدا کنه و به هيچ کدوم اعتقاد نداره و به هيچ عنوان نمي تونه از بين بد و بدتر کسي رو انتخاب کنه به نظرم بازم بايد شرکت کنه و راي سفيد بده.
    اينجوري ضمن اينکه توي اين امر مهم شرکت داشته، نشون داده که آينده مملکتش براش مهمه اما نتونسته فرد مناسب رو پيدا کنه.
    اينجوريه که به حساب مياد. به عنوان يک انسان، يک شهروند، يک آدم عاقل روش حساب مي شه.

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 01:05:

    اگه من سیستم که سیستم رو قبول ندارم بازم باید در انتخابات شرکت کنم؟
    ایا خود شما نبودید که می گفتید اگه می خواین مخالفتتونو نشون بدید تو انتخابات شرکت نکنید؟
    بعد از انتخابات 88 تصمیم گرفتم دیگه شرکت نکنم نزدیکه 2 سال بیشتره دارم برای شرکت نکردن لحظه شماری می کنم…
    برای حکومت فقط و فقط مهم درصد شرکت کننده است اصلا مهم نیست چه کسی رای میاره…

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 10:23:

    خب البته درستش هم همینه ها
    شوما اگه برات مهمه که برا حکومت مهم باشی حکومت باید برات مهم باشه
    این از اون استدلالهای خنده دار و اینا بودها

    البت من شخصا از خبرگرازی ها خواهش می کنم که وقتی دارن خبر حضور فوق العاده مردم رو مخابره کنن از شخصی به نام ناشناس جدا نام ببرن…حالا شما این بار رو شرکت بفرما

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 11:18:

    اتفاقا انتخابات هم برای رای نگرفتن از شما لحظه شماری میکنه. آدمایی که هنوز فرق انتخاب و اغتشاش رو نفهمیدن همون بهتر که رای ندن…

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 11:46:

    ما کي گفتيم اگه مي خواين مخالفتتونو نشون بديد شرکت نکنيد؟ :-)))
    حکومت هم درصد شرکت کننده اش رو داره و نگران نيست. چه شما شرکت کني چه نکني.
    من براي خودتون گفتم که آدم حسابتون کنن.
    حالا خودتون نمي خواين آدم باشيد حسابش جداست.

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 12:40:

    بابا “برای خودتون گفتم”
    بابا “به فکر ما”
    بابا “ژان والژان”
    بابا تو دیگه کی هستی!
    واقعا تو دیگه کی هستی؟!

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 14:06:

    در این میان ظاهرا یک عدد سوءتفاهم پیش اومده ها! این ناشناس اون ناشناس نیستا! فکر کنم البته ها!

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 20:02:

    من از این ناشناس بابت اشتباه گرفته شدن با اون ناشناس معلوم الحال عذر میخوام.

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 22:05:

    آره بابا اين ناشناس دومي از خوده!
    :wink:

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 22:46:

    از جمیع ناشناس ها خواهشمندیم
    اگه واقعا انقدر اسم گذاشتن سخته
    لا اقل خودی و نخودی رو معلوم کنن

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 27th, 2012 00:31:

    یکی از این ناشناسها به طور ضمنی طی یک اعتراف خودش رو معرفی کرد که!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 27th, 2012 22:16:

    :mrgreen: :mrgreen:
    بله کاملا موافقم
    مثثثثثثثثثل اضلاع و اینای یه منتظم موافقم :mrgreen:

    [پاسخ]

    اریا پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 07:39:

    اینکه کسی بیاید و به مکانیزمی رای بده که فقط نفع امثال تو را حفظ می کنه کار احمقانه ای هست!رای بده مشارکت را بالا ببره و سپس ان دهانت را باز کنی و او را عامل بی بی سی بخوانی و خودت را که عاشق عربها !!! هستی یک ایرانی!!!

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 09:45:

    ببخشید شب بود سیبیلاتون رو ندیدیم!

    [پاسخ]

  8. جواد گفت:

    بنده که هیچ کاندیدایی در انتخابات ندارم و همه ی کاندیداهای من در زندان هستن و یا رد صلاحیت شدن باید این انتخابات رو کجای دلم بذارم؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 08:29:

    عرض کردم این انتخابات فقط برای موافقین جمهوری اسلامی هست، شما عقلاً بر اساس نوع نگاهی که به جمهوری اسلامی دارید نباید هم شرکت کنید و اگر شرکت کنید خیلی خنده داره.
    فقط روز انتخابات و بعد از اون یه نیگا بندازید ببینید چند درصد از ملت مثل شما فکر می‌کنه و واقعیت رو بپذیرید

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 26th, 2012 11:42:

    آها از اون لحاظ!
    خودم تا به حال به این نکته دقت نکرده بودم. راست گفتی من کاملا مخالف جمهوری اسلامی هستم و این خوبه که شما هم همه ی اون افراد رو در صف مخالفین جمهوری اسلامی میذارید. خوشحال شدم که صف مخالفین جمهوری اسلامی هر روز پرشمارتر میشه، البته به مدد شما.

    [پاسخ]

    م آزاده پاسخ در تاريخ فوریه 27th, 2012 09:43:

    پرشمارتر میشه یعنی شما و چند نفر دیگه؟؟؟

    [پاسخ]

  9. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    من با اجازه فقط متن شما رو خوندم.
    من نظام رو قبول دارم. جونم رو هم براش می دم. رهبر انقلاب رو هم قبول دارم. به انتخابات و نحوه برگزاریش اعتماد دارم. دارم مثل یه انسان دنبال کاندیداهای نزدیک به نظرم میگردم. حتما هم توی انتخابات شرکت می کنم. مثل تمام کسانی که نظام رو قبول دارن و دلشون برای مملکتشون می تپه و توی انتخابات شرکت می کنن.
    همین!

    [پاسخ]

  10. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    ممنون برای لینک ها.
    بحرین…بحرین…بحرین مظلوم…
    پای این عکس ها جان دادن چیزی نیست اما انگار دارد می شود گشت نتی و گاهی خمی به ابرو.
    اللهم انصر جیوش المسلمین
    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
    یا حق

    [پاسخ]

  11. مهندس گفت:

    با این وضع مملکت باید خیلی ک…. و .ک…مشنگ تشریف داشته باشی اگه بخوای بری رای بدی اونم به جهار تا ک… مشنگتر از خودت . خداییش من گوسفندامو هم به دست اقای کوچکزاده ، لاریجانی ، توکلی یا حتی مطهری نمیدم تا بچروننش چه رسد به اداره مملکت

    (ویرایش شده)

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ فوریه 27th, 2012 22:10:

    اينايي که گفتي ما هم گوسفندامون رو نمي ديم دستشون.
    ولي شما برو پاي برنامه همون نوري زاده تون بشين که مغزت پوک تر و پوک تر بشه. نمي خواد راي بدي.

    [پاسخ]

    ژان زاک روسو پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 09:15:

    خب دوست عزیز اگه به اینا رای ندی میخای به عمت رای بدی؟ دیگه کی مونده غیر از اینا؟
    حتما میخوای به حداد عادل رای بدی

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 18:57:

    عمه جنابعالی کاندید نشدن که به ایشون رای بدیم؟!

    [پاسخ]

  12. جواد گفت:

    آقا جایزه اسکار “جدایی نادر از سیمین” رو تبریک میگم.
    فقط یه نکته ای به خودت و همپالگیهات می خواستم بگم. این لینکی هست که خبرگزاری فارس از این جایزه گذاشته.
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901208000091
    تو این خبر نوشته که اصغر فرهادی از برنامه ی هسته ای ایران حمایت کرده در حالیکه اصغر فرهادی اصلا یک کلمه از برنامه ی هسته ای ایران نگفت. بنده کل برنامه رو زنده و مستقیم نگاه میکردم.
    حالا به خبرگزاری فارس که یک مطلب به این روشنی و وضوح رو که همه ایرانیها زنده دیدن جعل میکنه چطور میشه اعتماد کرد.
    فکر نمی کنید باید رید به تمام اون اصولی که به شما اجازه میده به این راحتی دروغ بگید و سینه بدید جلو که مورد تایید خداوند هستید.

    [پاسخ]

    اریا پاسخ در تاريخ مارس 1st, 2012 22:21:

    دروغ گفتن برای حفظ نظامی که مدعی اسلام هست ایرادی ندارد.به تدریج اختلاس ها عیان شد.افرادی که بیگناه از بین رفتند.فساد خصوصیت جایی است که انتخابات سالم در ان وجود ندارد.اینجا روبط و سفارش ها کار گر است.

    [پاسخ]

  13. سلام به همه
    از صبح اینجا برای من باز نمی شد
    خوشحالم که درست شد

    [پاسخ]

  14. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    نمی دونم اینترنت من مشکل داره یا وبلاگ به مشکل خورده؟ دو روزه نمیشه بیام.

    از دریافت جایزه اسکار توسط آقای فرهادی الان دقیقا همون حسی رو دارم که مردم هند بعد از دریافت اسکار فیلم “میلیونر زاغه نشین” داشتند.

    [پاسخ]

  15. خواهر شهید کاظم گفت:

    با مطلب فرهادی یا طالبی! مسئله در این است! به روزم.
    http://saleky.persianblog.ir/
    سؤالاتی که جناب فرهادی باید پاسخ دهند.

    [پاسخ]

  16. ناشناس گفت:

    به احترام خونهایی که از ما ریخت
    به احترام حقی که از ما گرفته شد
    به احترام چشمان همیشه منتظر مادر سهراب
    به احترام داغ دل دیده مادر ندا، کیانوش، امیر، محسن و باقی شهدایمان
    به احترام همه عزیزانی که مجبور به کوچ از خاک وطن شدند
    به احترام چشمهایمان که سوخت، تنهایمان که کبود شد
    به احترام چشمان منتظر فرزندان نسرین ستوده عزیزمان
    به احترام درد زنجیر ها، باتوم ها، کابل ها و تحقیر ها
    به احترام میرحسین و بانوی سبزمان و شیخ شجاعمان که همراه و همگام ما بودند
    به احترام تمامی اسرای در بندمان
    به احترام این همه عذابی که از تحقیر و سانسور کشیدیم
    به احترام دستان پینه بسته کارگری که برای عزت و شرافتش دست هیچ ناکسی دراز نمیکنه
    به احترام تمام آزادیخواهانی نظیر مهدی خزعلی و نوریزاد که در آزادگی روی حر رو سفید کردند
    به احترام شعور خودمان
    رای نمیدهم
    رای نمیدهم
    رای نمیدهم
    رای نمیدهم
    رای نمیدهم
    رای نمیدهم
    رای نمیدهم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 28th, 2012 14:32:

    به درک.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 28th, 2012 16:17:

    به احترام یه ناشناس دیگه بزن دست قشنگه رو!!!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 28th, 2012 16:31:

    به احترام خونهایی که از ما ریخت
    به احترام حسین غلام کبیری
    به احترام خون دلهایی که خوردیم
    به احترام همه شهدا و جانبازان( مخصوصا شهدا و جانبازان فتنه)
    برا کوری چشم دشمن
    برای اینکه شماها لجتون دربیاد
    برای اینکه یه عده از حقد و کینه خفه بشن
    برای اینکه یه عده از عصبانیت بمیرن
    برای پیشرفت ایران
    رای خواهم داد
    اصن میتونم رای بدم و میدم
    حرفی هست؟

    [پاسخ]

    ژان زاک روسو پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 09:12:

    من به کسانی که رای می دهند و حق رای ندادن را به دیگران می دهند احترام میگذارم و به آندسته از کسانی که رای نمی دهند و اجازه می دهند دیگران رای بدهند نیز احترام قائلم. اصل و اساس دموکراسی اجازه دادن به دیگران برای انتخاب است یعنی اساس دموکراسی اینست که ایا به دیگران حق می دهیم انتخاب بکنند یا نه. مرحله دوم دموکراسی اینست که ایا الان که حق انتخاب دادیم اجازه می دهیم انتخابشان را انجام دهند.به نظر می رسد طیفی از با شعورترین افراد این مملکت را از این دو حق یعنی حق مشارکت و حق انتخاب محروم کرده اند.خوشبختانه این مرحله ای از دموکراسی است و امیدواریم در این دوره درس های جدیدی از دموکراسی بیاموزیم. دوست ندارم در مورد انتخابات پیش بینی کنم اما باید بگویم به احتمال زیاد احمدی نژاد ، مطهری را تحقیر خواهد کرد. مثلا در صندوق های رای ، ممکن است رای مطهری یک عدد هم شمرده نشود.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 14:50:

    واین بود تعریف دموکراسی!
    ولی واه واه! توی ایران! نه به کسی اجازه میدن بره رای بده! احیانا یه عده هم که میرن پای صندوق که رای بدن، خودکارشون رو میگیرن خودشون براشون اسم مینویسن. کسی حق نداره اسمی که میخواد بنویسه. تازه اگرم اسمی که بخواد بنویسه، کسی اون اسمو نمیخونه که!! قبلا انتخاب شدن. این چیزا سیاه بازیه!

    به قول یکی از شاگردای من، شنیدم انتخابات 88 صندوق احمدی نژاد اول صبح پر بود!!!! حالا تو بیا به این اثبات کن صندوق همه یکیه. صندوق کاندیداها جدا نیست! مگه میشه؟!

    حالا فردا که ملت برن رای بدن و کلی مشارکت باشه، این حرفا میچرخه به این سمت! اینا رو با زور و تبلیغ و تهدید و اینا آوردن پای صندوق!

    بعد چطوری این دو تا مساله جمع میشه نمیدونم؟ از یه طرف اجازه نمیدن کسی بره پای صندوق رای بده، از یه طرف با تهدید میبرنشون پای صندوق!! حالا شما زحمت بکشید پیدا کنید پرتقال فروش را!!

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 16:17:

    نه حرفی نیست. یکی مثل صاحب وبلاگ باید باشه که چنان جواب کوبنده ای به اون ناشناس که شما از روش اینو نوشتی بده که نیست. همگی خسته نباشین.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 19:07:

    سلامت باشید
    :)

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ فوریه 28th, 2012 16:46:

    :D

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 28th, 2012 23:22:

    از طرف من هم به درک

    [پاسخ]

    اریا پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 07:47:

    اب بریز انجایی که داره می سوزه.مگر مردم فراموش می کنند تمام رفتار عوضی که با انها شد؟
    الان هم به یه مشت دزد رای بدهند.با ان مشارکت بالا یک دفعه ان فردی را که نفرت ازش داشتند انتخاب شد !!!!!!!!!!!!!!!ان هم در دور اول !!!!!!!اگر دروغ بزرگ باشه بهتر میشه ازش دفاع کرد.

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 09:44:

    بعضی آدما چرا اینقدر خز و خیل تشریف دارن؟!

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 11:43:

    تو فراموش نکن!
    ولي حداقل برو پاي يکي از صندوق ها از دور نگاه کن ببين چند نفر ميان.
    اونوقت تو بايد آب بريزي.

    [پاسخ]

  17. مهدی گفت:

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    نه مهدوی نه مصباح……………. فقط احمدی نژاد

    [پاسخ]

  18. منتظر گفت:

    آوایی تایید شد؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 28th, 2012 22:22:

    نه؛‌ جناب حسنوند تایید شد و عصری یه گردهمایی کوچیک داشته، این طرف هم اینا یه تکونی خوردن که بلکه فرجی بشه که تا این لحظه و این ساعت هیچ خبری نیست.
    بجز آقای حسنوند چند نفری هم در چند جایی دیگه تایید شدن مثلاً ارومیه.

    [پاسخ]

    جدی؟ پاسخ در تاريخ فوریه 28th, 2012 23:09:

    شرم آوره حسنوند با اون ….. تایید بشه.خجالت نمی کشین؟
    تایید نظام اسلامی رو داره.
    اون وقت کسی که سید حسن نصرالله رو معرفی کرده و سید حسن براش زنگ زده رد بشه.
    این ها مهم نیست .به اون فکر کن که حسنوند مورد تایید نظام اسلامیه.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 13:08:

    آقا این قضیه‌ایی که می‌گه سیدحسن پیگیر شده واسه تایید آوایی در نوع خودش خیلی جالبه، کُلی موجب ادخال سرور می‌شه.
    سیدحسن همینجور بیکاره که کارای ایشون رو پیگیر کنه دیگه :))
    دیکتاتوریی که جناب آوایی در دزفول راه انداخته بود اونقدر تهوع آور و شرم آوره که میشه ساعت‌ها در موردش حرف زد ولی متاسفانه خیلی‌ها خیال می‌کنند به خاطر فعالیت‌هایی که در خصوص دراویش داشته رد شد، درحالی که اینجور نیست.

    [پاسخ]

    تاسف پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 15:34:

    کسی که با رای مردم انتخاب شده چطور دیکتاتوره؟ پس نماینده مردم باید بله قربان کولی شما باشه که معلوم نیست از کجا اومدید؟ اون وقت شما که نماینده دو دوره مردم رو که اگه مرد بودید تاییدش می کردید راحت در می اومد، رد می کنید دیکتاتور نیستید؟
    واقعا تعریفتون از دیکتاتور جالبه.
    شما و امثال شمال دور قبلی مجلس 5 هزار رای نداشتید.کاندیدای اصول گرا رو میگم.شما در اقلتید.
    قبول کن.
    اگه کسی انصاف داشته باشه و دستش توی کاسه نباشه، از این عمل اشتباه کسانی که از نجابت مردم دزفول سواستفاده میکنن دفاع نمی کنه.
    باید مردم آشوب کنن مثل اندیمشک که جا بزنید؟ که …
    کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودش رو به خواب ميزنه رو نه.چطور دفاع می کنید؟
    معنی ادعای دفاع از حرف های آقا رو هم فهمیدیم وقتی به نظرحداکثری ایشون این طور عمل می کنید.
    هم در این دنیا هم اون دنیا باید جواب گو باشند هم کسانی که این عمل رو انجام دادن هم کسانی مثل تو که ازش دفاع می کنن.
    شما گمون کردید با این نظر مردم به شما میشه ولی نتیجه کارتون از همین الآن هم کاملا هویداس.مردم رو از صندوق های رای دپور کردید.
    حیف از خون پاک شهدا که افتاد دست امثال شما.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 20:26:

    بحث رو از منطق خارج نکنید و لطفاً یه جوری نگید که به من بربخوره واِلا ضرورتی به پاسخ نمی‌بینم :))‌
    اما اگر آقای آوایی رو دیدید بگید چرا پل چهار دزفول اینهمه سال ساخته نشد، دو میلیارد تومن‌ش دقیقاً کجا رفت؟! آقای “ق” که هم‌کلاس بنده بود و مدت‌ها دنبال کار می‌گشت با اون وضع، چطوری و بنا به چه استدلالی یهویی شد سرپرست فرودگاه دزفول؟ مثلاً در بین اینهمه درجه‌دار و‌ کارآزموده پایگاه چهارم شکاری یک نفر پیدا نمی‌شد؟ بعد این آقا رو چرا فرستادن تهران در دادگستری کار کنه؟
    آقای “ش” با کمتر از سی‌سال سن که تا چند روز قبل تو یکی از دفاتر ایرانسل کار می‌کرد چطوری یهویی شد سرپرست شهرک‌های صنعتی و بعد از اون رئیس اداره صنایع دزفول؟ بنا به کدوم استدالال خبرگان این کار و کارآزموده‌های مورد اعتماد کنار زده شدن این آقا اومد سرکار؟
    آقای “م” بدون حتی یک‌ساعت سابقه‌ی تدریس چطوری شد رئیس دانشگاه‌ آزاد دزفول؟ خبر دارید این آقای “م” قبل از دانشگاه آزاد گاو داری داشته؟ یعنی از گاوداری شد ریس دانشگاه. چطوری؟ گاوها دانشجو هستند یا دانشجویان گاو؟ (باور کنید این شوخی نیست، واقعاً ایشون قبل از ریاست دانشگاه گاودار بوده..
    هنوز اسم ببرم از روسای دیگه؟
    جناب آقای جمال با اون سابقه‌ی درخشان چرا یک شبه از مدیریت سازمان آموزش و پرورش کنار رفت؟
    چرا آقای آوایی برای کنار گذاشتن یک دکتر از ریاست یک اداره در دزفول رسماً اون رو مجنون خطاب می‌کنه و همه‌جا می‌ره میگه این مجنونه باید عوض بشه؟
    یک هزارم دیکتاتوری که ایشون تو دزفول راه انداخته بود رو عرض کردم… باور کنید این فقط یک‌هزارم‌ش بود.
    هیچ حرفی هم نزدم از اینکه ایشون اینهمه سال مجلس بودند در تقنین کدوم قانون و نظارت بر کجا نقش داشتند؟‌ اینها وظایف یک نماینده است نه اینکه برای جابجایی معاونت یک اداره هم یقه پاره کنه.
    ضمناً آخر سر هم بپرسید ازشون چرا برخلاف نظر تمام مراجع تقلید خانقاه 70 متری دزفول رو تبدیل به خانقاه 3 هزار متری کردند؟
    چرا اجازه ندادن اسم بیمارستان بزرگ دزفول بشه بیمارستان امام علی و اصرار داشتند بشه بیمارستان گنجویان قطب دراویش؟ و… و… و…

    [پاسخ]

    منتظر پاسخ در تاريخ فوریه 29th, 2012 21:59:

    بله فراموش کرده بودم که شماها بیشتر مردم عادی می فهمید و اینکه یک بار همین حرف ها رو زدید و کسی به شما محل نگذاشت و مردم ایشون رو با رایی بالاتر از دوره ی اول به مجلس فرستادند این اجازه رو به شما میده که ایشون رو رد کنید.
    اشتباه از من بود.من معذرت می خوام.
    ما ادراک نداریم.ما نمی فهمیم.فقط شما می فهمید.
    این همه درس خونده و آدم متدین توی این شهر اون دوره همه حرف های شما رو شنیدن و رای دادن به ایشون.
    رد کردن کسی که اگه انصاف داشته باشید اکثریت مطلق آرا رو داره و اگه بی انصاف باشید هم باید قبول کنید که دو دوره تونسته نظر مردم رو جلب کنه توهین به شعور،بصیرت و درک و فهم مردم متمدن متدین انقلابی آزاده و زجر کشیده ی دزفوله.

    [پاسخ]

  19. […] چرا در انتخابات شرکت نخواهم کرد. سید مرتضی میری رای ندادن- حسام الدین مطهری اندر  دلائل رأی ندادن- علی احمدی وبلاگ ره رو همین نوشته در وبلاگ آینده از آن حزب الله- امیر علی صفا […]

  20. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر اهالی باصفای حزب الله.
    سلام نماز را که می دهی کنار مهرت یک عدد تبلیغ می گذارند.
    میایی بند کفشهات رو ببندی که یه عدد تبلیغ رو زمین هست و مشغول به خواندن می شوی در همان حال.
    موقع ناهار قاشق اول را نخورده چشمت می افته به تبلیغ کنار دستت.
    میخوای بری سر کلاس گوشیت رو سایلنت می کنی که سه تا پیام تبلیغاتی می بینی.
    ماشاالله بسی تبلیغ گشته اندر احوالات مجلس این روزها…
    یا حق

    [پاسخ]

  21. عابر گفت:

    اگه لینک پاسخ پناهیان به مطهری رو میشد دست همه ملت رسوند چقدر ایده آل بود. خیلی خوبه. حاج علیرضا مطهری رو برده گوشه رینگ و بستتش به هوک چپ و راست

    [پاسخ]

  22. افق گفت:

    سلام
    میلاد امام حسن عسگری(علیه السلام) رو خدمت همه دوستان تبریک عرض میکنم.

    [پاسخ]

  23. ناشناس گفت:

    حماس هم که رفت طرف اغتشاشگران آمریکایی سوریه!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2012 09:53:

    http://fa.alalam.ir/news/299524

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مارس 2nd, 2012 17:30:

    لینکی که گذاشتین باز نشد. ولی جهت محکم کاری، این خبر سخنرانی جمعه اسماعیل هنیه در الازهره. تحلیل هم نیست که بگین خبرگذاری خارجیه. متن جمله طرفه:

    Ismail Haniyeh said after Friday prayers at Egypt’s Al-Azhar Mosque that Hamas commends “the brave Syrian people that are moving toward democracy and reform.”

    [پاسخ]

  24. ن.خ گفت:

    کسی در مورد خیانت امروز خاتمی حرفی نداره؟ :دی

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مارس 3rd, 2012 01:14:

    http://www.alef.ir/vdcdso0f9yt0sn6.2a2y.html?134936

    [پاسخ]

  25. سروش گفت:

    سلام برادر

    ماییم و می و مطرب و این کنج خراب…

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: