وکیلانه » » دو پرده از یک روزِ کاری
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
دو پرده از یک روزِ کاری
1st, فوریه 2012| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[105]

ـ …و چند ساله؟
ـ 53

ـ مگر نه اینکه برای "کنترل بازار"، "جلوگیری از احتکار و سوءاستفاده‌های احتمالی"، "پیشبینی برای کمبود‌ها" و "تنظیم واردات"،  مدت‌هاست قانوناً ابلاغ شده عمده فروشان موظف هستند موجودی انبارشون رو به صورت دقیق به صنف مربوطه اعلام کنن؟ چرا شما دو ماه چنین کاری نکردید؟
ـ والا!… خوب، قرار بود بدم ولی وقت نمی‌شد. نه که قصد پنهان‌کاری داشته باشم ها! وقت نمی‌شد. بالاخره کار میوه هم دردسرهای خودش رو داره.

ـ دو ماه؛ یعنی 60 روز؛ وقت نشد؟! بنا به گزارش بازرسان موجودی انبار شما تو این دو ماه غیرطبیعی و بسیار زیادتر از ماه های قبل بوده؟ چرا؟ چه توضیحی دارید؟
ـ خوب، خوب بازار کشش داشت، ما هم افزایش دادیم.

ـ شما که به بازار ارائه نکردید،‌ تو انبار نگه داشتید که!
ـ خودتون که باید بدونید. من (…) هستم. تمام استان رو من تامین می‌کنم. سرم شلوغه. حالا شما تازه تشریف آوردید. یه بار تشریف بیارید حجره در خدمت باشیم!! خودتون از نزدیک مشاهده بفرمایید. یه چایی در خدمت باشیم!!
اونجا هم بیشتر حرف می‌زنیم. اونم اوکی. (اندکی مکث با خنده، با دست زنجیر طلای گردن‌ش رو اینور اونور می‌کنه به نحوی که انگار دادگاه دایورت هست به یه نقطه از بدنش) حالا سعی می‌کنم از این ماه ارائه بدم.

ـ امیدوارم این آخرین بار باشه. ولی اگر کاری هم بود شما تشریف میارید، بنده جایی تشریف نمی‌برم! مفهومه که؟ بعد شما "سعی" می‌کنید؟! دلبخواهیه؟
ـ ای آقا، جناب قاضی! با اونایی که 3000 هزار میلیارد رو هاپولی کردن کسی اینجوری برخورد نکرده که شما با من برخورد می‌کنی. اونا رو باید گرفت. باید به اونا…

ـ شما می‌شناسید اونهایی که 3000 هزار میلیارد رو هاپولی کردن؟ یا در جلسه رسیدگی‌شون بودید که اطلاع دارید چجوری باهاشون برخورد شده؟
ـ نه. نبودم. ولی خوب معلومه دیگه. (با لبخند ملیح) دوستان شما با اونا که کاری ندارن، حالا شما با ما اینجوری…

ـ دختر دارید؟
ـ چی؟
ـ عرض کردم فرزندِ دختر دارید؟
ـ دختر؟ بله. چطور مگه؟
ـ چند ماه قبل که گفته شد 14 نفر تجاوز گروهی انجام دادن، اگر دخترتون می‌ومد خونه و خدای نکرده می‌گفت بابا تو کوچه فلان پسر مزاحم من شد، می‌گفتید بروبابا! اونایی که 14 نفری تجاوز کردند فلان، حالا تو اومدی می‌گی یه پسر مزاحمم شد؟ اینجوری می‌گفتید به دخترتون؟
ـ اون دختر منه جناب قاضی!

ـ اینایی هم که شما با احتکار می‌خواستید بهشون ضرر بزنید ملتِ من هستند. هوطنانم!
و سکوت…

(مستنداً به ماده 74و…، 52 میلیون ریال جزای نقدی و بازرسی موکد از انباری ایشان، در صورت تکرارِ عدم ارائه‌ی موجودیِ انبار مراتب جهت پلمپ به اطلاع خواهد رسید!)

×××××××××

ـ …و چند ساله؟
ـ 28

ـ چرا قیمت رو روی اجناس و میوه‌ها درج نکردی؟
ـ آقای قاضی، به خدا یه تابلو وایت‌برد داشتم که روش می‌نوشتم، از چند روز قبل از اون روزی که بازرسان تشریف بیارن ماژیک تموم شده بود. وقت نکرده بودم برم ماژیک بخرم.

ـ مگه چقدر طول می‌کشه یه ماژیک خریدن؟
ـ حاج آقا! به خدا من یکساله ازدواج کردم.چند ماه دنبال کار گشتم. پیدا نشد. حالا 7،6 ماهه که تازه این مغازه رو زدم. چند وقته میوه سخت گیر میاد.  به خدا صبح هنوز هوا روشن نشده با موتور باید برم میدون بار، میوه ها رو بیارم. بعد بچینم و هی دلم آشوب باشه که آیا فروش می‌رن یا نه، تا هنوز هم غروب نشده اون میوه‌هایی که خراب شدنی هستند اگر فروش نرفتن باید ببرم بدم به یه دوستی که اون دست فروشی و ارزون‌تر سر مسیر ماشین‌ها بفروشه. بعد سریع برگردم مغازه این میوه های باقی‌مونده رو مرتب کنم که خراب نشه. خیلی روزها فروش ندارم. مغازم جای خوبی نیست.

ـ خوب! عزیزم این چیزا که گفتی درست. اما ربطی به مشتری داره؟ اون باید قیمت‌ها رو بدونه که چی می‌خره. باید قیمت مشخص باشه که پایین بالا نشه. نمی‌شه که همینجوری. حالا شما این 40 تومون رو که جریمه شدی، از این به بعد بیشتر مراقب درج قیمت‌ها خواهی بود.
ـ نه! (با بغض) حاج آقا من تازه مغازه رو زدم، اینقدر فروش ندارم که بتونم جریمه بدم…

(مستنداً به ماده 74 و….، 400000 هزار ریال جزای نقدی، و به جهت رعایت حال متهم بلحاظِ تازه تاسیس بودن چهار پنجم تخفیف، تبدیل به 80000 ریال.)  مقتضی‌ است علاوه بر برگ رسیدِ پرداخت بانکی یک بسته ماژیک هم روئت شود!



105 دیدگاه برای “دو پرده از یک روزِ کاری”

  1. آذرخش گفت:

    وااااي خداي من خيلي با حال بود.
    چه روز کاري جالبي داشتيد ها!!!

    اين ديگه آخر حکمه:
    “مقتضی‌ است علاوه بر برگ رسیدِ پرداخت بانکی یک بسته ماژیک هم روئت شود!”

    :lol:

    [پاسخ]

  2. سلام
    عجب متن عجیبی: )
    عجیب از این جهت که بهانه های واهی رو توضیح خیانت های اقتصادی می دونن
    البته امیدوارم این واژه خیانت حمل بر جسارت نشود:)

    احتکار…..بلای جان اقتصاد هست قطعا

    [پاسخ]

  3. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    رسیدن بخیر!
    این دو تا ماجرا واقعی بود؟
    من گیج شدم که!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 1st, 2012 20:15:

    سلام و بله،‌ واقعیتی دردناک. البته امیدوارم مفهوم رو تونسته باشم برسونم و ارتباط این دو موضوع رو با هم و خیلی از تیکه‌های موجود در این دیالوگ‌ها…

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 1st, 2012 20:41:

    به غیر از مفهوم و اینا من متوجه یه چیز دیگه هم شدم
    مفهومی به اسم قاطعیت

    هم تبریک داره هم تحسین و هم آرزوی دائمی و همیشگی بودن

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 1st, 2012 20:44:

    اهان راستی یه چیز دیگه هم متوجه شدم
    یه جور توهم اعتماد به نفس

    که امیدوارم بلای جان هیچ کس نشه انشاء الله

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 1st, 2012 23:24:

    میگم: به کشف نکات و مفاهیم جایزه هم میدید؟ ww

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 00:02:

    بله! من شخصا جایزه میدم! شما به کشف ادامه بده! خیالت تخت!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 00:05:

    هی دارم فکر می کنم چه جوابی بدم که نه سیخ بسوزه نه کباب

    متاسفانه هیچ جوابی به ذهنم نمی رسه و این یه اتفاق خیلی خیلی خیلی نادره :mrgreen:
    بعله

    اما خب خداییش جایزه نقد باشه خیلی خوبه w) دم دست و اینا
    والا

    [پاسخ]

  4. افق گفت:

    من اگر یه سوال بی ربط بپرسم اشکال داره؟
    من تا الان هنوز متوجه فرق جبهه پایداری و جبهه متحد نشدم. چیکار کنم؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 1st, 2012 20:34:

    منتظر باشید پست بعدی اینجا رو بخونید :)

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 1st, 2012 21:02:

    واقعا؟
    متشکرم.
    آرزوهای دیگه ی آدم هم اینجا برآورده میشه؟

    [پاسخ]

  5. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر اهالی باصفای حزب الله.
    خیلی قشنگ بود.
    چند روزه دل دل می کنم بگم یا نه
    دلم تنگ شده زیاد برای نوشته های دلی حزب الله در این سایبرستان…(کلی حرف داشت توش ها:))
    پیروز باشید.
    یا حق

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 1st, 2012 23:53:

    سلام
    به نظرم این روزها
    حرف دل از راه منطق می گذرد: ) چرا که نحن ابناء الدلیل

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 00:14:

    من به جای جناب عبدالله پاسخ جناب رهرو را منطقی ندانسته و همچنان بر خواسته خویش مبنی بر آرزوی! نوشته های دلی تاکید می نمایم!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 15:29:

    سلام
    عرض کنم که شنیدید میگن مایت ایز رایت؟
    حالا همینه که اینجوریه
    والا :mrgreen: :mrgreen:
    ====
    البته این یه تیکه خطاب به جناب عبدالله نبودهاااا
    : )))

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 00:01:

    سلام بر جناب عبدالله بزرگوار.
    یواشکی!
    ما هم!

    [پاسخ]

  6. سادات گفت:

    سلام و وقت بخیر
    چقدر جالب بود
    من خواننده خاموش سایت شما بودم ولی الان نتونستم نظر نذارم.
    کاش همه قاطعیت و دلسوزی شما رو داشتن. از جمله خودم…

    [پاسخ]

  7. رضا گفت:

    سلام
    صمیمانه تبریک عرض می‌کنم شغل جدید رو و دعا می‌ کنم در این راه موفق باشید و منشاء خیر برای جامعه.
    انشالله مقداری از تجربیات خودتون رو هم مثل این پست بنویسید.
    خدا حفظت کنه.

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 00:03:

    یا وارث
    انا هم تبریک شدیدا.

    یا حق

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 00:11:

    ا؟!!!!
    من تاااازه فهمیدم چه خبره! :roll:
    ای دل غافل! مبارکه آقای صفا! خدا بهتون صبر بده و توان و قدرت و قوت و سعه صدر و شجاعت و هزار تا خوبی دیگه.
    الهی که عادل و باصفا بمونید مثل الان.
    همکار بابام شدید پس!

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 13:33:

    آقای صفا!
    لطفا شفاف سازی کنید!
    الان چی کار میکنید؟ ا؟! رفتید تعزیرات حکومتی؟!
    پس یعنی همکار بابام نشدید؟
    میشه لطفا یک جوان رو از گیجی دربیارید تا بره دنبال کار و زندگیش؟! لطفا!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 14:02:

    بله همونجا، فکر می‌کردم مشخصه از متن، عفو بفرمایید اگر جواب ندادم. کلاً عادت به جواب ندادن به کامنتی که نیاز به جواب داره ندارم که، میدونید.

    [پاسخ]

  8. افق گفت:

    ماشاالله به همتتون!
    شما این لینکهای بی نظیر رو از کجا پیدا می کنید؟
    ای در وطن خویش غریب! خیلی خیلی زیبا بود.
    http://24tir.ir/myLDlinker.php?url=3193

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 07:04:

    چرا با کارخانه ادم سازی شما و کسانی که صبح تا شب ذکر می گویند جامعه چنین به قاون و رعایت انصاف بی تفاوت است ؟
    علتش فسادی است که وجود دارد .برای حل این موارد ابتدا باید تکلیف فساد را معلوم کرد .انهم ریشه این فسادها به جاهایی مانند انتخابات فرمایشی هم می رسد .
    خدا پدرتان را بیامرزد با ارایه سناریوهای برخورد در دادگاه چیزی مشخص نمی شود .

    [پاسخ]

  9. بیچک گفت:

    سلام

    خب حاجی میرفتین یه چایی میخوردین دیگه
    نمک نداشت ها :D

    [پاسخ]

  10. یه ایرانی گفت:

    امیدوارم چوب لای چرخت نذارن.

    [پاسخ]

  11. بیتا گفت:

    چند تا لینک گذاشتید سر این ماجرای مراسم مقوا. خواستم فقط یادآوری کنم این ماجرا یک اتفاق اشتباه وسط یک سیستم سالم نیست. وگرنه از بین این همه آدمی که درگیر این قضیه بودند یک نفر پیدا می شد چیزی بگوید. این جور حماقت ها کم کم می شود روال کشور. همین می شود وقتی آدم حسابی های مملکت صدایشان در بیاید گوشه اوینند. کسانی سکان اداره این کشور دستشان است، که نه تنها چنین مراسمی را برنامه ریزی می کنند، که حاضرند بنشینند کنار همچین مضحکه گریه آوری نقش بازی کنند. از نیروهای نظامی که زیر دستشان را به این کار واداشته اند، تا وزیر و وکیل مملکت.

    عقل سالمی که این دوستان شما ازش حرف زده اند در انتقاد از این دلقک بازی حکم می کند آدم گاهی با خودش فکر کند چقدر استثنا؟ چند بار اتفاق های احمقانه بیفتد من با خودم فکر می کنم یک جای کار اساسی می لنگد؟

    دیروز که می دیدم جشن دوران بچگی ام را هم تبدیل کردند به چیزی که بابتش مجبور شوم گریه کنم،وقتی آن سربازها را دیدم که در حالت احترام ایستاده اند، یا آنهایی را که دور اتاق کنار مقوا نشسته بودند، بیشتر و بیشتر باورم شد که داستان پادشاهی که لخت توی شهر رژه رفت و همه لباسش را تحسین کردند آنقدر هم دور از ذهن نیست. می شود که بشود….

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 19:24:

    این نوت رو امیرعلی در پلاس در مورد این موضوع منتشر کرده فکر کنم مربوط بشه به این حرف شما:

    “جنبششون از صبح تا شب فجیع‌ترین فحاشی‌ها رو انجام می‌دن و مشمئز‌کننده ترین ادبیات رو دارند و همه هم می‌دونن قاطبه‌ی این گروه چنین رفتاری رو دارند و اگر برخی دوستان عزیز و محترمی چنین رفتاری ندارند استثناء محسوب می‌شن، بعد جناب آقای معینی از یه کار احمقانه‌ در مراسم استقبال از امام در یه بخش از این مملکت نتیجه می‌گیره تسلط احمق‌ها بر امور؛
    اولاً اگر چنین تعبیری رو ما برای کلیت جنبششون و وصف احمق بر کل رو قرار می‌دادیم تنبانمان رو روی برج ایفیل به احتزاز درمی‌آوردند که وا ادبا!! و چرا جزء رو به کل نسبت می‌دید.
    در ثانی اگر بنا به این نوع نتیجه‌گیری از جزء به کل باشه در مورد سبزها چه تعبیری پس باید به کار برد با این وضع ادب‌شون؟”

    من هم اینو اضافه کنم که برخیا (منظورم شما نیستید، کلی عرض می‌کنم) یه جوری رگ دفاع از امام رو برداشتن که انگار ما یادمون رفته چی به چیه. زمینه سازان این کار احمقانه که باعث ایجاد فضای اهانت شدند به کنار، الان اینهایی که اهانت می‌کنن از کدوم گروه فکری هستند؟ ما به هر حال می‌شناسیم اینها رو خوب. کدوم سبز رفته گفته اشتباهی شده؟ کار احمقانه ایی صورت گرفته؟ اوکی، لطفاً اهانت نکنید. کی این رو گفته؟
    همین کارتونیست هتاکی که اسمش رو بردید اینهمه موارد متعدد به خیلی از چیزهای بالاتر از امام توهین کرد کسی حرف زد؟ خیلی درد داره برخیا علیرغم تمام کارنامه کاری که دارند حالا تریپ دفاع از امام برمیدارن.

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 20:24:

    باریک!

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 21:05:

    در مورد فحاشی ها، اتفاقی که تو بالاترین می افته و شما هی علم یزیدش می کنین، باید با توهین ها و فحشهای خیابونی و آنلاین برادران و خواهران هم نظر شما مقایسه کرد. و با اونایی که میریزن در خونه مردم رو ملک شخصی مردم فحش می نویسن. و شما انگار حق دارین در مقابل هر کاری که “عوامل سرخود” طرف شما می کنن سکوت کنین، ولی ما باید جواب تک تک نوشته های توی بالاترین رو بدیم.
    هر گندی هر وزیر و مسئولی می زنه، شما می گی سبزا فحش دادن. اگه جرئت داشتن همون مسئولین به جای یک سال زندانی کردن رهبران جنبش یا آزادشون می کردن که بشه آدمهای هم وزن رو با هم مقایسه کرد، یا حداقل بر اساس قانون خودتون محاکمه اشون می کردن. اونا رو تو خونه حبس کردن، بعد هی بر اساس نوشته یه سری آدم که معلوم نیست کین تو بالاترین بل می گیرن .

    تصمیم گیران کشور هم اگه به نظر شما معیار قضاوت درباره اشون باید همونی باشه که برای فحش دهنده های بالاترین استفاده می شه، شما رو به خیر و ما رو به سلامت. اینم خودش نشانه فساد و عمق خرابی یه سیستمه.

    دوما که اگه منظورتون من نیستم می تونین به همونایی که منظورتونن بگین. چون من هیچ جا از امام دفاع نکردم. صرفا گریه ام گرفت به حال کشوری که توش حکومتش یکی از مهمترین جشن ها (به نظر خودش حداقل) رو تبدیل به چنین مضحکه ای می کنه. اینکه این کار مسخره است ربطی به امام نداره. اینکه این کار نشانه حماقته ربطی به امام نداره (در ضمن حماقت هم حرف من نبود حرف همون لینکی بود که آقای صفا گذاشتن و من داشتم درباره اش حرف می زدم). لازم هم نیست آدم برای اعتراض به همچین کاری طرفدار امام باشه. مهم اینه که افراد خودشون احترام چیزی رو که هی ادعای تقدسش رو می کنن نگه دارن.
    من لازم نیست بر اساس معیار های شما رفتار کنم. ولی شما وقتی یه ادعایی می کنی و مدتها ازش استفاده می کنی، وقتی می زنی زیرش حق طرف مقابلته که بپرسه پس چی شد اون ادعاها؟

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 21:15:

    @بیتا
    اولا که فقط بالاترین نیست که من حدااقل 6 ماهه اصلاً اون طرفا هم نرفتم. من به شخصه چند ساله تو توییتر و گودر سابق و الانم پلاس دارم میبینم همیشه توهین میشه از طرف سبزها و دوستان عزیزی مثل شما که چنین رفتاری ندارند به واقع استثناء محسوب میشن.
    در ثانی یه افرادی یه کار اشتباه کردن که اعتراض صداوسیما رو هم امشب مشاهده کردیم به این حرکت دیگه چه دلیلی داره اون رو به کل حاکمیت و اینا ربط بدیم.
    بعد شما همین الان تگ های مربوط به این قضیه رو در توییتر دنبال کنید ببیند چقدر مشمئز کننده است. خداییش هزاری هم که یه کاری اشتباه باشه دلیل میشه اینقدر اینجوری اهانت کنن؟‌

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 22:36:

    من همه حرفهایی که زدم رو می تونم باز تکرار کنم. اینکه شما تو نوشته های آنلاین یه سری آدم یه چیزایی می بینی، بعد معدلش می کنی با تصمیم گیری های سران نظام و نیروهای نظامی کشور و وزرا و هزار یک مسئول دیگه، به نظر من یعنی معیار قضاوتت درباره مسئولین یه کشور رو تا حد یه سری کاربر ناشناس که مسئولیتی هم جایی ندارن آوردی پایین.
    هر وقت رهبران و تصمیم گیران سبزها و اصلاح طلبها، که معادل مسئولین نظام در طرف شما هستن، چنین برخورد هایی کردن، بعد می شه اونا رو با هم مقایسه کرد.

    اینکه کسی تو تویتر و گورد چی نوشته، معادل فحش هاییه که ما تو خیابون و تو وبلاگ هامون از همفکران شما می خوریم. شما به بازجوهای توی اوین هم کسی اعتراض کنه می گین عوامل خودسرن، بعد نوشته توی تویتر رو علم می کنین در مقابل وزیر آموزش پرورش؟
    اگه چنین استانداردی برای شما کافیه، برای ما کافی نیست.
    اگه به نظر شما جوکهایی که مردم سر یه قضیه می سازن، هر چقدر هم توهین آمیز،باید با همون معیاری سنجیده بشه که تصمیم گیران کلان مملکت، به نظر من چنین طرز فکری به شدت مضره.
    هر وقت هم من از هر توهینی حمایت کردم، می آم به شما جواب می دم که دلیل می شه یا نه.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 00:11:

    @ بیتا
    چرا اصرار داری این رو ربط بدی به مسولین کشور و این حرفها؟ نهایتاً یکسری آدم چنین کاری کردن و ته ته اش هم یک وزیر باید اعتراض میکرد. چه ربطی به مسولین کلان مملکت داره؟
    در مورد رهبران سبز هم میرحسین گفت این انقلاب های منطقه از جنبش سبز ناشی میشه و الگو گرفته از جنبش ماست وقتی ما اعتراض کردیم این چه نوع حرف زدنه و بر اساس چه منطقی این جور توهمات رو به خورد جامعه می دید، دوستان گفتند جنبش یک حرکتی برخواسته از تک تک افراد جامعه است و رهبر و اینا نداره، و جالبه وقتی به همین تک تک ها و رفتار زشتشون اعتراض میکنیم شما از رهبران جنبش حرف میزنید.
    بجای این فرافکنی ها میتونید واقع بینانه قبول کنید درصد بسیار بالایی از معتقدین به سبز به چیزی برای چیزی به اسم ادب و رعایت احترام پشیزی هم ارزش قائل نسیتند. لطفاً مقایسه هم نکنید با فلان مسول در فلان جا و اینها. هر کس بی ادبی کنه محکوم هست و اینکه دیگران بی ادبی میکنن توجیه بی ادبی نمیشه.
    وقتی هم ما داریم گفتگو میکنم در مورد شخص خودمون که حرف نمیزنیم من از شما خلاف ادب ندیدم. بلکه در مورد گروه های فکری در جامعه صحبت میکنید واِلا من نه در مورد شخصیتِ خوب شما حرفی دارم نه منظورم شخص شماست. کلی عرض میکنم و این رو بارها هم گفتم که حرفها کلی هست.
    این رو هم ببینید لطفاً
    http://soozanban.ir/?p=813

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 00:36:

    اولا که مراسم رسمی بزرگداشت انقلاب رو چرا می گم تصمیم گیران برنامه ریزی کردن؟ که نیروهای نظامی رو آوردن جلوش ادای احترام؟ که وزیر آموزش پرورش رفته نشسته؟ ببخشید من نمی دونستم هر اتفاقی تو این مملکت می افته کار یه سری عوامل خودسره. فرضم این بود که سیستم یه کمی بیشتر کنترل داره رو کاراش. به نظر میاد اشتباه کردم.

    برای بار هزارم، من بی ادبی کسی رو توجیه نکردم. گفتم بی ادبی مردم آنلاین معادل بی ادبی همفکران شما در خیابون و آنلاینه. معادل روش برخورد مسئولین مملکت نیست. اینکه جنبش رهبر داره یا نداره ( که می تونه اختلاف نظر من و آدمهای دیگه باشه) هم این رو عوض نمی کنه. شما به نظرت اینا معادل همه باشه. به نظرت می شه وزیر آموزش پرورش و سخنگوی سینمایی دولت و حتی رییس جمهور رو همون انتظاری رو ازشون داشت که از جوکهای آنلاین مردم، باشه. همین رو بگو از این به بعد آدم بدونه باید چه انتظاری از مسئولین داشته باشه.

    فرافکنی هم بیشتر به نظرم کاریه که شما داری می کنی که حرفی رو که من 3 بار تکرار کردم هر بار یه جواب متفاوت می دی.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 01:13:

    @ بیتا
    شما خودت می‌بری و می‌دوزی. کی گفته نیروهای خودسر؟ از اول هم عرض کردم اشتباه در یه بخش کوچیک و توسط یکسری افراد. نه خودسر بلکه بدسلیقه و نادان. که در هرجایی امکان داره این افراد باشند. حتی در یک خانواده کوچیک هم ممکنه کسی برادرش اشتباه کنه. باید کل خانواده رو زیر سوال برد؟ در شرکت بزرگی مثل اپل هم ممکنه اشتباهی صورت بگیره باید کل رو زیر سوال برد؟
    نکنه انتظار دارید دفتر رهبری بیانیه بده و این عمل رو محکوم کنه و خود رهبری هم سخنرانی کنند و موضع بگیرند در مقابل این کار؟
    اکثر افرادِ معتقد به نظام در نت این کار رو انتقاد کردند بهش و صداوسیمای رسمی جمهوری اسلامی هم اون رو نقد کرد.
    بعد کجا من تغییر موضع دادم. من از اول هم حرفم اینه: یک کار اشتباهی صورت گرفته. ولی بدتر از اون کار اشتباه اهانت هایی هست که به بهانه ی اون توسط افرادی که متعلق به گروه فکری سبز هستند داره صورت میگیره. اون اهانت ها رو هم همه میدونیم که حجمش خیلی بالاتر از اونه که بشه گفت خوب یه عده محدود اهانت کردند.
    بعد چه ربطی داره به انتظار از مسولین. از هیچ کس انتظار بی اخلاقی نمیره، بی اخلاقی محکوم هست توسط هر کس در هرجایی و اگر مقامی هم داشته باشه بدتر. این رو بارها دارم میگم ولی شما میخوای یه جوری جلوه بدی که انگار ما طرفدار بی اخلاقی مسولین هستیم و فقط اومدیم به یه چند تا افراد بسیار محدود در نت گیر دادیم.
    نه اصلاً‌ اینجور نیست. من با هر بی اخلاقی و توسط هرکسی صورت بگیره مخالفم اما در عین حال حرفم اینه که بی اخلاقی و توهین و بی ادبی در بین سبزها نهادیه شده و به هر بهانه ایی عود میکنه و این واقعیت رو باید پذیرفت.
    ضمن اینکه منم مثل شما ناراحت شدم که افرادی خاطرات کودکی و نوجوانی من رو خراب کردند.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 17:47:

    برید اولین کامنت من رو بخونید توضیح دادم چرا این حرف رو زدم. وقتی یه سری اشتباه ها و یه سری تصمیم گیرهای غلط و یه سری نتایج زیان بار هی پشت سر هم تکرار می شه، یه وقتی آدم باید بشینه با خودش فکر کنه اینا استثناس یا نشان دهنده یه روندیه. تمام حرفم هم این بود که به نظر من این اتفاق در ادامه این همه اتفاق ها و سخنرانی ها اشتباه های این چند ساله همه اش نمونه هاییه از اینکه آدمهای کاربلد و حسابی مملکت و یا زدن کنار یا انداختن زندان، و یه سری آدم کم عرضه پر اشتباه رو گذاشتن سر کار. از تصمیم گیران اقتصادی تا فرهنگی تا اطلاعاتی تا کسایی که چنین مراسمی رو برگزار کردن.
    خالا باز باید هر بار توضیح بدم چرا به نظرم این اتفاق بزرگیه؟

    شما تو کامنت قبلی نوشتی بی ادبی رو نباید با مثال های دیگه بی ادبی جواب داد. قبلا هم چند بار این حرف رو زدی. ولی اولین پاسخت درباره این اتفاق این بوده که باشه ولی سبزها بدترشو کردن. به نظرم قبل از من خودتون کامنت های خودتون رو بخونین.

    از اون طرف همزمان با اینکه به من میگی این رو یه سری آدم اشتباه کردن نباید بسطش داد به تصمیم گیران نظام (و ندیده می گیری که این اشتباه نتیجه همکاری چه بخشهای اساسی بوده)
    ورمی داری نوشته های آنلاین یه سری آدم رو می کنی “اکثریت سبزها”؟ شما بسط بدی بیخود عیبی نداره فقط ما نباید بسط بدیم؟

    از طرف آقایون شما هیچ کس وظیفه نداره موضع بگیره ولی آقای موسوی و آقای کروبی(قبل از اینکه یکسال بدون دادگاه حبس بشن) باید هر احمقی هر جای دنیا هر حرفی می زد موضع می گرفتن و همه سبزها باید هر کی هر کاری به اسمشون کرد ابراز انزجار کنن؟ آقای صفا ورداشته یه لینک گذاشته همین چند روز پیش درباره اینکه یه اطرائیل رهبر افتخاری جنبش سبز شده . اون اشکالی نداده؟ فقط اگه ما بگیم فلان اشتباه رو مسئولین کردن بسط دادن بیخوده؟ چقدر آخه بی انصافی. شماها اینجا بچه های خانواده شهید زیاد هستین. خودتو رو بزارین جای مایی که برای این کشور شهید دادیم ببینین چنین نوشته ای چقدر آزار دهنده اس.

    یه بار، فقط یه بار، با همون معیاری که خودتون رو قضاوت می کنین مخالفتون رو قضاوت کنین. وقتی بهتون می گن چرا رییس جمهور و آقای خامنه ای و تصمیم گیران فرهنگی مملکت به مردم توهین می گنن، به جای مثال از فیس بوک و بالاترین برین یه مثال توهین از حرفهای کله گنده های جنبش سبز دربیارین. همه هم که تو زندانن ماشاله شناختشون سخت نیست.

    سه میلیون آدم فقط تو تهران و فقط بر اساس گزارش های خودتون اومدن تو خیابون، شما واقعا روت می شه بری فیس بوک بخونی بگی سبزها اساسا در نهادشون بی ادبن؟ بعد در جواب توهین هایی که طرفدار های خودتون به ما می کنن هی هربار می گین آره اشتباهه ولی استثنا بوده و سرخود بودن و اشتباه کردن و چرا بسط می دین؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 17:57:

    بیتا، دوست عزیز
    من چیزی به اون لینک که شما می‌فرمایی اضاف نکرده بودم.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 18:30:

    من نگفتم شما اضافه کردی. گفتم یه لینک گذاشتی.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 01:20:

    من که شخصا از این قضیه مقوا و امام خیلی خوشحال شدم. هر چیزی که بی لیاقتی نظام رو علنی کنه مایه خوشحالی من هست.

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 11:07:

    منم خیلی از تو خوشم اومده. آدرستو بده بیام علنی خوشحالیم رو از بابت وجودت ابراز کنم

    [پاسخ]

  12. بیتا گفت:

    به قول آقای نیستانی، سال تابلو رو دادن دست سربازا، چون بیشتر اون چند نفری که سال 57 با امام از هواپیما پیاده شدن یا اعدام شدن، یا تبعیدن، یا زندان…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 20:19:

    شما مطمئنید که بیشتر اون چند نفری که سال ۵۷ با امام از هواپیما پیاده شدن یا اعدام شدن، یا تبعیدن، یا زندان…؟
    یا چون به قول آقای نیستانی بوده شما مسئولش نیستید؟

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 20:31:

    سند؟! از این تفکر سند باید خواست؟!

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 00:19:

    اینها اسامی اون کسانی هستن که از اون هواپیما پیاده شدن
    # ابوالحسن بنی‌صدر
    # صادق قطب‌زاده
    # ابراهیم یزدی
    # حسن ابراهیم حبیبی
    # احمد غضنفرپور
    # تقی ابتکار
    # محسن سازگارا
    # محمد منتظری،

    افق جان اگر کور نباشی میتونی اسامی اعدامیها، زندانیها و فراریها رو تو این لیست ببینی.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 00:25:

    @ جواد
    اولاً مودب باش و از الفاظ سرکوچه استفاده نکن والا مجبورم منم با همون ادبیات باهات حرف بزنم. این رو میگم چون اولین بارت نیست که بی ادبی میکنی
    در ثانی برای اینها که گفتی سند ارائه بده که از کجا آوردیشون. آخه سازگارا؟!؟!؟
    در ثالث میدونی چرا اینها بودند و خیلی های دیگه نبودند؟ برو به لیست زندانی های ساواک مراجعه کن!!،‌ به قبور بهشت زهرا بخش شهدای انقلاب و… . اگر هم بنا باشه از کسی حرف بزنی از بهشتی حرف بزن! از مطهری! یا نکنه چون اینها در پلکان هواپیما نبودند و در مراسم ستاد استقبال کشور بودند پس قبول نیست؟ : )
    در رابع چون اینها با امام از هواپیما پیاده شدن پس دیگه نتیجه میگیریم تا آخر عمر کارشون درست باید باشه و مصون از اشتباه هستند؟
    در خامس شما خود امام رو ول کردی چسبیدی به این اسامی؟ جالبه والا :‌ )))

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 01:33:

    @ آقا رضا
    مشکل این عده از انسانها این هست که قائل به اشخاص هستند. اصالت به شخص میدهند. اصل مفهومیست که تعریف نشده است برایشان. چیزی به نام قالب یا شابلون یا از این دست برای ایشان تعریف نشده است. اگر یک شخص روزی حرفی زد و در جایی بود پس تا ابد خوب است یا بد است.
    صغری: روزی یک نفر همراه یک خوب روی پله هواپیما بود.
    کبری: آن یک نفر الان زندان است.
    نتیجه: پس الان هم آن یک نفر درست می گوید.
    این نوع تفکر این دسته از افراد جامعه است.
    یک نفر قبل از انقلاب زندان بود. الان هم زندان است. پس این نظام با طاغوت فرقی ندارد.
    اصل و مفهوم کجاست؟
    یک روز جناب طلحه و زبیر از یاران پیامبر بودند.
    یک روز پیامبر حضرت علی (ع) را به عنوان امیرالمومنین و جانشین خود معرفی کردند.
    یک روز جناب طلحه و زبیر فراموش کردند حرف پیامبر را.
    الان چون جناب طلحه و زبیر قبلا یار پیامبر بودند، پس هنوز هم آنها درست می گویند؟!
    ————————————————————————
    جون مادرتون یه خط کشی، شابلونی، قالبی چیزی برای خودتون تعریف کنید. انقدر همه چیز رو با اشخاص نسنجید.
    من کسی نیستم. فقط بعنوان یک فرد از افراد این جامعه یک روز به شخصی رای دادم. برای رای خودم کلی بها دادم. الان اگر اون شخص دست از پا خطا کنه، حداقل کارم اینه که توی وبلاگ شخصی خودم اعتراض میکنم به عملکرد اشتباهش. هر چیزی حد و حریمی داره. ملاک زندان رفتن قبل و بعد انقلاب، بودن روی پله های هواپیما، عکس یادگاری با امام حتا نوه امام بودن نیست. ملاک پایبندی به اصوله.
    من در بهشت زهرا محسن سازگارا ندیدم. من در بهشت زهرا آقای مفتح، آقای مطهری، آقای عراقی رو دیدم. همگی شهید این انقلابند. البته اینها شهید این انقلابند نه بخاطر اینکه اون روز در کنار امام بودند برای اینکه همراه امام توی دهن اون دولت بزنند. اونها شهید این انقلابند برای اینکه عالم بودند، مهره کلیدی این نظام بودند و باید ترور می شدند. اتفاقی که هنوز که هنوزه داره توی این انقلاب و این نظام میفته.
    از پله های اون هواپیما مرحوم حاج احمد آقا هم پایین اومدن. روزی که ایشون با امام خامنه ای بیعت کردند تصاویرش موجوده. توصیه هایی که به سید حسن داشتند موجوده. اینها ملاک نیست؟!
    آقا رضا من مدتیه که تصمیم گرفتم با اشخاص خاصی توی این وبلاگ بحث نکنم. هر بحثی اصولی داره که بعضی از این افراد متاسفانه بلد نیستن.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 09:52:

    من یه تشکر به افق بدهکارم، بابت یادآوری اسم سید احمد خمینی که ایشون هم به مرگ مشکوکی از دنیا رفت. سخنرانی شدیدا انتقادی سید احمد خمینی در تاریخ بیست و یک اسفند و مرگ ایشون چهار روز بعد در تاریخ بیست و پنج اسفند.
    ظبق اظهارات خود سید حسن خمینی این تئوری مطرح هست که تیم قتلهای زنجیره ای سید احمد رو به قتل رسونده. اگر روزی روزگاری این مطلب ثابت بشه اونوقت میشه اسم اون هواپیمای ایرفرانس رو واقعا گذاشت پرواز مرگ.

    [پاسخ]

    حس تازه پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 02:54:

    چرا توجیه می کنی!
    شما اسم خواستی ان ها هم اسم!
    چرا شما فکر می کنی اینها از انقلاب جدا شدند
    شاید انقلاب از اینها جداشد

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 09:37:

    @حس تازه
    من واقعاسوال پرسيدم كه شمامطميني؟ چون نميدونستم.امااگرهمه اسمهامثل محسن سازگارا باشه كه محلي hز اعراب نداره و غيرقابل قبوله.
    مساله توجيه كردن نيست. مساله اينه كه حتا اگر جواب سوال من ميشد بله مطمينم, تازه ميرسيديم به همين بحثي كه مظرح كردم كه ملاك اشخاص و پله اول و دوم هواپيما و مراسم استقبال نيست. اصول شرطه. هركسي هم كه باشي وقتي از اصول عدول كني, شرط نيستي. حتا اگر عقيل برادر علي (ع) باشي. حتا اگر طلحه باشي يا زبير كه زماني يار پيامبر بودي. حتا اگر ابن ملجم باشي با جاي مهر روي پيشوني. حتا اگر شمر باشي كه در جنگ جانباز شده باشي.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 11:01:

    حرف ما هم همینه، تو این ممکلت هیچ چی ملاک نیست واسه همین هم هر کسی به قدرت می رسه تمام قبلیها رو می فرسته گوشه قبرستون یا گوشه زندون. این حرفی که زدی کاملا درسته هیچ چی ملاک نیست.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 09:41:

    @حس تازه
    اینا که دنبال اسم نیستن، اینا اصلا دنبال چیزی نیستن، یه مشت علافن که یه سری حرف رو همین طور تکرار میکنن.
    افق هیچ جوابی واسه بیتا نداشت بده یه مزخرفی گفت. حالا هم که من اسمها رو نوشتم باز هم جوابی نداره بده چرت و پرت سر هم میکنه.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 05:23:

    افق یه جور در جواب بیتا نوشته بود شما مطمئنی؟ که انگار ما اهل کلمبیا هستیم و از اتفاقات این مملکت خبر نداریم. تمام این اسامی (به جز اون اسامی که اصلا نمیدونیم کی هستن) که اینجا ذکر شده الان یا فراری هستن یا زندانی یا اعدام شدن، حالا داری واسه من چرت و پرت و خزعبل ردیف میکنی که حقشون بوده، اون یه بحث دیگه هست. یه بار قلعه حیوانات رو بخون واسه مغزت خوبه.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 05:24:

    فعلا که دارید میگید نواده روح الله / سید حسن نصرالله، خود امام هم اگر زنده بود حتما تا الان مقواش کرده بودید.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 05:55:

    راستی افق جان اسم آیت الله لاهوتی از قلم افتاد، ایشون هم اعدامیده شدن.

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 11:08:

    شما هم دوست داری به لیست اضافه بشی جواد جون؟

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 19:46:

    @عابر
    واقعا دست مریزاد…..

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 20:47:

    @ عابر
    خفاش شب هم اعدام شد.
    ریگی هم اتفاقا اعدام شد.
    جناب عابر میبینید چه مملکتیه داریم؟! نوچ نوچ نوچ

    [پاسخ]

    حس تازه پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 22:18:

    شما اصلا از انقلاب هیچی نمی دونید
    یه مشت اراجیف از تلویزیون شنیدید همونو هی تکرار می کنید…

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 17:50:

    @ افق
    فکر نمی کنم برای شما فرقی کنه سندی هست یا نه. چون اگه فرق می کرد می رفتی عکس رو نگاه می کردی به جای این سوال.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 18:22:

    @ به بیتا
    من دنبال سند نبودم. جناب عابر از سند سوال کردند.من سوال پرسیدم که آیا شما مطمئنی یا نه؟! اتفاقا رفتم عکس پایین اومدن از پله ها رو هم نگاه کردم. غیر از حاج احمد آقا کسی رو نشناختم.
    شما هم به جای طعنه و کنایه و نیت خوانی، بهتر نبود یه کلمه میگفتید آره یا نه؟

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 18:37:

    @ بیتا
    الان که دیدم جناب عابر هم سند نخواستند. ایشون هم از ارائه سند از جانب این تفکر ناامید بودند.
    عملا در این زمینه کسی از شما سند نخواست.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 20:51:

    بله. جناب عابر کاری به سند نداره. فعلا داره تصمیم می گیره کسی رو اعدام کنه یا نه. بعضی واقعیت ها اینقدر تلخه که ایشون ترجیح می ده طرف مقابلش رو ساکت کنه تا حرفش رو بشنوه.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 21:27:

    @ بیتا
    به جای قضاوت، اول ببینید به کی اونجوری جواب دادن! به کسی که فقط مشغول توهین و فحاشیه. این موجود لیاقتش همینه که یا نادیده گرفته بشه یا در حد خودش جواب بگیره.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 22:43:

    من انتقادی از بی ادبی یا فحاشی ایشون نکردم . قضاوتی هم نکردم. گفتم ایشون داره درباره اعدام طرف مقابلش حرف می زنه. کاری به سند و مدرک نداره.

    (هرچند که اگه فحش کار بدی باشه، اینکه یه نفر دیگه فحش می ده توجیه تکرار اون کار نیست)

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 19:45:

    من فکر کردم اینکه کسی بپرسه “مطمئنی” یا چون فلانی می گه می گی معنیش اینه که بر مبنای سند حرف زدی یا نه.

    حواسم نبود معیار اینه که شما کسی رو می شناسی یا نه. و اگه نشناسی دیگه مهم نیست.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 20:44:

    @ بیتا
    خب شما اشتباه فکر کردی.
    جدیدا انقدر در پاسخگویی عجله میکنید و صرفا هدفتون پاسخگوییه، که درصد اشتباهاتتون رفته بالا.

    وقتی میپرسم مطمئنید یعنی مطمئنید؟ هیچ معنی دیگه ای نداره. معنیش این نیست که سند ارائه بدید.
    وقتی میپرسم چون فلانی گفته مسئولیتش با شما نیست! معنیش دقیقا همینه. چون بارها پیش اومده شخص شما گفتید، ما از هم جدائیم. حساب فلانی رو با من یکی نکنید. دقیقا منظورم همین بوده، نه چیز دیگه ای.
    وقتی میگم نشناختم. یعنی نشناختم. معنیش این نیست که مهم نیست.
    در جماعت استقبال کننده هم تعداد زیادی رو شناختم و نام بردم و توضیح دادم و البته از تمام حرفهایی که زدم، منظورم همونی بود که گفتم.
    و بعد از همه این حرفها هنوز هم نمی دونم از اون جماعت کسی زندانه یا نه.
    بعدش همونطور که گفتم “اصل” مهمه نه “شخص”. به اندازه کافی مثال هم زدم.
    و بعد تر از همه اینها شما اگر خیلی نگران زندانیها و تبعیدیها و اعدامیها هستید، امام خامنه ای در مورد ریزش ها و رویش ها، هم در گذشته هم امروز صحبت کردند. خواستید تشریف ببرید گوش بدید. خوبه.
    و البته از تمامی این جملات منظورم همینی بود که نوشتم. من به عنوان نویسنده این سطور هرگونه تفسیر، تعبیر، نیت خوانی، برداشت را برای خواننده، بدون انتساب به بنده آزاد اعلام میکنم. منظور من همینی بود که نوشتم ولاغیر. نه یک کلمه بیش، نه یک کلمه کم!

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 21:54:

    من وقتی حرف یه نفر رو میام اینجا می نویسم یعنی باهاش موافقم.

    شما حرف دیگه نداری هی جدل لغوی می کنی بحسش جداس.

    نیت خوانی هم به نظر میاد کار شماس که از این یه جمله توصیفی بنده درباره یه عکس نشستی مقاله نوشتی درباره شخص محوری و اصل محوری.

    سیستمی که سال به سال معتمدین قبلی خودش رو یا باید زندانی کنه یا بکشه یه جای کارش می لنگه. شما هم به جای نگاه به این همه تکرار تاریخی تو این 30 سال،صحبت های آقای خامنه ای رو گوش کنین . ایشون حرف زیاد زدن. شمایی که حرفهای ایشون مستقل از اینکه تو کشور چه اتفاقی داره می افته هنوز دلتون رو خوش می کنه. ما راستش یه کمی از این مرحله گذشتیم.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 23:29:

    @ بیتا
    خبر ندارید که درباره معتمدین انقلاب هم یه مقاله دیگه نوشتم. چند تا کامنت پایین تر.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 22:01:

    @ تمام کسانی که با اعلام اینکه این افراد در هواپیما بودند و بعد چه شدند و چه! مغزمون رو گذاشتن لای ساندویچ و میل کردند!!

    لیستی که بعنوان سند شاهکارتون که دال بر در کلمبیا نبودن شماست از ویکی پدیا کپی شده اینجا( نمیدونم میدونید یا نه که ویکی پدیا حتا خودش هم خودش رو قبول نداره با ذکر این کلمه در ذیل تمام مطالبش: ویرایش.) و اسم خنده دارش محسن سازگاراست.
    و اما بعد:
    ابوالحسن بنی صدر: مهره آمریکا، حقوق بگیر سیا که اسناد دریافت حقوقش از سیا موجوده. این بشر چون توی هواپیما بوده یعنی انقلابی بوده؟ اسناد خیانتش در اوایل انقلاب و بعد در جنگ به روشنی موجوده. توقع ندارید که دلمون براش بسوزه؟

    اگر مدل انقلابهای امروز رو در نظر بگیرید، غرب بعد از اینکه متوجه انقلابی در کشوری که پایگاه خودش بوده میشه، ایتدا به حمایت از اون دولت میپردازه. بعد از ناامیدی، با یک چرخش 180 درجه ای حامی مردم میشه. در خلال این چرخش، مهره های خودش رو وارد انقلاب میکنه. برای به دست گرفتن انقلاب. ابوالحسن بنی صدر یکی از اون مهره ها بود. لطفا با انقلابی جا زدن این موجود، موجبات خنده ما رو فراهم نکنید.

    قطب زاده هم که توی همون صفحه ویکی پدیا کلا دلایل افتخارآمیز اعدامش نوشته شده. منم نگفتم. همون ویکی پدیاتون نوشته!

    محمد منتظری هم که با افتخار اسمش رو توی لیستتون جزء اعدامیها و زندانیها و تبعیدیها!!! نوشتید در انفجار حزب جمهوری به شهادت رسیدند. ایشون شهید انقلاب اسلامی هستند. روشنه؟!

    اما توی اون عکس من شهید مطهری رو شناختم که به شهادت رسیدند.

    و حاج احمد آقا که نه زندانی بودن نه تبعیدی نه اعدامی!!!

    در محل سخنرانی هم که شهید بهشتی و شهید مفتح دیده میشن. که نه زندانی هستن نه تبعیدی نه اعدامی!

    و یکی دیگه هم که آقای ناطق هستن. که باز نه تبعیدی هستن نه اعدامی نه زندانی!

    الان اینهمه جار و جنجال و سر و صدا برای چی بود؟
    همه حرفهاتون همینجوریه جماعت؟!!!! بیخود نیست جناب عابر توقع ارائه سند از شما نداشتن.

    جالب اینه که ویکی پدیا مراسم استقبال سال 90 رو هم سریع به روز کرده. ماشاالله به این سرعت!

    بعد از همه اینها حتا اگر حرفتون درست هم بود باز برمیگشتیم سر قضایای قبلی. “اصل” مهمه نه “شخص”.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 22:44:

    پس اگه مغزتون رفته لای ساندویچ و میل شده من دیگه مزاحم نمی شم!

    [پاسخ]

    lila پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 22:47:

    چرا یهویی اینجوری جواب دادی؟ خوب ایشون تک تک اسم ها رو نوشت و حرف رو گفت.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 23:15:

    lila@:

    برای اینکه به جای اینکه حرف آدم رو بخونن، یه سری جواب از پیش آماده شده تحویل می دن در پاسخ به همونایی که به قول خودشون مغزشون رو کردن لای ساندویچ.

    حرف من این بوده:
    سیستمی که سال به سال معتمدین قبلی خودش رو یا باید زندانی کنه یا بکشه یه جای کارش می لنگه.

    هنوزم سر حرفم هستم. برید یه نگاه به لیست اسامی کسایی که معتمیدن امام بودن، نماینده های مجلس و وزرا و روسای مجلس و رییس جمهوری و کلا منصب داران این حکومت در 30 سال گذشته بکنید. ببینید چند تاشون در حال حاضر در حال فحش خوردن و تهمت دزد و جاسوس و دشمن نظام شنیدنن، چند تاشون زندانن، چند تاشون تبعیدن، چند تاشون کلا دیگه نیستن.

    برا دونه دونه این آدمها هم که پرونده بسازین و توضیح بدین، این سوال از بین نمی ره که چه جوریه که تو این سی سال این همه این اتفاق افتاده؟

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 23:36:

    @ بیتا
    انقدر بد جواب دادید که صدای دیگران درومد جناب بیتا!

    بنی صدر معتمد انقلاب بود؟
    اون مقاله ای که به نظر شما نیت خوانی یک عکس بود، تاریخ بود. تاریخ.
    جناب طلحه، جناب زبیر، اینها معتمدین پیامبر اسلام بودند.
    جناب بیتا شما که به این نظریه منور رسیدید که امام خامنه ای حرف زیاد میزنند و شما خیلی وقته از این مرحله گذشتید. شمایی که جلوتر از همه ما هستید و چیزی که ما نمی فهمیم رو می فهمید، آیا از مرحله اسلام و پیامبر اسلام هم گذشتید؟!
    به نظر شما در تاریخ اسلام چه اتفاقی افتاد که معتمدین تبدیل به معاندین شدند؟ یک جای اسلام می لنگید نه؟!

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 23:37:

    @ بیتا
    وبلاگ خیلی وقته به روز شده!

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 00:14:

    اولا که به نظرم بهتره شما شرایط الان رو با پیامبر معصوم مقایسه نکنید.
    ثانیا نخیر. نه من می فهمم، نه سنی ها. شما اول برید تکلیف عناد طلحه و زبیر رو با خواهران و برادران سنی حل کنید بعد بیاید من رو موعظه کنید.

    چون من که ادعای دینم نمی شه، منتها اکثریت مسلمانان جهان در این زمینه نظرشون با ما متفاوته. واسه همین یه کمی سخته آدم یه همچین چیزی رو بدیهی فرض کنه.

    آخرشم حرص خوردن نداره جناب. شما به نظرت این مشکلی نیست نباشه. به نظر من مشکله. الانم که ماشاله دیگه به تموم شدن دوره هم نمی رسه سرعت بازیافت اینقدر زیاد شده که همین الان فحش ها به جریان انحرافی شروع شده.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 20:06:

    @ بیتا

    شما چقدر با نظر شخصی بحث میکنید. چهارچوب ندارید؟ برای همینه زیاد اشتباه میکنید و دائم از بحث منحرف میشید.
    شما هنوز نمی دونید مثال، مقایسه نیست؟
    نشنیدید در مثل مناقشه نیست؟!!

    شما ادعای دینت نمی شه، برای همین توصیه کردم تشریف ببیرید تاریخ اسلام رو مطالعه بفرمایید. تاریخ به دین ربط نداره.
    برادران و خواهران سنی هم به این مساله اذعان دارند. من به برادرها و خواهرهایی که مثل خیلی از شیعیان موجود، کتاب های دینشون رو نخوندند کاری ندارم. تشریف ببیرید کتاب های علمای سنی رو مطالعه بفرمایید.
    متوجه می شید جریان از چه قراره. تاریخ تاریخه. ربطی به قبول داشتن یا نداشتن دین نداره.

    من حرص نمی خورم. شما با همین پاراگراف آخر حرف من رو زدید دیگه! جریان انحرافی هم که من هنوز نمی دونم کی یا چی هست! مثل بقیه. “شخص” مهم نیست “اصل” مهمه. هر کسی از اصول عدول کنه، به ناچار باید از بدنه انقلاب جدا بشه. مردم با 98/2 درصد به جمهوری اسلامی رای دادند و هر سال 22 بهمن این رای رو تجدید میکنن. هر کسی از اصول اسلام عدول کنه، مردم به تاریخ پیوندش میزنن. “اصل” در ایران انقلابی امروز، “اسلام” هست. چه شما بپسندید چه نپسندید. چه معتقد باشید چه خیر. چه قبول کنید چه قبول نکنید. حقیقت ایران امروز اینه بانو!

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 5th, 2012 18:10:

    والا کسایی که فکر می کنن تاریخ صرفا تاریخه و ربطی به نظر شخصی نداره همون امثال شما و کتاب درسی نویس های ایرانن. شک کلا در مرام و مسلکشون نیست و به همه چی مطمئنن. اگه نه اکثر تاریخدانان معتقدن تاریخ نویسی از نظر شخصی نویسنده ها جدا نیست و برای همین وقتی سر یه مسئله تاریخی اختلاف نظر هست نمی شه راحت در موردش نتیجه گیری کرد. هر چی هم عقب تر بری این مسئله شدید تره چون نویسنده در باره موضوع بیشتر بوده.

    شما همونطوری که راحت درباره تاریخ تصمیم می گیرین، درباره دین آدمها هم تصمیم می گیرین. فکر می کنین می تونین راحت بفهمین کی از دین عدول کرده. براتون هم سوال پیش نمی آد اگه قضیه شخص نیست، چرا همیشه اون کسی که اون بالا تو قدرته می مونه و بقیه می شن معاند؟ راحت اسلام رو بر اساس برداشت یه سری آدم ازش تعریف می کنین و بقیه رو می کنین عدول کرده. بعد هم فکر می کنین این یهنی اصولگرایی. بدون توجه به اینکه اون برداشتی که دارین مطلقش می کنین هم برداشت یه سری آدمه که مخالف دارن.

    بعدشم جالبه من چهارچوب ندارم، ولی شمایی که همه چی رو موردی می بینی. برای من قضیه شخص و اصل نیست. قضیه اینه که سیستمی که این همه ادعاش می شه و به سر تا پای نظام های حکومتی دیگه فحش می ده، در عرض سی سال این همه مجبور شده مسئولین و سردمداران خودش رو دفع کنه. هر چند که ه رچند بار بنویسم برا شما فرقی نمی کنه، ولی یه نگاه به لیست نمایندگان مجلس و وزرا و روسای مجلس و رییس جمهور ها و این واقعیت رو نشون می ده که سی ساله این قضیه تکرار می شه که سری قبل تبدیل به دشمن می شن. شما فکر می کنی اینا همه اش مثال های مستقل از اشخاصه، به نظر من اینطوری نیست. این یه رونده که نشون دهنده یه اشکال سیستمه. با یه دونه مثال از زمان پیامبر هم این واقعیت پاک نمی شه که این اتفاق در کشور ما 30 ساله داره مرتب می افته. در ضمن به نظر خیلی از متفکرین علوم سیاسی هم اینطوری نیست. و چنین جربانی نه تنها نشان دهنده یه اشکاله، بلکه خیلی ها معتقدن موجب نهادینه شدن خیلی مشکلات آینده هم می شه.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 5th, 2012 22:07:

    @ بیتا
    باز هم نظر شخصی!

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 5th, 2012 23:05:

    خوشا به حال شما که حرفات نظرت نیست و حقیقت مطلقه.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 23:43:

    @lila
    در ضمن، بگذریم که اون لیست رو من ننوشتم، ولی به هر حال اون کسی که نوشت به عنوان لیست اعدامی ها ننوشت. به عنوان کسانی که تو عکس بودن نوشت. بنده هم نوشتم “بیشتر” نگفتم همه. جناب افق طبق معمول حین نصیحت و تربیت بقیه، یه سری برداشت دلبخواه از نوشته های دیگران می کنن و می بندنشون به باد انتقاد.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 22:52:

    @مغزساندویچ کننده ها
    عجب ادبی ……عجب احترامی :mrgreen:

    به قول استادم:
    شبم به خیر شد از این همه ادب

    البته همه می دانیم و واضح و مبرهن است که:
    ” ادب مرد به ز دولت اوست”!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    نخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخطه
    بعله
    همین و تمام

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 23:39:

    جالبه تازگیها تکرار حرفهای خود شما هم بی ادبیه!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 00:10:

    صرفا با شما مثل خودتون برخورد کردم

    وقتی پای بحث در بینه هستم
    اما اگر گمان می کنین که این سکوت در مقابل بی ادبی ها نا توانی است اشتباه می کنین
    حداقلش اینه که ز زمان ورودم به فضای مجازی انقدر از همفکران شما حرف های عجیب و غریب شنیدم که در جواب دادن حرفه ای شدم
    صرفا خواستم بدونین که صبر و حوصله هم حدی داره همین

    حقیقتش رو بخواهید خیلی وقت ها مخصوصا به خاطر احترام فوق العاده ای که برای مدیر بزرگوار سایت قائلم از گفتن خیلی حرفها اجتناب می کنم
    الان هم از ایشون و سایر دوستان عذرخواهم

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 08:14:

    واقعا جالبه.
    آقای افق ورداشته زیر حرف من نوشته امثال شما مغز مارو ساندویچ کردن، بعد بی ادبی اش هم مال منه؟

    اینم دیگه نوبره که مسئول حرفهای شما هم ماییم.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 08:19:

    در ضمن خانم رهرو شهدا، منم از همفکران شما خیلی چیزا دیدم و شنیدم. منتها متاسفانه برعکس خیلی از دوستان دیگه اینجا، عادت ندارم هی همه چی رو به همه کس وصل کنم.

    مثال اخیرش رو هم که حتی خود شما هم معتقدین بی ادبیه. منتها فقط وقتی از طرف ما باشه. گوینده اصلی حرف رو چون طرف شماس ندیده می گیرین.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 20:08:

    @ بیتا
    یک بار در مورد اون کامنت توضیح دادم. دوباره هم میگم. اگر به اشارات داخل کامنت توجه میکردید، متوجه می شدید مخاطب من شما نیستید. تقصیر من نیست شما خودت رو مخاطب اون حرف قرار دادید. شاید واقعا اینطور بوده دیگه!

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 07:41:

    خانم بیتا خوندن کامنت های شما من رو متقاعد کرد که از فکر اعدام کردن جواد بیام بیرون. یعنی دستم به طناب بودها! اما خوندن کامنت های شما من رو از خواب غفلت بیدار کرد. ممنون بابت اینکه من رو بیدار کردید قبل از اینکه خیلی دیر بشه!

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 00:32:

    @ بیتا
    اون کامنتی که من اسم اشخاص رو با توضیح نوشتم خطاب به شما ننوشتم. شما به خودتون گرفتید. اگر به اشارات من مثل کلمبیا و اسم اعضا دقت می کردید انقدر شتابزده موضع نمی گرفتید. گفتم که اصرار به پاسخگویی و از طرفی شتابزدگی باعث شده اشتاباهتتون زیاد بشه.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 05:04:

    @ افق
    محسن سازگارا تو اون پرواز بوده و جزو عناصر مهم در انتشار اعلامیه های امام خمینی بوده. اون موقع که ناطق نوری تو حجره جامع المقدمات می خونده محسن سازگارا داشته تو آمریکا فیزیک نظری میخونده و وقتی که ناطق نوری جامع المقدمات رو تموم کرده محسن سازگارا درس رو ول کرده رفته فرانسه پیش امام.
    قصد من این نیست که چیزی رو به شما بفهمونم چون میدونم اگر ترب سیاه واکس بزنم از این کار بهتره. فقط خواستم اطلاعات غلط توام با اعتماد به نفس شما بقیه رو گول نزده باشه.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 11:26:

    @ جواد
    این کامنت هیچی که نداشت همینکه فحش توش نبود یعنی متوجه شدید اینجا برای کسی که ادب نداره ارزشی قائل نیستیم.

    در مورد محسن سازگارا هم بر فرض که بوده. مگه من بر سر بودن و نبودن اشخاص حرف زدم؟ از بالا تا پائین کامنتهای قبلی، من دارم میگم شخص مهم نیست. دوباره شما داری ثابت میکنی که بوده؟
    دوباره بگم؟ جناب طلحه و زبیر هم بودن، این چیزی رو ثابت میکنه؟
    هر جریانی ریزش و رویش داره. بنی صدر که هیچی. قطب زاده رو هم اگر اغماض کنیم ریزش حساب کنیم. و سازگارا رو. محسن سازگارا در هشت سال دولت اصلاحات پرونده درخشان مستندی در “حلقه کیان” از خودش به جا گذاشته. شما از اون پرونده درخشان اگر ثابت کردی یکی از فعالیتها در راستای اهداف انقلاب و همسو با قوانین اسلام بوده، حرف شما درست! وقتی شخصی غلط عمل می کنه، قربون صدقش نمیرن، چند ده سال فرصت دادن بهش، آخرش هم با بقیه خائنین خودشون فرار کردند.
    الان فراری شدن محسن سازگارای خائن یعنی انقلاب مشکل داره؟

    واقعا ممنونم که با این اطلاعات درخشان! جماعتی رو از خواب غفلت بیدار کردید!

    [پاسخ]

  13. افق گفت:

    یه دونه ایمیل برام اومده جالبه:
    من که دارم از دست ایمیل هام خل و چل میشم

    اولا تمام مرض هاي من با پياز و هويج و گلابي و سير و زنجبيل و جوشونده هاي پوست گردو و بقيه علف هاي مختلف درمان شده.

    يا هنوز هم برام پيغام مياد که جلوي زير آب رفتن پاسارگاد رو هرجوري که ميتونم بگيرم! . . . گاهي با خواهش و درخواست امضا طومار و گاهي هم با فحش و ناسزا بهم ميگن که بي وطني که مقبره يکي از اجداد بزرگوارت به خاطر افتتاح سد توسط دولت مهرورز داره زير آب ميره و تو نشستي تو خونه ات. به بي غيرتي متهم هستم.

    ياخليج فارس را عرب ها خوردن و تو به گوگل چيزي بنويس به خيالشون من مدير گوگلم

    ديگه يه لقمه راحت تو رستوران از گلوم پايين نميره، چون دوستان عکس هرچي جونور که توي بشقابهاي نيمه خورده و سوپ ها و غذاهاي رستوران ها پيدا شده رو، برام فرستادن و تمام ماشين هاي حمل گوشت را در حال حمل گربه هاي بي صاحاب پوست کنده در چين که بجاي گوشت هاي کم ياب به دنيا صادر ميشه ميبينم.

    بدون اينکه جايي سفر کنم تمام مناظر ممالک و شهرهاي مختلف دنيا و حتا کهکشان ها را از حفظم

    آدرس تمام مجامع جهاني رو حفظ شدم و با همشون مکاتبه دارم چون بارها ازشون درخواست کردم که مراسم عيد نوروز را آيين جهاني اعلام کنند و هر چي دهات تو ايران است در يونسکو بعنوان ميراث فرهنگي بشريت ثبت بشه.

    البته هنوز اميدوارم که توي برنامه اي که يکي از ايميل ها ميگفت صد در صد حقيقت داره با فرستادن ايميل به 2500 نفر از دوستام مبلغي معادل 273 657 دلار درآمد مفت و مسلم نصيبم بشه

    ديگه تمام حرفاي پائولو کويلو و مارکز و دکترشريعتي و چارلي چاپلين و دکتر حسابي و گابريل باتيستوتا رو راجع به زيبايي زندگي و خوب بودن ونصايح مشفقانه که فکر و غصه گذشته را نخورم و از حفظم. ، به اون پيرمرد گداي کور بيچاره اي که زيبايي بهار رو نميديد و يک کسي نوشته جلوشو عوض کرد و يک مرتبه همه کمکش کردند فکر ميکنم و احساس ميکنم من خيلي از اون بدبخت ترم چون زيبايي طبيعت رو ميبينم ولي کسي بهم پول نميده

    ديگه نميتونم با خيال راحت از سوپر مارکت خريد کنم چون تمام محصولات غذايي ساخت چين است که با ايميل نشون ميدن چجوري تو چه کثافت دوني به زور دارن با تلمبه تو دهان مرغ و بوقلمون به جاي غذا اشغال ميچپانند

    به لطف دوستان من ديگه نميتونم نوشيدني هاي گازدار بخورم چون نصف بيشترشون جرم هاي توالت رو فورا تو خودشون حل ميکنن. پفک که به هيچ عنوان، چون موقع آتيش گرفتن ازش دود سفيد عجيبي متصاعد ميشه و همچنين هيچ آبي که تو بطري يخچال باشه را نميتونم بنوشم چون هفت جور سرطان مختلف مياره، در عين حال از مايکرويو هم براي گرم کردن غذا نميتونم استفاده کنم چون گلدوني که با آب يکبار گرم شده در مايکروويو آب داده شده بود، 3 روزه پلاسيد!روغن مایع نمی خورم چون پارافینه، کره نمی خورم چون فهمیدم همون گریسه که سفیدش کردن، هندونه نمی خورم چون می دونم با اسپری قرمزش کردن و…
    و از همه بدتر امواج موبايله که اگه پنج تاش با هم رو موقع زنگ زدن، جمع کني يه تخم شتر مرغ رو 30 ثانيه اي ميپزه ديگه منو که جاي خود داره!

    با آگاهي که در اثر اين ايميل ها پيدا کردم، ديگه تمام مدتي که سوار اتومبيلم هستم مراقب اطرافم، که مبادا يه رواني با يه تفنگ آب پاش که توش اسيد سولفوريک ريخته بياد سراغم! يا قوطي خالي پشت ماشينم ببنده و تا راه می افتم و نگه ميدارم که ببينم صداي چیه يکي ميپره پشت رل وماشين منو ميدزده …

    ديگه نميتونم به شماره هايي که نميشناسم و روي صفحه موبايلم ظاهر ميشه جواب بدم چون ممکنه در اثر مکالمه با اونا بعدا” برام قبضي بياد که ميگه من 2 ماه تموم با جاماييکا و اوگاندا حرف زدم.

    به خاطر نصيحت عالمانه ايميل ها که بر مبناي تحقيقات يک دانشمند آلماني که در پرو تحقيق ميکرده ارسال شده بود، 5 هفته تمام سعي کردم از عصاره آبليمو و سير و گشنيز که سه روز در آفتاب و سه روز در سايه مونده بود به جاي نهار و شام استفاده کنم تا پوستم شفاف شه ، اما اين فقط باعث شد تا عمر دارم ديگه چيزي که بو و مزه اين سه تا رو بده، نخورم!

    ديگه به هيچ عنوان در هيچ دريايي شنا نميکنم چون حجم ادرار نهنگ ها و کوسه ها در هر نوبت، برام ارسال شده!
    واقعا نمی دونم باید چه خاکی به سرم بریزم…
    —————————————————————–

    این ایمیل برام جالب بود چونکه دارم با چشمهای خودم می بینم کافیه یک مساله ای در این دنیای مجازی مطرح بشه، یک عده آدمی که بیشتر عمرشون رو توی این مجازآباد میگذرونند فکر میکنند وحی منزله. اونوقت بیا و درستش کن.
    از یک مساله کوچک یک نتیجه کهکشانی میگیرند. هر زمان که براشون تصمیم بگیرند یک مساله باید بزرگ بشه. هروقت تصمیم بگیرند یک مساله باید دیده نشه و کوچک شمرده بشه. عالم خنده داری دارند این بعضیا!!!

    [پاسخ]

  14. سلام دوستان
    کسی هست که فرق بین دلسوزی و دل نگرانی و اشتیاق برای اصلاح و صرفا دیدن اشکالات و در بوق و کرنا کردن و اعلام نقاط سیاه چیه؟

    متشکرم پیشاپیش بابت پاسخ ها

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 21:17:

    جسارتا اگر من جزء دوستان محسوب میشم، باید بگم آنهایی که صرفا به دیدن اشکالات و در بوق و کرنا کردن و اعلام نقاط سیاه میپردازند دلسوز جامعه هستند و ایرانی هستند و دلشون برای مردم و مملکت میسوزه و بقیه نمیفهمند.
    و آنهایی که با نگرانی به مساله ای میپردازند نمیفهمند و اصلا دلسوز نیستند.
    خوبه؟

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 21:39:

    @ رهرو شهدا
    به نظرم اصل بحث هم همینه. اینکه برخیا یه چیزی رو میگن تا اصلاح صورت بگیره و اینکه برخیا هر چیزی رو بهانه میکنن برای خراب نشون دادن اوضاع.
    جالبه در همین قضیه اخیر دیدم بعضیا میگفتن حکومت خودش عمداً این کار رو انجام داده در مرسم استقبال!! یعنی ادرس وبلاگ و نوشته هاشون هم هست ها.
    بعد اینها ما رو متهم میکنن به توهم توطئه داشتن و غیره.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 22:05:

    @ آقا رضای بزرگوار
    مسئله از نظر من اینجوری تموم میشه که دیگه کسی به این بهانه تراشی های بی ربط اهمیتی نمیده
    کم کم حرفهایی که شاید در ابتدا وجاهتی داشتن بی ربط به نظر میان. اما مشکل اینجاست که در این بین مفهوم ذی قیمتی ارزشش رو از دست میده. مفهومی مثل اعتماد و احترام متقابل افراد یک جامعه

    @ افق
    چوب کاری می فرمایید؟
    خب درسته حرفت…ولی نظر شما چیه راجع به این برخوردا؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 2nd, 2012 22:13:

    آهان راستی
    یه سوال دیگه هم دارم

    از بین شما دوستان کسی هست که به نسبی بودن اخلاق معتقد باشه؟

    [پاسخ]

    حس تازه پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 02:56:

    شما خودت هم به نسبی بودن اخلاق قبول داری….

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 3rd, 2012 11:11:

    @ حس تازه
    من البته شما رو اصلا نمیشناسم
    اما انگار شما من رو میشناسی
    پس سند بده به من که ” به نسبی بودن اخلاق قبول دارم”

    اشتباه نگارشی رو هم میذارم به پای تعجیل در نوشتن نه مثلا عدم فهم موضوع:)

    [پاسخ]

    حس تازه پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 10:07:

    مگه شما اینو قبول نداری که اگه مصلحت اسلام و جمهوری اسلامی در خطر باشد می توان دروغ گفت.
    مگه امام شما نگفت حفظ نطام از اجب واجباته
    پس توی نسبی بودن اخلاق اصلا شکی و جود نداره
    تا حالا چند بار برای رای خودت اخلاق و زیر پاگزاشتی؟ تا حالا چند بار دروغ مصلحت امیز گفتی…
    ایا اگر به راست گویی باعث شود میلیون ها میلیون ادم بمیرند شما باز هم راست می گویید یا با دروغ خود جان انسان ها را نجات می دهید؟
    این اما و اگر ها باعث نسبی شدن اخلاق می شود ….

    [پاسخ]

  15. اصولا چه کم ظرفیت بوده اون هواپیماهه
    چهار نفر و نصفی توش بودن( منظورم یقینا به غیر از امام(ره) است) پر شده…دیگه کسی نبوده اصن
    این همه شخصیت بزرگ هم که بعدا در طول سالهای جنگ و یه به دست اربابان اینایی که پیاده شدن به شهادت رسیدن هم کشک اصولا

    معنای همه رو خوب فهمیدم امروز

    [پاسخ]

    حس تازه پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 10:14:

    پس حق اونایی که بدست ارباب های تو به شهادت رسیدن چی؟

    اهان فهمیدم ارباب های تو معصوم بودن .امام خمینی و امام خامنه ای معصوم هستند
    هر حرفی که بزنند درست است و توش جای هیچ شک و شبه ای نیست.
    حرف اینا حرف خداست
    اینا رو امام زمان منصوب کرده و در نتیجه حکومت اینا حکومت خداست….

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ فوریه 4th, 2012 22:46:

    خداییش نمیدونم از کجای کامنت من به اینجا رسیدید
    من فقط یه سوال رو این شکلی پرسیدم و نمیدونم چرا شما ناراحت شدید

    سوال من اینه: این چند نفری که ازشون گفتین تنها مسافران هواپیما بودند؟
    این تعمیم جزء به کلی که شما می کنین خیلی خنده داره واقعا
    همین

    [پاسخ]

  16. با سلام .
    دوستان عزیز هیئتی از این پس دریافت برنامه های هیئات مذهبی کشور از طریق “”هیئت پیام””
    برای شروع و کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت ما مراجعه نمایید .

    در صورت توان از ما حمایت کنید :
    http://hpayam.ir/images/others/hpayam.ir2.jpg

    آدرس وبسایت : http://www.hpayam.ir/
    ایمیل : info@hpayam.ir

    [پاسخ]

  17. […] : • دو علتِ اصلی از علل زمینه‌سازِِ گرانفروشی • دو پرده از یک روزِ کاری • خانه‌ی مردم؛ از دغدغه‌ی بزرگِ آقا روح الله تا […]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: