وکیلانه » » پاسخ به 5 سوال مرتبط با تحریم نفت ایران
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
پاسخ به ۵ سوال مرتبط با تحریم نفت ایران
۳ام, بهمن ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۸۹]

دمکراسی چیست؟
دمکراسی عبارت است از اینکه اگر مردم یک کشور حکومت‌شان را خواستند ولی ما آن حکومت را نخواستیم، به انواع و اقسام روشها بر آن مردم فشار بیاوریم تا خواستار آنچه ما هستیم بشوند. با ترور، تحریم و یا هر چیز دیگر. (+) البته چشمان خود را ببندیم بر اینکه مردم آن سرزمین با یکی از انگشتان دست مکراراً به مدعیان دمکراسی علامت زشتی نشان می‌دهند :-|
(+)

ایالات متحده امریکا چیست؟
کشوری است که در اوج وضعیت وخیم اقتصادی قرار دارد و بدهی‌های فعلی آن در یک قرن گذشته بی‌سابقه می‌باشد. در عین حال دارای ذخایر زیاد نفتی می‌باشد. پیدا کنید پرتقال فروش را وقتی که قیمت جهانی نفت افزایش پیدا می‌کند و اروپا نیازمندی شدید به جبران نفت داشته باشد!!

تحریم نفت و حساب‌های بانک مرکزی ایران به ضرر کیست؟
بلوکه شدن حساب بانک مرکزی که حرف مفت است. چیزی هست که‌ آنرا بلوکه کنند؟(+) مقدارش را اعلام کنند لطفا. همان مقدار را که بعد از انقلاب دزدیدند باشد و این را روی آن بگذارند. در مورد تحریم نفت هم تحلیل کریستین ساینس مانیتور را بخوانید. (+) و یا تحلیل "اندیشکده چاتم هاوس" (+).  تنها دو کشور توان جبران نفت جایگزین ایران را دارند. عربستان که تحلیل "نیویورک تایمز" را درباره آن بخوانید(+). یا روسیه که رقیب جدی و همیشگی غرب است!!

مخالفان جمهوری اسلامی این وسط چه می‌گویند؟
 آن وقت که سازی نبود اینان وسط معرکه مشغول رقص بودند حالا که ساز هم مهیاست. بگذار رقص‌شان را بکنند همانند تمام این سی‌سال.
(مثال است، ناراحت نشوید لطفاً) فقط وقتی اندکی آرام گرفتند یکی درگوشی از آنان بپرسد چه میخواهید شما؟ یک‌سری کشور دارای بمب‌اتم هستند و هر وقت دلشان هم بخواهد از آن استفاده می‌کنند در عین حال به ما می‌گویند شما اجازه ندارید حتی به انرژی هسته ای فکر هم بکنید!! دانشمندان ما را ترور می‌کنند، تحت فشار قرارمان می‌دهند و هم آنها و هم ما می‌دانیم هدف فقط این است که کوتاه بیایم. تا کجا کوتاه بیاییم آنها راضی می‌شوند؟ وقتی کوتاه آمده بودیم دست از این کارها برداشته بودند؟ حرف حساب غربی‌ها دقیقاً چیست که انتظار دارید جمهوری اسلامی آنرا بپذیرید؟ آیا همین فردا بگوییم انرژی هسته ایی کلاً تعطیل، دست از سر ما برمی‌دارند؟

برخی دولتمردان ایران کیستند؟
از آنجایی که هیچ علت منطقی بین بالارفتن نرخ دلار و طلا با تحریم‌ها وجود ندارد این گروه خیلی باید پررو باشند که ضعف خود را پشت تحریم‌ها قائم کنند. و گروهی از این‌ها پرورتر که بخواهند این دو را به هم ربط بدهند. (+)

پاسخ به سوال اول را دوباره بخوانید.

لینک‌های مرتبط :
پیدا و پنهان تحریم صادرات نفت ایران (دست‌نوشت)



۸۹ دیدگاه برای “پاسخ به ۵ سوال مرتبط با تحریم نفت ایران”

  1. علی گفت:

    آفرین!آفرین!
    حالا جدا از درست و غلط بودن مطلبت (که البته اینجور گفتن خطاست و باید بگم موافق بودن یا مخالف بودن من با نظراتت) این شد یه مطلب درست و حسابی
    یه دفعه یکی در مورد دل و زندگی شخصیش می نویسه می تونه هر وقت هر چی خواست بنویسه.دنیا رو آب ببره اون رو خواب ببره.
    ولی وقتی کسی مثل شما سیاسی می نویسه باید اوضاع و احوال روز توی نظراتش و پست هاش تاثیر داشته باشه.
    اجساس می کنم وبلاگت داره میشه برام یه رسانه ی خبری تحلیلی :roll:

    [پاسخ]

  2. سلام
    لطفا به این تعاریفتان یک چیز دیگر هم اضافه کنید

    منطق یعنی چارچوب از پیش تعیین شده ای که آن ها در ذهن دارند..هرچه غیر آن بی منطق است

    منطق داشتن بمب اتم برای عده ای و نداشتن انرژی برای عده ای همانطور که شما گفتید

    [پاسخ]

  3. آذرخش گفت:

    سلام
    خیلی خوب بود. اما ای کاش مبسوط تر به سوالات جواب داده بودید. گرچه لینک ها خودشون حرف های تکمیلی رو می زنن!
    به هر حال خیلی ممنون از شما. استفاده کردیم.

    [پاسخ]

  4. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    وَلَن تَرْضَىٰ عَنکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّـهِ هُوَ الْهُدَىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ مَا لَکَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ
    آیه ۱۲۰ سوره مبارکه بقره
    یا حق

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۰:

    خیلی بجا بود. مصداق اینهاست. راضی نمی‌شوند مگر اینکه دست از تمام دینمون برداریم. وَلَن تَرْضَىٰ عَنکَ…

    [پاسخ]

  5. عبدالله گفت:

    یا وارث
    ماشاالله به این حسینیه
    در یک آن می توانی با هر حالی در کنج دیواری کامنتی بگذاری
    پوشش هم زمان حال ها و این یعنی
    ماشاالله حزب الله
    خدا خیرتان دهد کثیر.
    یا حق

    [پاسخ]

  6. من یهو الان از خواب غفلت بیدار شدم
    واسه همینم یه سوال دارم

    شما چرا هر چی یه عده بهتون میگن این تحریما ینی آخر دنیا حرف به گوشتون نمیره؟
    حالا گیرم خود اون اروپایی های خنگ و آمریکایی های خنگ تر اذعان می کنن به اینکه خبری نیست

    شما ها چرا ناراحت نمیشید؟ چرا نگران نمیشید؟ چرا هی از موضع قدرت حرف میزنین؟
    حالا گیرم جمهوری اسلامی از همیشه قدرتمندتر باشه

    لطفا جواب بدبد…قبل همه نگارنده محترم

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۵:

    کاربر جدید که خئلی حم با صواطی جواب بده لتفا
    من منطضرم

    [پاسخ]

    افغ پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۸:

    چون اینحا اولن که در جمع مردم نیصطن و داعم مشقول پول گرفطن و اخطلاث و اینحا حصطند و نمیطونن ببینن مردم در چه فغر و فلاگطی ذندگی می کنن.
    دومن که اینحا چون اظ پول مردم پولدار شدن دیگه درد مردم رو نمیبینن. و حر چی ما میگیم تهریمحا ما رو میکشه اینحا نمیفهمن.
    در کل اینحا نمیفحمن. ما که مخالف و باصوادیم میفحمیم. این خنگهای محصنات دار که بی صوادن و نمیفحمن. هالا خودشون که نمیحمن حیچی ما حم که خیرخواحانه و اظ ثر مملکط دوصتی بحشون میگیم باظم نمیفحمن.
    اینا کلا نوفحمن!

    [پاسخ]

  7. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    جواب سوال اول بدجوری دلچسب بود. ممنون
    بقیه سوال و جوابها هم این روزها خیلی کارایی دارند. ممنونم

    [پاسخ]

  8. رضا گفت:

    به قول امید
    موافقت اتحادیه اروپا با تحریم تدریجی نفت و بانک مرکزی ایران
    طبق توافق اعضای اتحادیه اروپا، از این پس انعقاد هرگونه قرارداد جدید از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا با بخش نفتی ایران ممنوع خواهد بود و تمامی قرارداهای جاری میان اروپا و بخش نفت ایران نهایتا تا اول ژوئیه لغو خواهد شد
    اگه این قانون جنگل نیست، پس چیه؟ یکی بیاد با دلیل و منطق بگه چرا باید تحریم بشیم؟ دقیقا چرا؟

    [پاسخ]

  9. عبدالله گفت:

    یا وارث
    هرچه لغت نامه های سیاست را گشتم تعریف تمیزی نیافتم برای دموکراسی!!!
    آقا ما همین رو می بریم.
    فقط یه سوال
    تعریف قابل تحریفه یا نه؟!
    بد نگن آیه ی منزل اوردید.والا
    یا حق

    [پاسخ]

  10. بیتا گفت:

    وقتی یک حکومت نتواند اولویت های کشور داریش را مرتب کند، نتیجه این است که به یک موضوع آنقدر می چسبد و آنقدر بابتش هزینه می دهد که کم کم همه جنبه های دیگر توسعه و پیشرفت با خاک یکسان می شود و بدیهی ترین معیار های کیفیت زندگی شهروندان ندیده گرفته می شود.
    شوروی وقتی فروپاشید، توی مغازه های غذا نبود که مردم بخرند. فقر بیداد می کرد . و حتی ارزشهای اولیه سوسیالیسم که معمولا برگ برنده اینجور کشور ها بود، مثل سیستم آموزشی و سیستم بهداشتی، داشت به قهقرا می رفت. اما شوروی در مسابقه فضا هنوز اول بود. و ارتشش مجهز ترین اسلحه ها و تجهیزات را داشت. حقش هم بود که اول باشد. حقش هم بود که صلاح بسازد. آمریکای قلدر هم هی ابرقدرت بازی در آورد و تهدیدش می کرد و شوروی هم می گفت چطور شما می کنید ما نکنیم. راست هم می گفت. تنها فرقش این بود که بقیه دنیا توی این مسابقه زندگی شهروندانشان را فدای رقابت تجهیزاتیشان نکردند. کاری که شوروی کرد.

    حالا شما هم هرچقدر این حمله به مخالفینتان را تکرار کنید که انگار آنها به اندازه شما کشور را دوست ندارند و حق نیروی اتمی ایران را به رسمیت نمی شناسند، آخرش یک روزی، یک شبی، باید بنشینید با خودتان فکر کنید بابت هزینه ای که دادید چی گیرتان آمد. دربرابر این همه تحریم و این همه ترور و این همه فشار اقتصادی چه چیزی برای مردم ایران به دست آمد؟

    سوداگران و عوامل خودسر و دلال ها صبح تا شب به اعدام هم که محکوم شوند، مردم کور نیستند. یک وقتی هر کسی از خودش می پرسد چرا این خودسر ها و سوداگران و دلالان کنترل کشور مارا گرفته اند دستشان؟ چطور حکومتی که این همه ادعایش می شود نمی تواند چنین مشکلاتی را حل کند؟ تا کی هیچ چیز تقصیر مسئولین ما نیست؟ و تا کی معترضین مجازات می شوند به جای مسئولین؟

    اگر یک روز این عومل خوسر همین انرژی اتمی را هم گرفتند دستشان چی؟ آن وقت هم همین بازی تقصیر ما نیست را بازی می کنند این حکومت مردان با عرضه ما؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۸:

    من در ادامه سوال رو تکمیل کردم. به نظرتون الان بگیم انرژی هسته ای کلاً تعطیل دست از سر ما برمی‌دارن؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۴:

    خب بیتای عزیز
    یک سوال از شما دارم و دوست دارم منصفانه جواب بدید:
    به نظر شما اگر ما از انرژی هسته ای دست بردایم چه می شود؟ نتیجه عینی این اتفاق چیه؟
    شما از اندیشه های مرکانتیلیستی چی میدونی عزیزم؟ به نظرت نقششون در این بین چیه؟
    از توسعه اقتصادی و علت مطرح شدنش؟ از تعاریف توسعه یافتگی؟

    البته میدونم اینایی که مطرح کردم میتونه محل چالش باشه اما میتونیم لااقل شنونده حرفای هم باشیم و بیا از الان قرار بذاریم به پارازیتهای احتمالی اعتنا نکنیم
    اوکی؟

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۲۲:

    اندیشه های مرکانتیلیتسی….شبیه کلماتی هست که الاغهایی مثل ازغدی پور و رائفی پور و روازاده زیاد میگن….حالا چی چی هست؟

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۰۳:۲۲:

    یکی از فرق هایی که آدم با الاغ میتونه داشته باشه همین ادبه

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۵۲:

    آها یه الاغ دیگه از قلم افتاده بود حسن عباسی

    [پاسخ]

    مسعودabbasi پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۷:۱۱:

    یکی دیگه ازخصوصیات اینه که الاغ فکر می کنه بقیه هم مثل خودش نفهم تشریف دارند .

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۱۰:

    من نمی گم از انرژی هسته دست برداریم درست می شه. من می گم سیاست ورزی این نیست که هر چی شد بگین تقصیر بقیه است. خب معلومه کشور های دیگه برای منافع خودشون کار می کنن. ۳۰ ساله هی می گیم استعمار و استثمار و…. خب آره عزیز من. اینا همینن که هستن. کی ما قراره یاد بگیریم تو این زمین بازی کنیم؟ یه بار دیگه هم گفتم. صبح تا شب می گیم اینا هیچ غلطی نمی تونن بکنن، بعد هر اتفاقی می افته می اندازایم گردن بقیه. آدم انرژی هسته ای می خواد باید یه راه کم هزینه پیدا کنه بهش برسه. هی شعار و شاخ و شونه کشیدن هر بار باعث هزینه شده، هر بار هم ما تکرارش کردیم. به نظر من کسی که می شه مسئول اداره یه کشور، باید برنامه ریزیش تمام ارکان زندگی مردم اون کشور رو شامل بشه. اینکه در جواب هر اتفاقی بگن انرژی هسته ای مملکت داری نشد. اگه نمی تونیم با حفظ کیفیت زندگی شهروندان به این شعار هایی که می دیم عمل کنیم، باید یه کار زیربنایی بشه اول که بتونیم. اقتصاد رو به یه جایی برسونن که قدرت تحمل یه همچین فشار هایی رو داشته باشه، بعد انرژی هسته ای رو ادامه بدن. روابطمون رو با کشور های دیگه یه جوری درست کنن که تنها طرفدارامون دوتا دیکتاتور گنده دیگه دنیا که یکیشون سابقه بسیار خرابی هم در رابطه با ایران داره نباشه، بعد شاخ و شونه بکشن.
    ا
    همین چین که الان شده تنها امید ما در دنیا، یه وقتی فهمید که تا قدرت اقتصادی نشه همه شعار های دیگه اش حرفه و کسی تو دنیا محلی بهش نمی زاره. و حالا به جایی رسیدن که تا حد خوبی کسی نمی تونه بهشون بگه بالای چشت ابرو.

    امنیت به بمب داشتن نیست. امنیت یعنی شهروندان یه کشور بتونن برای فرداشون برنامه ربزی کنن. اگه قرار باشه خودمون با دست خودمون چنان بلایی سر اقتصاد کشور بیاریم که از صد تا جنگ بدتر باشه، واقعا به نظر شما سیاست دفاعی درستی اتخاذ کردیم؟

    من نمی دونم منظور شما از مطرح کردن اندیشه های مرکانتیلیتسی چی بود. یعنی نفهمیدم منظورت اینه که کی داره اینو پیاده می کنه. مثلا ایران، یا طرف مقابل. چون به نظر من هیچ کدوم. ولی بر فرض هم که بگیم ایران بخواد این کار رو بکنه، عزیز من این تدوری مال قرن ۱۸ است. نه قرن ۲۱ که همه چیز دنیا به هم وصله. نمی شه تو دنیای امروز با فکر های ۳۰۰ سال پیش زندگی کرد. نمی شه یه بعد ۵ سال واردات بی رویه، یهو تصمیم بگیریم بریم سراغ تئوری که اساسش بر ممنوعیت وارداته. اقتصاد چیزی نیست که شب بخوابی صبح پاشی چرخش رو بچرخونی.

    حتی همین گرون شدن دلار هم به خودی خود به نظر من شاید اشکالی نداشته باشه چون به تولید کننده داخلی کمک می کنه. ولی نه اینکه یهو در عرض یک ماه ۶۰-۷۰ % بره بالا، بدون هیچ زمینه سازی و هیچ هماهنگی. در حدی که مجلس هم ندونه چه خبره. انگار فقط دولت یواشکی داشته یه کاری می کرده، بودجه سال ۹۱ رو هم تا بهمن ۹۰ به کسی نشون نده که معلوم نشه. قایم موشک بازی که نیست که.

    در آخر هم راستش من نمی دونم این آقای جواد کیه. ولی چون در وسط بحث من و شما اون کامنت رو گذاشته، من معذرت می خوام.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۴۱:

    خب اول اینکه سلام
    دوم اینکه گفتم به پارازیتها اهمیتی ندیم پس بیخیال….هر چند مطمئنم این اساتیدی که مستر جواد ازشون نابمردن این ابراز لطف ها رو به عنوان تعریف میپذیرن
    و بعد حرف من و صحبت از مرکانتیلست ها
    اول اینکه درسته که مال قرن ۱۸ ام هست اما در عمل اولین مکتب اسم و رسم دار اقتصادی است. یعنی یه جورایی مبنای تصمیم سازی های اقتصادی. و البته بگذریم که حالا هم مرکانتیلستهای نوینی هستند که تفاوت ماهوی قابل توجهی با همون اندیشه های قدیمی ندارن. یکی از مهمترین اصول مرکانتیلیستها اینه که ثروت موتور محرکه اقتصاد هست. یعنی هر کشوری ثروتمندتر باشه قدرتمندتره و پیشرفته تر
    و البته این ثروت در قرن ۱۸ ام با منابع طلا سنجیده میشد. اون موقع مرکانتیلیستها به بازی برد برد اعتقادی نداشتند و معتقد بودند که برنده نهایی بازی باید تنها خودشون باشن. اون موقع به سادگی می گفتند چون ثروتهای داخلی هر کشوری محدوده و ما در نهایت باید برنده باشیم پس تنها راهی که میمونه استعماره. یعنی چنبره زدن بر ثروتهای خدادادی کشورهای دیگه. نمونه این طرز تفکر میشه انگلستان که معمول بود می گفتن آفتاب در امپراطوری انگلساتن غروب نمی کنه( که این بر می گرده به وسعت و تعدد کشورهایی که تحت سلطه و استعمار انگلیس بودن)
    کشور عزیز من و تو یعنی ایران هم در امان نبود از این چپاولگری. همه ما قراردادهای شرم آوری رو که پادشاهان بی کفایت و قدرت طلب امضا کردند به خاطر داریم
    من باور دارم هر چند ممکنه که دیگه اسمی از چنین مکتبی نیاد اما در عمل سیاستهای راهبدری کشورها بر مبنای همین دیدگاهه. نمونه ش افغانستان که مثلا منابع غنی اورانیوم ش یکی از ثروتهایی است که دنیای امروز بهش احتیاج داره. یا مثلا طرح تجزیه کشورهای آفریقایی و جنگهای دائمی داخلی که فرصت بهره برداری بدون نگرانی رو برای استعمارگرانی که به چاپیدن ثروت بقیه عادت کردن فراهم می کنه
    در کامنتم به توسعه اقتصادی اشاره کردم و علت هم داشتم. این عبارت در ادبیات اقتصادی در واقع جوانه. ( حداقل نسبت به سایر مفاهیم اساسی) علتش اینه که عملا بعد از جنگ جهانی دوم و تحولات سیاسی بعد از اون مطرح میشه. قراره در این پروسه و فرآیند به کشورهایی که بعد از جنگ جهانی دوم از یوغ استعمار رها شدن کمک کنه که به شرایط مطلوب اقتصادی برسن. یعنی حرکت از آنچه هست به آنچه باید باشد. جالب اینه که آنچه باید باشد و روش رسیدن به اون در عمل داره توسط همون استعمارگرای قبلی تدوین میشه. البته انقدر تند نمیرم که بگم با ظرح و برنامه کشرها رو به سمتی که خواستن سوق دادن اما از هرکس بپرسی بهت میگه عملا طرحهای بانک جهانی و یا صندوق بین المللی پول در جهتی تدوین میشه که کشورها هموراه بهشون محتاج باشد و مثلا طرحهای تعدیل ساختاری تنها در حالی اجرا می شه که کشور مقصد از وامهای بانک جهانی استفاده کنه…بگذریم..
    و اما در زمان حال؛ یقنیا دیگه نمیشه با طرح حکومت بر کشورها به استعمار فکر کرد. پس استعمار میشه استعمار تکنولوژی، تحریم میشه تحریم تکنولوژی. قراره کشورها هموراه برای تامین تکنولوژِی به غرب وابسته باشند. قراره قدرت انحصاری علم در دست همون استعمارگرای قدیمی باشه و وقتی کشوری دست خالی به همون علم دست پید می کنه براشون سنگینه. این عصر عصر انفجار اطلاعاته دوست خوبم. برنده آن کسی است که علم بیشتری داشته باشه
    و البته با همه ابن حرف ها حتی اگر ما از همه این انرژی های نو هم دست برداریم باز هم تغییری در اوضاع پدید نمیاد. بهانه دیگه ای برای تحریم پیدا می کنند. مخصوصا حالا با همه این تحولات منطقه ای وجود یک کشور مستقل که بر پای استقلال خودش ایستاده براشون خطرناکه
    یقین دارم با همه اختلاف نظری که با هم داریم اصلا دوست ندارید که به آغوش آمریکا پناه ببریم. آمریکایی که هالیوودش نمشاد تن فروشی است و ماجرای وال استریتش بوی وطن فروشی میده ار ایران عزیز من و تو جز برای ارضای هوسهای زودگذر پول و ثروتش بهره دیگه یا نخواهد برد. بگذریم که از این همه سال ایستادگی امیدوارانه ما هم آنچنان کینه ای به دل داره که میخواد در اولین فرصت خاک ایران رو به توبره بکشه. که یقینا این آرزو رو به گور خواهد برد.
    تا فرهنگ شهادت و شهادت طلبی هستند تا هستند خانواده های شهید احمدی روشن( که شما دوست خوبم در پست مربوط به اونها سکوت اختیار کردی) این کشور با همه سختی ها خواهد ایستاد و تهدید را با تهدید جواب میده
    =====
    ببخش که طولانی شد اما پارازیتها میتونست بحث رو به هم بزنه پس همه حرفامو یه جا گفتم

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۴۶:

    از غلطهای تایپی هم عذر میخوام
    یک جا هم سهوا گفت وامهای بانک جهانی که منظورم وامهای صندوق بین المللی پول بود

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۸:

    دوست عزیز،

    ما بخوایم یا نخوایم داریم توی این دنیا زندگی می کنیم. کشورهای دیگه ای هم در همین دنیا و در همین سیستم یه جوری برنامه ریزی کردن که تونستن این مشکلات رو پشت سر بزارن. نزدیکترین نمونه هاش هم چین و ترکیه.
    من واقعا متوجه نمی شم منظور شما از این توضیح سیستم دنیا چی بود. یعنی بالاخره که چی؟

    واقعا به نظر شما کشور ما باید اولویتش رو در تولید علم بزاره رو چیزی مثل انرژی هسته ای؟ و اونوقت بنزین و مواد پتروشیمی رو وارد کنه؟ به نظر شما اینکه محصولات کشاورزی ما نمی تونن در دنیا رقابت کنن اشکال کمبود علم و تکنولوژی نیست؟ از بین این همه علم و تکنولوژی که می تونه تاثیر مستقیم در زندگی روزمره مردم داشته باشه و چرخ تولید داخلی رو راه بندازه ما باید تمام انرژی و توان علمیمون رو بزاریم رو یه حیطه که واقعا برگشت اقتصادی چندانی نداره؟

    هر کشوری باید بر اساس منابع و نیازهای خودش الویت هاش رو تعریف کنه. اینکه ما این همه نفت داریم، بعد مفت مفت مجبوریم بفروشیمش و بجاش محصولات پتروشیمی رو بخریم بیشتر بازی تو همون زمینیه که شما می گی ابر قدرت ها تعریفش کردن. اون سیستم اقتصادی که شما حرفشو می زنی یکی از اصولش اینه که واردات محصولاتی که تولید داخلی رو ضرر می زنه ممنوع می کنه. بلایی که انگلیسی ها سالها سر هند آوردن چی بود؟ مواد اولیه رو می بردن، باهاش پارچه درست می کردن پس می آورد به قیمت پول خون باباشون می فروختن. حالا دقیقا همین اتفاق داره تو ایران می افته. ما مواد اولیه امون رو می دیم می ره، تولیدی که کار و ثروت ایجاد می کنه جای دیگه اتفاق می افته، ما محصولش رو وارد می کنیم.
    همین کشور های ابرقدرت که خدای تکنولوژی هم هستن، بزرگترین سوبسید هاشون رو دارن به بخش های کشاورزیشون می دن. چون اهمیت استراتژیک این بخش برای کشورهای پیشرفته معلوم شده.

    هزار و یک مثال دیگه می شه زد از تکنولوژی هایی که ما به شدت بهشون احتیاج داریم، و حساسیت دنیا رو هم بر نمی انگیزه. زندگی مردممون رو هم بهبود می ده. و آخرشم ما رو به موقعیتی می رسونه که قلدرهای محل نتونن اینقدر راحت برمون شاخ و شونه بکشن. به نظر من برنامه ریزی برای یه کشور یعنی بهینه ترین راه رسیدن به اون نقطه رو پیدا کنیم. نه اینکه هی پامونو بکوبیم زمین که آی اینا نامردن آی اینا دزدن.

    علم بومی که این همه شعارش رو همه جا می شنویم، یعنی علمی که به درد مملکت برسه. من بازم مثال شوروی رو می زنم. اونها هم جنگ تکنولوژی فضا و اسلحه با آمریکا راه انداختن و زندگی مردم براشون رفت در اولویت بعدی. نتیجه اش هم این شد که دیدیم.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۰۴:

    در مورد پتروشیمی حرف شما ت حدی درست است. باید به شدت روی صنایع بالا دستی و پایین دستی نفت کار کرد. اما من مطمئنم اگر روزی در ین خوزه هم موفقیتی کسب کنیم زمینه ای برای برخورد باهاش پیدا می کنن
    گفتید علت اینکه سیستم دنیا رو گفتم نمیفهمید…در واقع علت اصلی گفتنش معرفی نگاه خودم( و احتمال خیلی قوی دویتانم به مسئله است) قرار نیست من و شما چیزی در عقاید همدیگه رو جابه جا کنیم. چون همین که پشت سیستم میشینیم و از عقاید و نگاهمون میگیم نشون میده که با فکر به این نتایج رسیدیم
    در توضیح رفتار خودم و خیییییییییییییییییییییییییلی از کسایی که بر داشتن و حفظ جمهوری اسلامی و حقوق حقه هسته ای تاکید دارند فقط میتونم بگم که
    ما مفتخریم به فرهنگ تشیعی که زیر بار زور نمیره. مفتخریم به ایستادگی بر سر آرمانها حتی اگر بذل جان راه حفظش باشه. همه ما ضمن اینکه کمکاری ها و نقاط ضعف رو میبینیم با تمام توان دستوردها و نقاط قوت رو حفظ می کنیم. همین که یک دنیا( دنیایی که بر مبنای خواسته های رژِیم کودک کشی مثل اسرائیل بن شده) مقابل حق طبیعی ما ایستاده کافی است که با تمام وجود حفظش کنیم
    حقیقتش اینه که تخصصی در فقه و قوانین حکومتداری اسلام ندارم اما همون قاعده نفی سبیل که در کتاب درسی دبیرستانم خواندم کافی است که مطمئن بشم اولین و مهمترین وظیفه هر حکومت دینی ایستادگی در برابر کفار است
    اصولا گفتمان اسلام و به ویژه تشیع چیزی جز حق طلبی و استقلال خواهی نیست؛ گفتمانی که در طول دولتهای سازندگی و اصلاحات داشت فراموش می شد و دوباره در رگهای جمهوری اسلامی دمیده شد
    :)
    میدونم که ممکنه از این جوابها خوشت نیاد…میدونم که بحث مصلحت کشور و آسودگی مردم رو پیش می کشی
    یقینا آسودگی و آرامش و رفاه مردم دغدغه همه ماست. اما من فکر می کنم حتی در اون زمانی که تحریمهاکمتر شد و فشارها دست از سر ما برداشت دشمن ساکت و ساکن نبود..آرام آرام مثل همین قاتل خاموش این روزهای زمستانی به خونه ها نفوذ کرد و کم کم به فرهنگ کشور هجمه برد. این هجمه وقتی با بی برنامگی و حرفهای قشنگ فرهنگی ترکیب شد و متاسفانه تا حدی همچنان میشه هویت ما رو کمرنگ کرد
    ینی میخوام بگم خیال نمی کنم که اگر مضیقه اقتصادی نباشه خطری نیست

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۰۷:

    یه توضیح کوچولو هم بدم:
    من این روزا خیلی مشغول تایپ و اینا هستم و برای همین سهوا توی کامنتا غلط املایی دارم/ به خاطر خستگی چشم و اینا :| :wink:
    باید ببخشید

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۵۹:

    اول از همه اینکه من خودم استاد غلط تایپی ام:)

    من حرف شما رو در مورد مقاومت در مقابل زور می فهمم. و به نظرم تاریخ معاصر ما باعث شده که این مسئله برای همه ما تبدیل به یه دغدغه دائم شده باشه.
    ولی حرف من اینه که باید برای این احقاق حقمون برنامه داشته باشیم. به نظر من این پافشاری و این هزینه دادن مقاومت عاقلانه ای نیست. به هدفی که ما می خوایم هم نمی رسه. کشوری که برای مصارف اولیه اش وابسته باشه، انرژی اتمی داشتن در دراز مدت براش افتخار نمی شه. حداقل نه با این سیستمی که ما داریم پیش می ریم. مثل حرکت توی زمین مین می مونه. نمی شه هی بی توجه بریم جلو، پامون رو بزاریم رو مین، بعد هر بار بگیم چرا مین گذاشتن. اینکه راهتو توی این زمین پیدا کنی یه مهارتی می خواد. سیاست مداری هم مهارت می خواد. بچه بازی نیست که بدون توجه به نتایج کارمون هی بگیم حقمونه حقمونه. هی ترور، هی تحریم، هی منزوی تر و منزوری تر شدن…

    با این حرفتون که اگه این مسئله نبود یه چیز دیگه بود هم مخالفم چون به نظرم روش برخورد درستی با قضیه نیست. و نمونه های موفقیت کشور های دیگه رو هم گفتم به عنوان مبنای حرفم. تو همین دنیا، با همین ابرقدرت ها، می شه درست تصمیم گرفت و درست برنامه ریزی کرد و درست الویت بندی کرد.

    قضیه فرهنگ هم دقیقا عین همه این مسائل دیگه اس. با شعار و فحش دادن به طرف مقابل حل نمی شه. با کار درست فرهنگی حل می شه. با اینکه یاد بگیریم از اشتباهامون. من نظرم رو در این باره بگم کلا بحث می ره یه جای دیگه چون احتمالا اختلاف نظر ما اونجا خیلی بیشتره. ولی خلاصه که بازم راهش این نیست.

    فکر کنم یه خورده حرفهام تکراری شد …

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۲۸:

    :) خوبه پس در مورد اشتباهات تایپی اشتراک داریم
    منم که در بل گرفتن استادم… :D

    و اما در مورد تعامل با دنیا
    نمی پذیرم که دنیا زمانی با ما تعامل خواهد کرد. مثالهایی که شما از کشورها میزنین هیچ کدام صبغه دینی نداشتند. متاسفانه یا خوشبختانه دنیا فهمیده که رفتار تشیع بر دو بال سرخ ایمان و شهادت استوار است
    این روحیه هم تا زمانی که خون در رگ تشیع است جاری است. دشمن اگر پشت خاکریزها مجال کشتن نیابد در خیابان می کشد. به سادگی و بدون شرم
    یکی را که دستگیر می کنی تروریست دیگری ظاهر می شود
    اینها با خود آقا مصطفی شهید ما مشکلی ندارند. عقیده اش را بر نمی تابند.
    دنیا با کسی تعامل می کند که منافعش را به خطر می اندازد تعامل نمی کند

    فرهنگ هم اصلا در تخصص من نیست که حرفی بزنم. صرفا مثال زدم که راه های مختلف برای آسیب زدن هست
    :)

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۵۲:

    اوه اوه
    از اشتباه تایپی رسیدم به اشتباه دستوری
    خدا آخر و عاقبتش رو به خیر کنه :mrgreen:

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۰۰:

    این کشور ها پشتوانه دینی شاید نداشتن. ولی منکر وجود یه ایدئولوژی اساسی توشون نمی شه شد. زمانی که چین شروع به رشد کرد، کمونیسم به عنوان یه ایدئولوژی خیلی خیلی ترسناک تر بود برای غرب تا دین. نمونه اش هم حمایت کامل آمریکا از طالبان در افعانستان بود در مقابل روسیه. هنوز که هنوزه تو خود آمریکاش کمونیست بودن خیلی خیلی مسئله حساس تریه تا مسلمون بودن. حتی بعد از ۱۱ سپتامبر.
    نمونه دینی اش هم تجربه یهودی ها در غربه. تا قبل از دهه ۶۰، وضع یهودی ها توی آمریکا از سیاهپوست ها بدتر بود. دقیقا هم بخاطر دینشون. ولی یه کاری کردن که در عرض کمتر از ۴۰ سال نبض سیاست و اقتصاد رو گرفتن دستشون. اونم با برنامه ریزی دراز مدت.

    دنیا مسئله اش اقتصاده. آمریکا، اروپا، چین، روسیه، همه و همه اولین اولویتشون منافع خودشونه که در راسش منافع اقتصادیه. تاریخ هم نشون داده که هر ایدئولوژی می تونه با استفاده از این موضوع از پله های موفقیت بالا بره. همونطور هم که گفتم هم نمونه دینی اش هست، هم نمونه غیر دینی اش.

    اگرم به نظر شما ما استثناییم، که خب من مخالفم و به نظرم چنین دیدگاهی ندیده گرفتن تجربه هاییه که می شه خیلی چیزا ازش یاد گرفت.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۹:

    خب من هم با اینکه شما میگید ما استثنا نیستیم مخالفم
    میدونین چرا؟
    چون کمونیست و سرمایه داری درسته که در دو سر کاملا مخالف یک طیفند/ درسته که کاملا در تضاد با همند /به عنوان مثال چون در زمینه های دیگه تخصصی ندارم در اقتصاد میگم: کمونیست تنها به مالکیت عمومی معتقده و اقتصاد کلاسیک به مالکیت خصوصی و…. اما اینها مجموعه ای از دریافت های بشری هستن. این ویژگی مشترک این دو مکتب هست
    پس امکان وجود خطا در این عقاید هست..ایستادگی بر سر این عقاید هم حدی داره که احتمالا این حد رو عقل و دانش بشری تعیین میکنه
    علت اینکه من میگم ما استثنائیم اینه که پشتوانه عقاید ما دین هست و وحی/ همان وحی که مکمل عقل است. پس خلل ناپذیر است و ایستادگی مرزی ندارد. میزان ایستادگی ما رو اما ایمان تعیین می کنه
    ===
    اما در این مورد که باید از اشتباهات دیگران درس گرفت کاملا موافقم. نمونه خوبی هم از طالبان آوردی. کشوری مثل افغانستان که قبلا هم جزئی از کشور خودمون بوده و به خاطر همون جریان حاکم بر دنیا از ما جدا شده است. اعتماد به کشور خارجی مثل آمریکا نه تنها غولی مثل طالبان رو به جان کشور انداخت بلکه به جز بچه های یتیم شده و جنازه های هتک حرمت شده و گذشته از دست رفته و آینده تاریک چیزی برای افعانستان نداشته تا حالا
    هرگز یادم نمیره از خوندن بادبادک باز و هزاران خورشید تابان چه غصه ای به دلم نشست
    مشاهده این روند فقط به من ثابت می کنه که اعتماد به آنهایی که تاریخشون در آدم کشی و خیانت روشنه هیچ فایده ای نداره

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۵:۱۸:

    شما اول گفتین دنیا با ما تعامل نمی کنه چون ما شیعه ایم.
    منم حرفم این بود که غرب به موقعش با هر کی که لازم باشه تعامل می کنه. چه با چین کمونیست، چه با طالبان مسلمون، چه با عربستان، چه با هیتلر فاشیست، چه با یهودی، چه با هر کسی با هر نوع ایدئولوژی بشری یا غیر بشری.
    چیزی که الان دارین می گین یه بحث دیگه اس در مورد اینکه ما خودمون چه جوری با عقایدمون برخورد کنیم. جواب این رو هم در کامنت مربوط به سیاست ورزی امامان شیعه نوشتم. نمی شه هر وقت لازم شد یه سری چیز جدید رو تبدیل کنیم به اصول غیر قابل بازگشت دین و مذهب. واسه اینکه تکرار مکررات نشه فقط یه خلاصه کوچولو می گم. اونم اینکه روش برخورد امامان شیعه با حکومت های زمان زمین تا آسمون با هم فرق می کرده. از همکاری بگیر، تا سکوت، تا جنگ.
    در نتیجه من حرف شما رو قبول نمی کنم که شیعه بودن ما تا این حد در جزئیات تصمیم گیریهای سیاسی و روابطمون با دنیا بخواد تاثیر بزاره و یه روش بخصوص رو فقط بشه شیعی دونست.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۸:

    یه چیزی هم یادم رفت. من ادعای دانش دینی ندارم. ولی تا جایی که سوادم قدر می ده، امامان شیعه هم بر اساس شرایط زمانی که توش بودن استراتژی های متفاوتی در مقابله با قدرت های مخالف اتخاذ کردن. کاری رو که امام حسین کرد، امام حسن نکرد. امام علی کاری رو که بعد وفات پیامبر کرد، بعد از خلافت عثمان نکرد. بخش زیادی از احادیث تقیه مال امام صادقه بخاطره شرایط زمانیش. و تقیه کاریه که امام حسین نکرد. در نتیجه به نظرم خیلی راحت نمی شه استراتژی های سیاسی یه حکومت رو مستقل از شرایط زمانی و مکانی اش گفت شیعه اس. شاید مهمترین درسی که حداقل از امام های شیعه می شه گرفت اینه که باید بر اساس شرایط سیاست ورزی کرد.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۲۸:

    تا اونجا که بنده میدونم رفتار امام حسین یک استثنا بوده در تاریخ امامان شیعه و سکوت و سازش قاعده ی کلی رفتار امامان شیعه بوده. شما از امام علی شروع کنید تا به امام یازدهم برسید. حضرت علی بیست و پنج سال سکوت کرد و برای خلافت خودش اعتراض نکرد. به جز جنگ نهروان باقی جنگها رو به خاطر مردم نیمه کاره ول کرد. امام حسن که اصلا نجنگید. امام سجاد، محمد باقر، صادق، موسی کاظم مطلقا دست به اسلحه نبردن. امام رضا که رسما معاون خلیفه شد، محمد تقی و علی النقی هیچ حرکت اعتراضی نکردن و امام حسن عسکری هم به همین منوال.

    ما آدمها دوست داریم استثنا رو به جای قاعده قرار بدیم چون این طوری به زندگی هیجان میدیم ولی واقعیت اینه که باید قاعده رو دنبال کرد نه استثنا رو.
    امیدوارم حرفهای من رو فهمیده باشید. اگر نفهمیدید با یه متخصص دینی تماس بگیرید.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۰۷:

    @ بیتا
    من هم مثل شما سواد دینی ندارم. اما از بزرگترها یاد گرفتم که حاکمان دینی در هم زمانها مامورند به حفظ ثبات اجتماعی و این ثبات اجتماعی در هر دوره از زمان به یک شکل تامین میشده.
    اما اینکه فکر کنیم سکوت امام حسن(ع) مثلا تسلیم ظلم شدن هست و قیام امام حسین (ع) ایستادگی است و استثنا قطعا و یقینا غلطه
    روحیه دین و به خصوص روحیه تشیع ظلم ستیزی است و ایستادگی

    بعد هم نمیفهمم چرا حالا که با نظر شخصی شما نمی خونه فکر می کنین سیاست ورزی نیست؟ صرفا یک سوال است هااا :?:

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۱:

    عزیز من، من دارم می گم وقتی امامام شیعه روشهای مختلفی رو پیش گرفتن، که یکیش سکوت بوده، یکیش تقیه بوده، یکیش همکاری با حاکم ظالم وقت، کی گفته تنها راهی که ما برای مقاومت داریم سروصدا و شاخ و شونه کشیدن و ایجاد فضاییه که توش آخرش هی بیشتر و بیشتر بهمون زور بگن.

    شما خودت داری می گی صب و سکوت امام حسن نشانه تسلیم نیست. چجوریه که اونوقت اگه من بگم برای انرژی هسته ای یه کم صبر کنیم اول اقتصاد کشور یه جونی بگیره و این تورم و بیکاری کم بشه، بعد ادامه بدیم تسلیم شدنه؟

    نمی شه که هی معیار قضاوتتون رو عوض کنین. یه چیز آدم بخواد از این اماما یاد بگیره اینه که برای هدف دراز مدت باید برنامه ریزی دراز مدت کرد. و سکوت مقطعی یا کوتاه اومدن مقطعی یا همکاری مقطعی معنیش تسلیم نیست. معنیش استراتژی داشتنه.

    در مورد سیاست ورزی هم، من دارم می گم این روش روش غلطیه. معمولا هم اینطوریه که آدم نظر خودش رو می گه. شما هم چون با نظر شخصی شما می خونه به نظرت کار درستیه. مهم اینه که نظر شخصی آدم از کجا اومده باشه. اگه نه حرف من و شما از این نظر که هر دوش نظرمونه خیلی با هم فرقی نداره. در نتیجه همین سوالی که از من کردی رو من می تونم از شما بکنم که “چرا حالا که با نظر شما می خونه فکر می کنی سیاست درستیه؟” کع اونوقت معلوم می شه یه کم سوال عجیبیه. ولی حالا.

    چرا من می گم سیاست خوبی نیست؟ چون وضع کشور رو می بینم و وضع ایران رو در بین کشور های دنیا و رابطه اش رو نه با غرب که با همسایه هاش و ترورها و تورم و بیکاری رو. و روی همه اینها این رو هم می بینم که چینی ها الان با چه ذوقی نشستن دارن تخفیف هایی رو که روی نفت ایران خواهند گرفت می شمرن. بر اساس آماری که آقای صفا دادن، ۲۵ درصد نفت ما داره می ره اروپا. با تقریب خوبی یعنی ۲۵% درآمد کشور. حالا بشینیم ببینیم چین چه سودی بکنه این وسط با نفت ارزونی که گیرش می آد.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۴:

    اینجوری که یهو وسطش بحث رو ول میکنین، آدم هی بیخود میاد اینجا رو چک می کنه. اگه قراره صحبتی تموم بشه، به نظرم بهتره یه سیگنالی بدین.

    خداحافظ شما:)

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۳:

    ندیدم کامنت قبلی شما رو
    الان هم آخر شب هست و من بسیار خسته هستم
    راستش اصن نفهمیدم چی گفتین:)

    انشاء الله در اولین فرصت در خدمت هستم

    و البته دعای خیری است که بگم:
    خدانگهدار شما

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۲۴:

    شما هم مثل آقا و مولاتون احمدی نژاد (البته بعد از رهبر) سوال رو با سوال جواب میدید. آورین آورین….

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۶:

    بیتاجان تحویل بگیر: )

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۵۱:

    منظورم امیر علی بود

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۲:

    چی رو تحویل بگیرم؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۶:

    @ بیتا

    این مال قبل از جواب شماست و منظورم همین پارازیتهای جواد بود

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۰۳:۳۲:

    بدترین کار ممکن همینه، اشدّ حماقت.
    اوّل از همه باید سر مسائلی کوتاه اومد که ثانویّه ما و اوّلیه اوناست، مثلاً حماس یا بحرین و …
    ولی اگه یه راست سر انرژی هسته ای کوتاه بیایم سرنوشت …

    [پاسخ]

    مسعودabbasi پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۷:۱۲:

    فعلا که رکورد دار حماقت جماعت شماست .

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳:

    جالبه که اومدی اینجا فقط چرند بگی و فحش بدی. نمی دونی کی به کیه همینجوری چرت می نویسی. این بابا که از خودتونه دیگه!!!

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۰:

    جناب آذرخش
    حدّاقل این فضای مجازی گفتگو رو به خودی و غیر خودی تقسیم نکنیم. این دایره خودی ها و غیر خودی ها هر روز تنگتر میشه، ابتدا جنبش سبز غیر خودی شد، سپس جریان انحرافی و احمدی نژاد و الآن هم جبهه پایداری http://www.zendeginews.com/news.aspx?id=7072 ، این دایره هر روز تنگتر میشه و هر چند نفر و گروهی برای خود یک خودی و غیر خودی علم خواهند کرد.
    .
    جناب مسعودabbasi
    چرا ؟
    .
    در مورد شیوه نمایش کامنتها،

    این کامنت من در اصل جواب به این کامنت آقا صفا بود:

    امیرعلی صفا پاسخ در تاریخ بهمن ۳م, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۸:
    من در ادامه سوال رو تکمیل کردم. به نظرتون الان بگیم انرژی هسته ای کلاً تعطیل دست از سر ما برمی‌دارن؟

    و منظورم این بود که بدترین کار ممکن اینه که الآن بگیم انرژی هسته ای کلاً تعطیل، انجام این کار رو از طرف دولت اشدّ حماقت خوندم.

    ولی خوب انقدر کامنتها تو در تو میشه که شاید کسی حوصله نکنه دقیقاً دنبال کنه که کدوم جواب مال کدوم کامنته

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۸:

    @ یه ایرانی بزرگوار
    پیشنهاد می کنم که خطاب بدید دقیقا با کی صحبت می کنین:) شاید مشکل تو در تو بودن جوابها حل بشه

    [پاسخ]

  11. جواد گفت:

    نکنه این احمدی نژاد رو موساد به ایران انداخت :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:
    طبق برهان علیت، این همه گند و کثافت احتیاج به یک کثیف کار مدیر و مدبر داره و گرنه نمیشه این همه افتضاح به صورت اتفاقی به وجود اومده باشه.
    باور کنید محمود جون رو موساد به آقا انداخت خودش هم نفهمید چی شد :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:

    [پاسخ]

    افغ پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۱۴:

    من که گفطه بودم شما خعلی باحوش و باصوادید. کلا طابلو بود. ببین اظ حمین کشف بظرگ مالومه. تاظه اظ الاق حایی که یکی پث اظ دیگری به طوست شما کشف می شوند حم مالومه که خیلی باصواد و باحوشید و اصلا الاق نیصطید.

    [پاسخ]

    مسعودabbasi پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۷:

    لوس بازی اینا واقعا مضحکه !!خیلی خوش بو هستند جلوی باد هم می شینند !!حالم بهم خورد .

    [پاسخ]

  12. علی گفت:

    پدر نکته جالبی رو گفتن که به نظرم جالب می اومد گفتم برای شما هم بگم:
    اگر واقعا ما در نقطه قوت هستیم وتحریم اروپا تاثیری نداره و …
    حالا که اون ها از روی ضعف گفتن ۵ ماه دیگه ما از فردا صادر نکنیم.
    حالشون رو بگیریم.
    اگه واقعا…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۰:

    تا جایی که من می دونم چون قراردادهایی که با کشورهای مختلف داریم هنوز تموم نشدند و حدودا تا تیرماه ادامه دارند.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۲۳:

    یا رومی رومی یا زنگی زنگی

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۲:

    http://rajanews.com/detail.asp?id=114726

    [پاسخ]

  13. افق گفت:

    سلام خداقوت
    میخواستم بپرسم کسی اسم مستندی که در جشنواره عمار پخش شد و در باره FDD بود رو میدونه؟ همون که برشهای مستند از یکی از جلسات FDD رو کنار هم گذاشته بود.

    [پاسخ]

  14. رضا گفت:

    دختر با بسته‌ای «بادام‌زمینی» برمی‌گردد و جلوی رهبر شروع می‌کند به خوردن آن. آقا حرف‌های همسر شهید را ادامه می‌دهند: «واقعا یک زمانی شاید اگر کسی می‌خواست شهید نشود، می‌رفت سراغ دانشگاه. ولی حالا برعکس شده. بعد از شهادت شهید احمدی‌روشن، چندصد نفر از دانشجویان تقاضای تغییر رشته به فیزیک هسته‌ای داده‌اند. این یعنی انتخاب آگاهانه.» رهبر که اینها را می‌گویند، طبق معمول دست چپشان را هم تکان می‌دهند و همین فرصتی می‌شود برای آرمیتا که معلوم بود چند لحظه‌ای است برای انجام کاری، دل‌دل می‌کند. آرمیتا جلو می‌رود و چند دانه بادام زمینی توی دست میهمان می‌گذارد. محبت کودک که تعارف کردن هم بلد نیست، همه را به وجد می‌آورد. عمو توضیح می‌دهد که آرمیتا خوراکی‌هایش را به کسی نمی‌دهد و مادر ادامه می‌دهد که آرمیتا اصلا دست‌ودل‌باز نیست و هیچکدامشان این رفتارهای دختر را باور نمی‌کنند. رهبر هم از آرمیتا اجازه می‌گیرند که بادام‌ها را بخورند. آرمیتا که خیلی خوشحال شده، شروع می‌کند به چرخیدن جلوی رهبر. توی همین چرخیدن، بادام‌هایش روی زمین می‌ریزد. اما او ابتکار دیگری به خرج می‌دهد. یک دستمال کاغذی برمی‌دارد و بادام‌زمینی‌هایش را توی آن می‌ریزد و دستمال‌کاغذی را به میهمان می‌دهد. رهبر می‌گویند: «اینا برای من زیاده.» و آرمیتا ساده جواب می‌دهد: «خب یه کمش رو بخور.»

    آقا از آرمیتا اسم مهد کودکش را می‌پرسد و اسم «خانمشان» را. آرمیتا هم اسم مهد فعلی و قبلی‌اش را می‌گوید و اسم خانمشان که زینب است. مادر توضیح می‌دهد که آرمیتا عکس چهار شهید دانشمند را با خودش به مهد می‌برد. بعد هم ادامه می‌دهد که هرچند می‌داند علم به سرعت پیشرفت می‌کند، اما جزوه‌های همسرش را نگه داشته تا بعدها به آرمیتا بدهد.

    دیگر کم‌کم وقت خداحافظی می‌رسد. رهبر قرآن‌هایی را به یادگار به همسر و مادر شهید هدیه می‌دهند. آرمیتا هم از دور سرک می‌کشد که ببیند رهبر چه چیزی در آنها می‌نویسند. بعد هم که مادرش قرآن را می‌گیرد، آن را توی دست مادر می‌بوسد. رهبر از آرمیتا اجازه می‌گیرند که یکی از نقاشی‌هایش را بردارند. آرمیتا اجازه می‌دهد: «باشه. همین رو ببر.» و آقا نقاشی آرمیتا از خودش را برمی‌دارند. در این نقاشی هم، لباس دختر صورتی است. از همان صورتی‌ها که ما بزرگترها می‌گوییم «بنفش».
    http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=18692

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۰۱:

    خیلی زیبا بود

    [پاسخ]

    مسعودabbasi پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۰:

    تا بحال دلتان برای فرزندان کسانی که برای ازادی جان داده ان سوخته ؟چرا برای مردم شکلهای مقدسی میی سازید که خود اقا هم شاید راضی نباشد .اینکه بچه بادام می ده به ایشان چگونه توجیه می شود ؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۲:

    @ آقای عباسی
    احیانا به لینک سر زدید؟
    این شرح حواشی ماجرا در سایت مقام معظم رهبری است

    اینکه بچه به ایشان بادام داده یعنی “بچه به ایشان بادام داده بخورن”

    هیچ تقدیسی هم در کار نیست…صرفا توجه بچه هاست به صاحبان ارواح پاک

    [پاسخ]

  15. افق گفت:

    دیدم زیاد بحث الاغ بود گفتم دیدن این تصویر خالی از لطف نیست. شایدا
    http://moghimigraphic.ir/post/174

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۳:

    یک عدد مثبت تپل تقدیم می گردد

    [پاسخ]

  16. افق گفت:

    بی بی سی کشف کرد: علت بالا رفتن قیمت سکه و ارز اختلاف عمیق بین دولت و حکومته!

    [پاسخ]

  17. افق گفت:

    فقط کافیه ۵ دقیقه پای بی بی سی بشینی.
    الان دارم احساس میکنم اگر برم بیرون، حتا نمیتونم تاکسی سوار بشم از بس همه چیز گرون شده! احساس وحشت دارم. وحشت. گشنگی! تشنگی! سرما! نرخ ارز! دلار! واااای. چه هزینه سنگینی داریم میدیم برای انرژی هسته ای که همش کلا ۲ درصد ار برق ایران رو تامین میکنه! خدایا، بیچاره ما مردم!
    الان احساس گرسنگی دارم که انگار قرار نیست هیچ وقت سیر بشم!
    جالب جمع بندی برنامست! اگر سوریه به این کاراش ادامه بده مثل ایران تحریم میشه ها!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۱۶:

    و جالبه یورو نیوز و بی‌بی‌سی ووُرد حرفشون این بود: “تاثیر تحریم نفت ایران بر روی زندگی مردم اروپا”.
    البته تحلیل شخصی من بدون اینکه کوچک‌ترین علم اقتصادی داشته باشم اینه که شاید اون بحرانی جهانی که یک‌سال و خورده‌ایی هست در موردش می‌شنویم به یه نوعی حالا به ایران رسیده مقداری‌ش.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۳۰:

    عرض کنم که صوط نصفه م نیمه من میگه که
    میشه دو عامل یا شاید هم سه عامل متصور شد
    اول: اتفاقات جهانی و تحولات قیمت جهانی طلا
    دوم: اتفاقات داخلی و عدم مدیریت ها
    سوم هم ترکیبی از هر دو: )

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۳۳:

    یه چیز دیگه هم بگم؟
    به نظرم این جنابان در رسانه های معاند خوب میدونن که یکی از اشکال تورم تورم روانی است
    اگر انتظار افزایش قیمت داشته باشی، گران هم میخری
    و اون وقت کیه که این کلاف سر در گم رو سر و سمامان بده؟

    حکایت وسواس خناسند این ها

    [پاسخ]

    مسعودabbasi پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۳:

    من به شما تبریک می گویم برای تحلیل تان .شما در ان با مسخره کردن غربیها از گران شدن و نایاب شدن رنگ مو گفته بودید .من خوسم امد .هنوز کمی نگذشته بود که دلار ۲۰۰۰ تومان شد .شما واقعا فرزند برومند این کشور هستید .بالاتر از یک اقتصاد دان .اقتصاد دان خر کیه ؟شما برای زندگی برنامه دارید .

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۶:

    قبلا هم فکر کنم یه نفر بود به قیمت رنگ مو گیر داده بود ولی اسمش این نبود!

    [پاسخ]

  18. افق گفت:

    یادمه بچه که بودیم اگر معلممون زیاد دعوامون میکرد، دیگه برامون مهم نبود داره چی میگه!
    یه بارهم توی دانشگاه یکی از استادایی که به ظاهر ما گیر داده بود و به خاطر پوششمون اذیتمون میکرد، حسابی از خجالتمون درومد و شروع کرد به داد و هوار سر ما. ما هم به جای اینکه ناراحت بشیم یا بترسیم یه کم نگاهش کردیم و بعد سرمون رو انداختیم زیر و به کار خودمون ادامه دادیم.
    حالا شده جریان کدخدای دهکده جهانی! گذشته از اینکه احساس کدخدا بودنش داره میکشدش! از بس تحریممون کرده درواقع خودشو مسخره کرده! یه چند تا فرمانده سپاه دیگه رو تحریم کردند! وای! حالا چه کار کنیم؟!!!
    بانک تجارت هم تحریم شد! دیگه بریم تا قبر گرون نشده یه دونه بخریم از حالا بخوابیم توش دیگه! امیدی به ادامه زندگی نیست!

    [پاسخ]

  19. شب همگی بخیر

    میبینم که اسامی ناآشنا و روشهای آشنا و حرفهای قدیمی ….

    خوشحالم که حرفی که برای گفتن دارم مبنای فکری دارد و تکرار حرفهای بقیه نیست

    شکر بسیار یگانه خدای را

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۱:

    به قول رهرو شهدا! یه میلیون تا مثبت تپل

    [پاسخ]

  20. فطرس ملک گفت:

    سلام و خدا قوت

    جالب بود

    ولی معنای دموکراسی جالبتر از همه
    خود خودشه والا….

    [پاسخ]

  21. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    خوش بختانه چون در این وبلاگ هم استاد مسائل دینی داریم هم کارشناس ارشد اقتصادی سوالهام رو کی پرسم. دو نقطه دی
    اول اینکه آیا سود بانکی از لحاظ شرع دین اشکال داره یا نه بالاخره؟ مگر نباید مشارکت باشه. یعنی هم سود هم ضرر. در سود بانکی که این اتفاق نمیفته. فقط سوده. این مگر ربا نمی شه؟
    دوم اینکه الان که مطرح شده بعد از هدفمندی یارانه ها باید سود بانکی افزایش پیدا می کرد تا نرخ طلا و سکه به اینجا نرسه درسته یا نه؟
    سوم اینکه اگر مورد اول و دوم درسته پس عملا بر پایه علم اقتصاد باید پول مردم ربوی بشه تا کار درست بشه؟ اگر هم که مورد اول و دوم غلطه که هیچی.
    چهارم من نمیدونستم بانک مرکزی شورای فقهی داره. همین دیشب بود که داشتم به یه عده میگفتم خیلی دنبال سود بانکی نرید. ممکنه اشکال داشته باشه. گفتن مگه انقلاب نکردیم که همه چیز اسلامی باشه. گفتم حالا ده تا چیز اسلامیه ۵ تا نیست. انشاالله درست میشه. شما فعلا رعایت کنید. حالا میبینم شورای فقهی داره بانک مرکزیمون!! عجیبه!
    پنجم دستتون درد نکنه والا

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۴۳:

    اگر پاسخ این سوالات رو یافتید به منم اطلاع بدید لطفاً :)

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۰۰:

    ا؟! استاد صفا! من منظورم از استاد مسائل دینی شما بودیدا! والا!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۷:

    اسم اقتصاد اومد فکر کردم با من هستید:)
    اما خب اسم استاد مسائل دینی اومد که من شاگردم فقط

    یه خورده جوابش طولانیه…تازه با صواط نیمه من:)
    بگم بگم؟:)))
    میتونین بقیه ش رو خودتون برید بخونین
    والا
    دستتون هم درد نکنه اساسا

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۲۸:

    خب یعنی چی که یه نفر سوال داره سر کارش میذارید؟
    اتفاقا دقیقا از کارشناس ارشد اقتصاد هم منظورم رهروشهدا بود. ا؟
    صبر کنید این دفعه آقای صفا یا رهرو شهدا از من سوال داشتید تلافی میکنم. حالا صبر کنید..

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۸:

    @ افق
    نهههههه حساس نشو حساس نشو: D
    ====
    مختصرا عرض کنم خدمتت که:
    بین حجم پول و سطح عمومی قیمت ها رابطه مستقیم هست. ینی اگر حجم پول در دست مردم زیاد بشه میتونه در فرآیندی به تورم منجر بشه:) سیاست های پولی تعیین کننده حجم پولند. سیاست های پولی انبساطی حجم پول رو زیاد می کنند( ینی پول به بازار تزریق می کنن) و سیاستهای پولی انقباضی حجم پول رو کم می کنن( ینی پول رو از بازار جمع می کنن). نقدینگی هم وضعیتی شبیه حجم پول داره. ینی میشه گفت بخشی از تعریف حجم پول هست. نقدینگی یعنی پول در دست مردم. میشه واریز یارانه های نقدی رو نوعی افزایش نقدینگی دونست. ینی حالا این پولی که در دست مردمه باید جوری خرج بشه
    وقتی نقدینگی زیاد میشه چون به افزایش تقاضا منجر میشه و این افزایش تقاضا با همون سرعت توسط ایجاد عرضه جبران نمی شه باعث ایجاد تورم میشه.( اگر صرف خرید کالا بشه) یکی از راه های جلوگیری از تورم ناخواسته به کار گرفتن این نقدینگی در فعالیت های مولد هست. ینی وارد بخش تولید بشه که هم به رشد اقتصادی منجر میشه و هم ایجاد اشتغال می کنه هم…
    اما متاسفانه به طور سنتی چنین اتفاقی در اقتصاد ما نمی فته و مردم ترجیح میدن پولهاشون رو در جایی که به بازگشتش مطمئنن سرمایه گذاری کنند. یکی از این بازار های هدف مسکن هست فرضا و یا خرید طلا.///هیچ بعید نیست که بعد از نوسانات ارز و طلا شاهد نوسانات مسکن باشیم
    **این قسمتش دریافت خودم از ماجراست: وقتی بعد از تحولات جهانی قیمت طلا ،در کشورمون قیمت طلا بالا رفت به شدت برای سرمایه گذاری جذاب شد و عده ای پولهاشون رو وارد این بازار کردند. کم کم تقاضای فزاینده که با عدم مدیریت ها همراه شد باعث شد که شاهد حبابی شدن بازارباشیم و افزایش غیر واقعی قیمت ها. بانک مرکزی البته تلاش خودش رو برای حل بحران کرد. مثلا در بانکهای کارگشایی و ملی اقدام به فروش سکه کرد. اما این اقدام با اجیرشدگانی که از شب قبل توی صف می ایستادن برای خرید سکه بی نتیجه موند. ینی من فکر می کنم میخواست از این طریق تقاضای سکه رو کنترل کنه اما به همون علتی که گفتم نشد
    از طرف دیگه چند نرخی بودن ارز باعث شد که فضا برای دلالی بسیار مناسب بشه( فرض کنیم که سود حاصل از خرید و فروش سکه به این بازار هم وارد بشه) و این روند همچنان ادامه داره. باز هم درک شخصی من هست که تا زمانی که دلالان در این دو بازار جولان میدن امیدی به بهبود نیست
    البته بانک مرکزی سعی می کنه با مبارزه با دلالی ارز و از جهت دیگه پیش فروش سکه این مشکلات رو حل کنه
    ===
    حالا نرخ سود بانکی
    عده ای میگن که چون در بسته سیاستهای پولی سال ۹۰ نرخ سود بانکی کم شد، نقدینگی به جای وارد شدن به بانکها به بازار وارد شد و این مشکلات پیش آمد.
    در حالیکه پشتوانه نظری این کاهش این بود که مثلا با ورود منابع مالی به بازار سرمایه شاهد رونق اون و بازار بورس باشیم. اتفاقی که مخصوصا بعد از هدفمندی یارانه ها در عمل رخ داد. چند روز پیش در غیاب رئیس جمهور شورای پول و اعتبار برای کنترل اوضاع پیش آمده اقدام به افزایش نرخ سود بانکی به بالاتر از سطح تورم کرد. تا از این طریق پولها رو از سطح جامعه جمع کنه و به منابع بانکی اضافه کنه///همین مسئله که آیا رئیس جمهور با اجرای این طرح موافقت می کنه یا نه؟ باعث شد شوک مختصری به بورس واقع بشه و همین مسئله نشون میده چقدر در اقتصاد همه چیز به هم مرتبطه
    از طرفی اینجا همان شبهه ای مطرح میشه که شما گفتی. یقینا بین سود و ر با فرق هست. و سود بانکی باید بر مبنای وارد کردن پول صاحبان حساب به فعالیتهای سودده اقتصادی به دست بیاد. این که ما نرخ سود بانکی رو زیاد کنیم و انتظار افزایش سپرده داشته باشیم به عقیده برخی صاحبنظران دامن زدن به بانکداری ربوی است که قطعا با شرع اسلام نمی خونه
    اما بدون شک هر تصمیمی که در نهادهای بانکی و پولی گرفته میشه زیر نظر شورای فقهی بانک مرکزی هست پس به این راحتی نمی شه در باره غیرشرعی بودن اون حکم داد. البته من سواد دینی ش رو ندارم اما اگر اشتباه نکنم باید به ساختار بانکداری که بر مبنای قوانین شرع هست اعتماد کنیم و ما وظیفه ای برای جزئی نگری در این مورد نداریم
    حتی در زمینه پیش فروش سکه عده ای اون رو غیر شرعی دانستند گفتند قیمت غیرواقعی تعیین شده برای سکه در واقع ارزان فروشی ثروت ملی است و معامله درست نیست اما پاسخ مبسوز بانک مرکزی توضیح میداد که این اقدام کاملا منطبق بر عقود اسلامی است
    =====
    چقدر حرف زدم..ببخشید و امیدوارم که تکرار مکررات نبوده باشه

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۲۶:

    http://twurl.nl/sykqle

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۷:

    به رهرو شهدا خیلی بزرگوار
    بی نهایت ممنونم از توضیح کارشناسانت. خیلی استفاده کردم. الهی خیر ببینی. بازم تشکر میکنم.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۲:

    :)
    لطف داری شما عزیز

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۳:

    با این توضیحی که شما گفتید احتمالا سرمایه گذاری توی بورس بهتر باشه. هم مشارکت در تولیده. هم احتمال سود وجود داره. هم پول راکد نمی مونه. هم شبهه نداره. ( یعنی فعلا شبهه نداره!)

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۲۵:

    خدایا همه چیز را در سر جای خودش قرار بده.
    امام زمان رو هم دیگه بهمون بده.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۰۷:

    الهی آمـــــــــــــــــــــــــــین

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۱۰:

    ما حکمت متعالیه هستیم دیگه.علامه طباطبایی نقل می کنن که :
    ((کل ما حکم به الشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع))
    اشکال بعضی ها این است که به اقتصاد به چشم علم ترواش شده از عقل و داده های عقلی نگاه نمی کنند.
    اقتصاد مسلما نمی تونه علم نقلی باشه.مسلما عقلیه.
    و باید به دو دو تا چهار تای علم اقتصاد توی نظام اسلامی گوش داد وگرنه همه ضرر می کنن این وسط

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۰:

    و البته اشکال بعضی ها هم این است که صرفا عقل ور میبینن
    ویژگی خاص اقتصاد اسلامی که محل صحبت ماست فراتجربی بودنه به خاطر وجود وحی( البته در بخش هنجاری که دین وارد میشه)
    و البته فرمایش شما کاملا صحیح است که چیزی که عقل بشری اون رو پذیرفته ، اگر باا شرع و احکام الهی منافاتی نداشته باشه پذیرفته میشه قطعا

    [پاسخ]

    narges پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۱:

    در پاسخ به افق درباره تفاوت سود بانکی با ربا:
    سلام
    این سوالی را که شما مطرح فرمودید یکی از سوال هایی بوده که مدت ها ذهن حقیر را هم مشغول نموده بود و سعی می کردم جوابی برای آن بیابم.
    پاسخ اساتید درس فقه ما به این سوال این بود که در بانک ها سیستم کار به این شکل است که بانک با سپرده گذار طی یکی از عقود اسلامی مثل مضاربه یا جعاله و… اقدام به عقد قرار داد می کند و طی این قرارداد شرط می شود که بانک که به عنوان عامل با پول سپرده گذار فعالیت اقتصادی می کند به جای اینکه در پایان فعالیت اقتصادی سود حاصله را محاسبه و با سپرده گذار تقسیم نماید به صورت ماهانه درصدی از سود را در اختیار سپرده گذار قرار دهد و همین طور شرط میشود که پس از اینکه فعالیت اقتصادی مذکور تمام شد و سود وزیان محاسبه شد اگر سپرده گذار بیشتر از حق خود سود گرفته و یا برعکس این مقدار کم یا اضافه را با هم صلح کنند.به این طریق شبهه ربا برطرف می شود.
    چرا که کاملا در قالب عقود اسلامی صورت گرفته است.
    البته به این مسئله ایراداتی نیز وارد هست که بحث های تخصصی تری را می طلبد.
    موفق باشید

    [پاسخ]

  22. […] مرتبط : • پاسخ به ۵ سوال مرتبط با تحریم نفت ایران •  بغضی که باز هم سایت “الف” را وادار به […]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: