وکیلانه » » برای این مصوبه‌ی مجلس فقط می‌توان گفت: انالله و انا الیه راجعون !
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
برای این مصوبه‌ی مجلس فقط می‌توان گفت: انالله و انا الیه راجعون !
17th, نوامبر 2011| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[34]

"سالها قبل پیرمرد کفاش اهل دلی زندگی می‌کرده که با امام زمان‌ش دوست بوده! آنقدر که ماهی چندبار آقا می‌آمده و در کنار او در مغازه کفاشی‌ش می‌نشسته. روزی پیرمرد در حال تعمیر کفشی بوده و امام زمان هم کنارش در مغازه نشسته که آقا کفش از پای درمی‌آورند و به پیرمرد می‌دهند تا برایش تعمیر کند. پیرمرد کفش آقا را گرفته و کناری قرار می‌دهد و رو به ایشان کرده می‌گوید: "آقا جان؛‌ این کفش که دستمه مال کسی هست که بهش قول دادم تا نیم ساعت دیگه درستش می‌کنم. اول اون رو تعمیر می‌کنم بعد کفش شما!" آقا بلند شده پیرمرد کفاش را در آغوش می‌گیرند و می‌فرمایند ایکاش چند یار مثل تو می‌داشتم!

این حکایتی است که بارها و بارها پدربزرگم برایم تعریف کرده که به نظرم مهم‌تر از مستند بودن یا نبودن آن، مفهوم دقیق و عمیقی است که از آن برداشت می‌شود: "وقتی پای حق‌الناس وسط باشد، حتی موعود‌آخرالزمان هم حق ویژه‌ایی ندارد!  و ولایت‌پذیری یعنی اجرای این مفهوم!"‌

از اواخر سال 77 با شخصیتی به نام "استاد حسن رحیم‌پور ازغدی" آشنا شدم و روز به روز به او علاقه مند‌تر شدم. چون به نظرم واقعاً به معنی اصلی کلمه "متفکر‌ترین" بود و هست!. وقتی سال گذشته از شورایی که منصوب رهبری بودند به نشانه‌ی اعتراض به سستی‌شان استفعا داد(+)، بیشتر به او علاقمند شدم و فهمیدم او به درستی از ظاهر عبور کرده و معنای دقیق ولایت‌پذیری را فهمیده! (+)

دیروز وقتی خبر مصوبه‌ی ننگین مجلس مبنی بر "حقوق مدام‌العمر مقامات سیاسی" را شنیدم(برای دیدن توضیح بیشتر در مورد این مصوبه کلیک کنید) ناخودآگاه یاد آقای رحیم‌پور افتادم و به سراغ نوت‌هایی که از سخنرانی‌هایش برداشته بودم رفتم. به موضوعات جالبی برخورد کردم با هم مروری بر برخی از آنها می‌کنیم:

"در سال شصت و یک هجری همه چیز در ظاهر درست و طبیعی بود و توده مردم و افکار عمومی، اوضاع را چندان غیرطبیعی نمی‌دیدند.
همه چیز در دستگاه‌‌های تبلیغاتی توجیه شده بود! در سال شصت و یکم هجری هم مثل قبل بر ماذنه ها شعار توحید می‌دادند، و مردم رو به قبله نماز می گذاشتند. اما طعم اسلام تغییر کرده بود. شهر، شهر اسلام بود و نبود. مردم، مسلمان بودند و نبودند. حکومت دینی بود، و نبود. "بود" به این معنا که در مجالس، حرف از دین و پیغمبر و قرآن بود. "نبود" به این معنا که بیشتر احکام حکومت اسلام و در راس آن "اجرای عدالت اسلامی" و "اجرای بدون تبعیض حدود الهی و قوانین حکومتی" ترک شده بود. در حاشیه همین شهر اسلامی بود که گردن حسین‌بن علی(ع) را زدند! و دختران بنیانگذار و موسس مدینه دینی و جامعه اسلامی را بدون حجاب به زنجیر کشیدند!"

"حکومتی که حسین به دنبال آن بود، حکومتی بود که در آن بشود حاکمان را نهی از منکر کرد. "اقولهم بمر الحق" یعنی تند‌ترین منتقدان دلسوز، نزدیک‌ترین رده به مسولان باشند و کسانی که بتوانند بدون سازشکاری و محافظه کاری علیه فسادها انتقاد صادق و صریح بکنند. حکومتی که در آن افرادی که کار بلد نیستند، شرعاً حرام و ممنوع باشد قبول مسولیت بکنند.
حضرت امیر(ع) فرمود: " فهو خائن" یعنی کسانی که کار را نمی‌شناسند ولی مسولیت قبول می‌کنند، "خائن" هستند. حکومتی که قوم و خویش بازی و پارتی بازی و این حرفها در آن نیست. حکومتی که فرمود: "انما الوالی بشر" حاکمان، بشرند و مثل همه بشرها در معرض خطرند و باید مراقب باشند"

"حکومت دینی که سیدالشهداء در راه آن شهید شد، درست قطب مقابل حکومت دینی قلابی اموی و عباسی قرار می‌گرفت. حکومتی بود که اهل سازش و سستی نباشد. حکومتی بود که خودش و مردم قبلاً در زمان نبی اکرم و حضرت امیر، تجربه کرده بودند و در عاشورا به خاطر همان اصول کشته شد!"

"حکومتی که حسین‌بن‌علی (ع) به دنبال ساختن آن بود و شهید شد، حکومتی بود که سطح زندگی مسولین درجه یک و دوی آن،‌ وزیرش، وکیلش، رئیس قوه قضاییه، رئیس دادگستری، رئیس مجلس و نماینده‌های مجلس آن در حد متوسط مردم به پایین باشد. نباید خانه های آنها در منطقه بالای شهر باشد! و در کنار اشراف زندگی بکنند!"

"دولت ما، دولت‌مردان ما، وزرا و وکلایی که خانه‌‌هایشان در بالای شهر تهران است، در خانه‌های وسیع زندگی می‌کنند و دم از حکومت دینی می‌زنند، اینها نمی‌توانند به احکام اسلامی در باب حکومت دینی عمل بکنند. قدرتش را ندارند! ظرفیتش را ندارند! امیرالمونین (ع) فرمود: حاکمان در حکومت اسلامی و علمای دین باید سطح زندگی‌شان از سطح متوسط مردم رو به پایین باشد تا بتوانند دین را درست تبلیغ و درست اجرا بکنند. اگر روحانیت یا مسولین حکومت در زندگی‌های اشرافی زندگی بکنند و سفرهای آنچنانی و روابط فامیلی آنچنانی داشته باشند و با ازدواج‌های حکومتی پست‌های طبقاتی تشکیل بدهند، اینها نمی‌توانند حکومت دینی در این مملکت اجرا بکنند!"

"نهاد‌های حکومتی دارند وبال برگردن مردم می‌شوند، بجای اینکه خدمت به مردم بکنند، و این اولین مساله‌ایی است که در پاسخ به سوال چه باید کرد، باید بگوییم"

اگر مروری هم بر روش زندگی و بیانات  امام راحل و ره‌بر انقلاب داشته باشیم، به وفور می‌توان از این دست هشدارها در مورد عدم اشرافی‌گری، زندگی در حد اضعف مردم و غیره پیدا کرد. در آخرین آنها ره‌بر انقلاب گلایه داشتند از عدم توجه به فرمان هشت ماده ایی عالی‌ترین مقام ایران در مورد مبارزه با فساد(+)، و در هشداری صریح و بی‌رودبایستی، نمایندگان را از نزدیک‌ شدن به کانون‌های قدرت و ثروت برحذر داشتند.(+)

و چه خوب نمایندگان عزیز در آخرین ماه‌های حیات این مجلس، به این موارد توجه کردند، از کانون‌های قدرت و ثروت فاصله گرفتند!، ماده‌ایی تصویب کردند برای اجرای فرمان ره‌بری! و تلاش کردند برای ایجاد قانونی جهت عدم تجمل گرایی مسولین!،‌ حتی به فکر عدم تجمل‌گرایی بعد از بازنشستگی هم افتادند! و همانند نمایندگان مجالس قبلی که مبدع اصلی این طرح بودند، لکه‌ی ننگی برای خود آفریدند!
هر چند نمایندگان فعلی، فقط اختیار داشتند در برابر این استبساریه با یک "بلی" یا "خیر" پاسخ دهند و نقشی در تصویب اصل این قانون نداشته اند(+) اما همین هم خود حکایت دردی بزرگ است و مرضی عمیق که تنها در برابر آن می‌شود گفت: انالله و انا الیه راجعون…

یاداشت آقای حسین شریعتمداری برای این مصوبه: تافته‌ی جدا بافته!

دانلود نوآهنگ شنیدنی "زالوصفتان"‌ با سخنرانی استاد رحیم‌پور ازغدی (حدود یک مگ)

چند برداشت بسیار کوتاه و خواندنی از شخصیت استاد حسن رحیم‌پور ازغدی که مغضوب محمد خاتمی بود.



34 دیدگاه برای “برای این مصوبه‌ی مجلس فقط می‌توان گفت: انالله و انا الیه راجعون !”

  1. رضا گفت:

    امیدوارم شورای نگهبان از اساس این رو رد کنه

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ نوامبر 19th, 2011 00:34:

    حقوق مادام العمر برای این هست که یک فعال سیاسی احساس امنیت معیشتی بکنه چرا که با تغییر احزاب سیاسی این افراد بیکار میشن.
    حالا در ایران با تغییر احزاب سیاسی اغلب فعالان سیاسی قبلی زندانی و دستگیر میشن. مثلا الان تمام کسانی که در سی سال اخیر در ایران در مناصب سیاسی بودن یا در زندان هستن یا از ایران فرار کردن و یا اعدام شدن. دستگیری اطرافیان احمدی نژاد از همین الان شروع شده و مسلما در دو سه سال آینده خود احمدی نژاد، رسایی، کوچک زاده، مشایی جوانفکر و امثالهم زندانی و یا تبعید خواهند شد. با این حساب نه تنها مصونیت معیشتی مادام العمر برای فعالان سیاسی در ایران ضروری هست بلکه مصونیت قضایی رو هم باید بهش اضافه کنن. اینجا ایران هست و میزهای قدرت به شدت بی وفا.

    [پاسخ]

  2. سلام
    با خواندن احوالات سال 61 هجری دارم مرور می کنم در ذهنم اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی را

    خدا کنه که نه ما به میز بچسبیم نه میز به ما: )

    [پاسخ]

  3. هومن گفت:

    اینکه شما می گویید ولایتمداری یعنی این که انسان حق الناس نکند …ولی در مقابل اکثر این کسانی که انگشتر دستشان هست و محسنات انکارد کرده دارند…. دم از ولایت می زنند انها غالبا دروغ هم می گویند و ثروت خود را از راه نفوذ بیشتر می کنند .مثالهایی که در سطح وزارت هست و اقای مهندس موسوی به ان در مناظره تلویزیونی اشاره کرد .
    .
    شما صبحها و غروب ها مترو رو نگاه کن…درصد انگشتر ها زیاد می شود هر کدام کیفی دارند و به کار خود می پردازند .
    عکسی چند وقت پیش دیدم که اقای قرائتی داشت به کارمندان یک اداره درس می داد .نفرات اول انگشتر داشتند و جز روسا بودند به تدریج ردیف های بعدی از ولایت مداری انها کاسته می شد و قیافه انها کاملا نرمال می شد .
    مسولیت با کیست ؟ مگر به جز این بود که کوچکترین موردی را به گردن حکومت قبلی انداختند ولی الان شما مسولیت را محو می کنید در جامعه .
    برای مثال تعداد معتادین -تعداد گرفتارهای اقتصادی -خانواده های از هم پاشیده -افرادی که از مملکت ناخواسته رفتند -و تعداد زندانیان سیاسی ……مسول ندارد ؟

    .امروز یکی از همکاران به دیگری در واکنش به اینکه مسولین دروغ می گویند …می گفت :قباحت دروغ از میان رفته و چیزی بگویید که تازه گی داشته باشد .
    وقتی در جامعه ما ….شما افرادی را مقدس می شمارید انها هم پاسخ نمی دهند .
    کارها از پایه خراب است .
    وقتی انقلابی بودن و ظاهر افراد بشود معیار ….خیلی از مردم بی تخصص و استعداد و بی دست وپا خود را به رنگ ولایت مدار در می اورندو به سر کارهای مهم می روند نگاه کنید اکثر مصاحبه شونده ها لهجه دارند .خیلی از متخصصین واقعی از ایران خارج می شوند .
    اقای صفا گاهی کاملا به عقل شما شک می کنم .وقتی برای اثرات تحریم می روید سراغ شامپو و رنده اشپزخانه …عقل درست حسابی ندارید .کسی هم که عقل ندارد چگونه می توانیم حرفش را راجب
    حسن رحیم‌پور ازغدی باور کنیم .
    روزی تلویزیون را نگاه می کردم دیدم همین فرد (“استاد حسن رحیم‌پور ازغدی)به دانشجویان می گفت …اسلام و مسلمان بودن یعنی اینکه دنیا را به هم بزنی !!!! ما که نتوانستیم شاید شما بتوانید ….اگر خودم با گوشهایم نشنیده بودم …هرگز بازگو نمی کردم .

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 10:27:

    منظورت از محسنات همون محاسنه ديگه.
    بعدم جملاتت ديگه شديد تکراري شده. حالمون داره بهم مي خوره.
    غير از انگشتر و محاسن يه چيز ديگه خار نشده بره تو چشمت؟ حوصله مون سر رفت.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 12:53:

    قصه های من و مترو حتی:)
    آذرخش جان
    شما ناشر سراغ نداری این قصه ها رو چاپ کنه، شاید این حرفا مونده رو دل این بنده خدا/ اگه چاپ بشه دیگه انقدر تکرارشون نکنه

    مثبت نگر باش جانم/ این تخیل شایسته جایزه ادبی جهانی است والا :wink:

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 13:39:

    راست مي گي.
    اتفاقا ناشر خودم بنده خدا خودش رو کشته که کتابم رو بهش تحويل بدم. اينو بديم فعلا چاپ کنه سرگرم شه تا کتاب من حاضر شه.
    اين ناشراي ما هم سليقه ندارن که. به جاي کتاب پ نه پ بايد کتاب هومن و مترو و محسنات(!) چاپ کنن.
    يه ماهه به چاپ بيست مي رسه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 17:02:

    @ آذرخش
    شما پیگیر باش برای رضایت ناشر ما هم دعـــــــــــــــــــــــــــا می کنیم زودتر جور بشه
    w)

    [پاسخ]

  4. افق گفت:

    سلام
    خداقوت

    در برابر این متن هیچی نمیتونم بگم..
    خدا خیرتون بده.

    [پاسخ]

  5. بی نام گفت:

    سلام دوست گرامی
    از مطلب زیباتان خوشحال شدم
    تا حدودی حرف دلم را زدید
    فقط کاش کمی بی طرفانه تر مینوشتی
    من فرای این سخنانت حرفهایی دارم که شاید گفتنش جالب نباشد
    اگر تمایل داشتی حاضرم خصوصی عرض کنم
    مطلب خوب بود ولی کامل نبود و دارای اشکالاتی نیز بود ولی اصل ماجرا را درست عنوان کردی
    باز هم میگویم چراغ فقط اهل بیت (ع) هستند

    [پاسخ]

  6. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَ‌اتِ ۗ وَبَشِّرِ‌ الصَّابِرِ‌ينَ ﴿١٥٥﴾ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّـهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَ‌اجِعُونَ ﴿١٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّ‌بِّهِمْ وَرَ‌حْمَةٌ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ﴿١٥٧﴾
    صدق الله العلی العظیم
    یا حق

    [پاسخ]

  7. عبدالله گفت:

    یا وارث
    و می نویسیم از خط سرخ کربلا
    می انگاریم کربلا را حادثه ای که پایانی داشت
    نشسته ایم بر سجاده ای که نه سرخ است و نه سبز بلکه خودمان رنگش زده ایم
    گول مالیده ایم سر خودمان که وا زحمتا که ما نمی کشیم
    می شنوی صدای روضه ی ارباب را
    روضه خوان کمی بلندتر با صدای اهل حرم هم هنوز عده ای خوابیده اند.
    یا حق

    [پاسخ]

  8. ن.خ گفت:

    سلام
    دیدید یه وقتایی سردرد میاد سراغتون وقتی به یه مساله فکر میکنید؟
    سر درد میگیرم وقتی به این مصوبه مجلس فکر میکنم
    اینها که پست دارند مگه قبلش بیکار بودند که از روی بیکاری شدند مسئول سیاسی؟

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 10:04:

    اوضاع به هم ریخته است .تمام این مسایل نشانه این است که می بایست ادره کشور به رای عمومی مردم سپرده شود .باید اجازه داده شود مردم رشد سیاسی کنند و مانند کشورهای دیگر خودشان مسولین را برای دوره محدودی انتخاب کنند .
    اینی که چند نفر می اییند و حکایتی عادی از یک فردی مثل پور ارغدی ذکر می کنند برای مردم نان و اب نمی شود .این کارها از هر انسانی سر می زنه .در ضمن خیلی از سخنان این فرد اشتباه هم هست .شما اصولا از دیدگاه طرفدار ی از الگوی تندروی به افراد نگاه می کنید .و ملاکتان زدن حرفهای انقلابی است که طرفدار مردم مستعضف به نظر می اید ولی یادتان هم می رود که الزایمر سیاسی به شما اجازه نمی ده که اعتراف کنید مسول این بی عدالتی اقتصادی خودتان و پدرانتان هستید نه یک دشمن خیالی .تمام این سخنان انقلابی مانند فقط ژستی است که یک انسان ناراحت از خود بیرون می دهد برای جلب توجه و پیدا کردن موقعیت .

    من فکر می کنم ایشان شاید همان شخصیت علمی باشند که بعضی از خانمها اینجا اشاره می کنند ؟

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 11:27:

    در پایتخت نوجوانانی در منازل پدران انقلابی به دنیا امدند .انها زندگی را به جز مسایلی که والدین برایشان از کودکی تکرار می کردند …نمی دیدند .در کنار اینها زندگی هم برایشان خوب بود .پدر دارای امکانات مالی کافی هست .برای بچه تحصیل و بسیاری موارد تهیه می شود .پسر اقای احمدی نژاد از خوردن غذا در دفتر پدرش امتناع می کند زیرا او تربیت شده این زندگی مذهبی تست که خود را فدای مردم می کند و حرام می داند که مردم راضی نباشند او از بیت المال چیزی را استفاده کند !!!چقدر خوبه ؟چه زیبا .چگونه این را حالی کسی که در غرب به صورت لائیک بزرگ شده و البته کلیسا هم رفته …بکنیم ؟
    چگونه به کسی بگوییم که در همین ایران منتقد رفتار این افراد هست ؟چرا منتقدین به رفتار پسر احمدی نژاد توجه نکردند ؟
    پاسخ ان در فسادهایی بود که در زمان پدرش از درامد نفتی صورت می گیرد .پسر چای نمی نوشد ولی پدر درگیر و متهم ماجرای اختلاس به نوعی هست .
    این بازی در حقیقت به قوا عامه مخ کار گرفتن است .30 سال کافی است که ما متوجه شویم حتی برای حفظ دین نیاز داریم دین را از شکل ابزار بودن …عده ای خارج کنیم .
    ابتدا فکر کردیم اگر تابلوی بنگاه قرض الحسنه بشود نام مقدسات …برکت به زندگی ما می اید ولی سپس با سواستفاده به ان مقدسات هم زیان رساندیم .
    اقای صفا تلویزیونش ال سی دی است .او راست می گوید ما پا برهنه داریم …مسولینی که در منازل بزرگ در بالای شهر زندگی می کنند کاملا از جنس اقای صفا هستند .انها هم اعتقادی به ازادی انتخابات ندارند .انها هم از سفارش و پارتی بازی استفاده می کنند .انها هم فحش به نسل بشر ساکن کشورهای دیگر می دهند .
    انها هم خواستار برخورد با مخالف هستند .فرقشان فقط این نکته است که هنوز اقای صفا وارد مکانهای مهمتر نشده .اگر خودش وارد مشاغلی بشود که فرزندان ما را به اتهام تندرو نبودن راه نمی دهند ….ان موقع می گوید :مشکلات این بنده خدا ها (دم پایی لنگه لنگه ها )مربوط به امریکاست !شاید هم به دزدی خانواده اقای رفسنجانی است .اصلا مربوط به سبزهاست !!
    به همین صور داستان زندگی مردم نگون بخت بدون یافتن مسول اصلی ادامه می یابد .وبلاگ ها ادامه می یابند و گاهی هم کسانی که راهی ندارند و شنونده ای نمی یابند یک فحش ابدار نصیب کسانی می کند که در روز روشن دروغ می گویند .حد اقل دلشان خنک می شود .فحش خاصیتش همین است .

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 11:44:

    سلام
    اصلا مگه به اراده خودشان مسئول شدند؟

    رای ما بوده که راهی شان کرده…..

    [پاسخ]

  9. هومن گفت:

    خیلی از نماینده گان لهجه دارند و این می تواند باعث افتخار یک کشور باشد به شرطی که شرط بعدی ایجاد شود :
    ان شرط این است که ما با دیدن این نماینده های با لهجه زندگی بدون فساد و بدون گرفتاریهای حل نشدنی ببینیم .ولی اگر شرط دوم حاصل نشود ما دچار نوعی انحراف و عقب رفت شده ایم که به تدریج به زیان مردم خواهد شد که دیدیم شده .
    مکانیزم انتخاب نماینده ها هم خیلی ساده انجام می شود .ما فیلتری داریم که دست کسانی است که فکرشان با شما یکی است .انها اجازه نمی دهند ایرانیانی که معتقد به جنگ نیستند وارد مجلس شوند .و ما می دانیم طیف رای دهند شامل حتی کسانی هم هست که به مهر انتخابات نیاز دارند .
    کسانی که خود از برقرار بودن این مکانیزم تغذیه می شوند .
    کسانی که برایشان کوبیدن مشت به دهان استکبار مهم است و کسانی که عاشق همین با لهجه ها هستند که پس از ورود به پایتخت پیتزا می خورند .
    مجلس ما اگر نماینده واقعی تمام مردم بود می توانست به جای راهپیمایی بر علیه مردم …کمیته تحقیق تشکیل دهد ولی کسی جرات در میان انها نمی کرد .
    در انتخابات مجلس می بینید عده ای را که عیال محجبه خود را بر ترک نشانده اند و به سمت محل رای گیری می روند .
    و این نماینده ها را انتخاب می کنند .امثال ما شرکت ندارند .
    و این از افتخارات یک مکانیزم فراگیر و دارای پاسخ برای احاد مردم است .

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 14:07:

    الان مشکل شما با لهجه نمایندگان هست یا کسی که زنش رو ترک موتور سوار کرده؟
    میگم چه جور ممکنه که یکی لهجه نداشته باشه؟ خود شما که بچه ناف تهران هستی هم لهجه تهرونی داری :)

    میگم اگه یکی زنش رو لخت و عریان سوار بی ام و کنه و بره رای بده مشکل شما حل میشه؟

    مشکل فقط ترک موتور هست یا با هر کسی که خانمش بوم نقاشی جهت مشاهده عموم نیست و میره رای میده مشکل داری؟

    بعد میگم هومنی! میگم این مردمی که شما دم به دقیقه از اونها حرف میزنی رو میشه بین مردم نه دی یا 22 بهمن یا روز قدس و… هم دید؟
    راستی پسری!هومنی! میگم میخوای یه جلسه با بچه های بالا بذارم و بهشون بگم که یه عده ناراحتند که وقتی یکی داره غلط زیادی میکنه و کشور ما رو تهدید میکنه، شما رجز میخونید و هشدار میدید که بلایی به سرتون میاریم که دوباره در تاریخ بنویسند، فکر میکنند شما معتقد به جنگ هستید؟

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ نوامبر 19th, 2011 18:36:

    مشکل فقط ترک موتور هست یا با هر کسی که خانمش بوم نقاشی جهت مشاهده عموم نیست و میره رای میده مشکل داری؟

    …………………………………………………………………
    پاسخ :هر کسی حق داره خودش مسیر زندگی و حجابش را انتخاب کند .و مسلما تعصب و پایبندی اخلاقیات مربوط به تمام بشریت هست . تفکری است که صورت خانمها را بوم نقاسی می خواند و توهمی دارد که فکر می کند همه دنیا فاسد هستند واقعا متوجه حقایق نیست به جز خودتان !از همین نقطه مشکل شروع می شود .یعنی وجود شما به نوعی توهین است به فرهنگهای مختلف .
    حتی در کشورهای غربی ازاد مثل سوئد اوضاع بهتر است از جایی که به سلیقه شما اداره می شود .
    نتیج وجود معتاد و فاسد اخلاقی شد .زیرا نحوه برخوردتان بر اساس زور و تهاجم است .
    و زمانی که در میان شما فساد مالی دیده می شود و حتی فساد اخلاقی ان موقع مردم حتی به مذهب خود کمتر پایبندند .
    لباس های شما و موتور سیکلت 125 شده نماد.مشکل جامعه دقیقا شما هستید و این نمادها برا افرادی جالب نیست . .
    در مورد تهدید خارجی که الان برای شما ابزاری است برای خاموش کردن طرف روبرو هم ……بگویم که دید شما هرگز شامل ارامش و احترام به صلح نیست .تصورتان این است که رسالت سالم سازی دنیا به شما سپرده شده .از این رو صلح معنی ندارد .
    و وقتی جنگ شد انتظار دارید همانهاییکه رایشان را به سطل اشغال ریختید بیایند جلو و در 5 دقیقه اول جنگ ارتش امریکا را زمین گیر کنند !!
    تفاوت ما در همین است که ما احساس می کنیم می توانیم بدون جنگ احترام و استقلال خود را حفظ کنیم .
    و سوال اساسی این است که چرا کشورهای دیگر وارد جنگ نمی شوند ؟ چرا ما باید همردیف کوبا باشیم ؟ ایا زندگی مانند انها را می پسندید ؟چرا این نکات ظریف را پنهان می کنند .
    چرا نمی گویند که ما علنا همردیف کره شمالی …کوبا هستیم ؟

    [پاسخ]

  10. بی نام گفت:

    کاش کمی احترام به دیگران را یاد میگرفتید

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 15:14:

    الان کجای این متن بی احترامی شده مثلاً؟

    [پاسخ]

    بی نام پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 21:26:

    آقا رضا یا شما مفهوم احترامو نمیدونید یا نمیخواید بدونید یا عادت به این کار کردید که متوجه نمیشید

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 21:30:

    باور بفرمایید بدون هیچ منظوری فقط یه سوال پرسیدم. شما میتونید بفرمایید دلایل غیرمحترمانه بودن رو تا منم بدونم.
    حرف بدی میزنم؟

    [پاسخ]

    بی نام پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 22:06:

    دوست گرامی ببینید
    همان طور که خودتون میدونید صبر رأس ایمانه
    تحمل نظرات مخالف یک هنره ولی توهین کردن نشانه کمبود اطلاعات عدم پاسخگویی هستش
    اگه به نظرات قبلی کمی دقت کنید تا در مقابل هم کمی احساس کم آوردن می کنن شروع به اهانت می کنن که این از یک شیعه پیرو علی(ع) به دور است
    نظرات مختلف محترم هستش حداقل برای کسی که آن نظر را عنوان می کند
    به هر حال من از شما و کلیه دوستان پوزش می طلبم

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 22:29:

    خوب حرفتون در مورد متن نبود پس.
    ببنید من هم مخالف اون مواردی که شما مورد نظرتونه هستم و بهتر میدونم اگر کسی حرف دیگری رو غیرمنطقی می بینه مقابلش سکوت کنه اما در عین حال مخالف رفتار شما هستم که در مقابل بی ادبی ها توهین ها و این کارهای زشت دیگرانی سکوت میکنید ولی اینجا واکنش نشون میدید. من این رفتار دوگانه رو نمیفهمم.
    آقا برداشته تو متن های مختلف یه بار به خانم ها توهین میکنه. یه بار به کل انسان های مذهبی. یه بار مستقیماً به پدر نویسنده متن. تو همین متن هم برداشته میگه شما عقل ندارید.
    اون دوست هم تو متن قبلی که داشت میگفت لطفا توهین نکنیم به آقای جنتی حتی اگر هرکاری کرده باشه، برداشته میگه فلانی خر خرفت هست!
    شما چطوری اونها رو نمیبینی ولی به چند تا شوخی که در مقابل هزاربار منطقی حرف زدن گفته شده ایراد میگیرد؟

    باور کن من هیچ تصور بدی نسبت به شما ندارم و فقط دوستانه یه حرفها رو گفتم.

    [پاسخ]

    بی نام پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 22:39:

    ممنون که صادقانه دوستانه با من حرف میزنید
    من روی صحبتم به کس خاصی نبود
    توصیه من کلی بود
    بعد قرائت کامنتهای مختلف اینو گفتم
    اگه دقت کرده باشید در پاسخ مطلب گذشته نظر ندادم
    از توصیه شما سپاسگزارم
    چشم سعی میکنم دو گانه رفتار نکنم هر چند از دیدگاه خودم این کارو نکردم
    چون شما میفرمایید چشم

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 22:42:

    دمتون گرم. ایکاش همیشه همه با هم اینقدر مهربون باشیم .
    زنده باشی رفیق
    حیف اینجا اسمایلی گل نداره :)

    [پاسخ]

    بی نام پاسخ در تاريخ نوامبر 18th, 2011 22:50:

    :lol: :roll: :D :wink:

    [پاسخ]

  11. فاتحه ایی مهمان کنید مجلس هشتم را…

    [پاسخ]

  12. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر اهالی باصفای حزب الله.
    باز هم سپاس برای لینک های عالی.
    چه قدر پادکست زیبا بود.حس اخوت اسلامی.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    یا حق

    [پاسخ]

  13. شهید آینده گفت:

    سلام
    چی بگم والا؟!
    خیلی هم نباید به مجلس ششم سخت گرفت و ازشون ایراد!
    اینا که اصولگرا هستن مثلا! اینن وای به حال اونا که عملا بقل(بغل)!!آمریکا رقصیدن!
    حق که نه ولی خیلی هم کاراشون دور از انتظار نبودا!قبول دارین؟

    [پاسخ]

  14. بیتا گفت:

    به نظر من امنیت معیشتی سیاستمداران یک کشور که مسئولیت تصمیم گیری های اساسی رو دارن، باعث می شه که رشوه گیری و فساد کمتر بشه. هر چند که به نظرم مهمترین جایی که این اتفاق باید بیفته در قوه قضاییه است، ولی اگه واقعا این تصمیم در جهت این هدف باشه شاید تصمیم بدی نباشه.

    یه کم با وضعیت الان که این همه مسئولین قبلی دولتی و سیاسی زندانی سیاسی هستن متناقضه البته. ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اس.

    من به عنوان یه شهروند دلم می خواد نمایندگان مجلس قاضی ها و سیاستمدارانی که دسترسی به این همه اطلاعات دارن و اینقدر تصمیم گیری هایشون برای سرنوشت همه مهمه، مجبور نباشن نگران وضع زندگیشون باشن. چون این نگرانی ها باعث می شه آدمها در مقابل پیشنهاد های رشوه ضعیفتر غمل کنن.

    اگه کسی احساس کنه 5 سال دیگه خرج بچه هاشو تداره که دربیاره ممکنه اش بیشتش بلغزه وقتی کسی بهش بگه من اینقدر می دم تو فلان حکم رو یا فلان رای رو بده.

    [پاسخ]

  15. sajjad گفت:

    سلام آقای صفای عزیز
    ولی این مصوبه نبود فقط یک استفساریه بود درباره قانونی که سال86تصویب و به تایید شورای نگهبان رسیده بود.من انتقادم به شما این است که به این بزرگواران شورای نگهبان هیچ انتقادی وارد نمی فرمایید.

    [پاسخ]

  16. […] کنیم؟ •  نقدی بر یک مبتذل نوشتِ انتخاباتی •  برای این مصوبه‌ی مجلس فقط می‌توان گفت: انالله و انا… • “شریعتمداری” ، “توکلی” پیوندتان مبارک […]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: