وکیلانه » » شکوفه‌هایی که امسال بابا ندارند…
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
شکوفه‌هایی که امسال بابا ندارند…
۱ام, مهر ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۳۸]

زهرای ما امسال کلاس اولی‌ ست. یک‌ماهی می‌شود که شکوفه بودن‌ش حال و هوای همه‌ی ما را عوض کرده و درگیر فضای روحی‌ش هستیم. از خریدن لوازم التحریر گرفته که هر کدام از لوازم‌ش قصه‌ایی جدا دارد تا دوختن روپوش قشنگ‌ و کفش‌های زیبای سفید‌ و کیف صورتی‌ش. سه ‌شنبه که فردای‌ش جشن شکوفه‌ها بود، راس ساعت ۱۰ شب به اجبار چراغ‌ها و تلوزیون و همه چیز را خاموش کرد که برویم بخوابیم نکند فردا خواب بمانیم. صبح علی الطلوع هم بیدار شده بود، روپوش بنفش قشنگ‌ش را پوشیده بود، مقنعه‌ی سفید‌ش با آن گل زیبای گلبه‌ایی که گوشه‌اش جا خوش کرده بود را سرش کرد و قبل از اینکه وارد اتاق بشود از پشت در ِ اتاقِ خودش داد زد: “تو رو خدا وقتی اومدم نخوریدم!“.
الحق هم که خوب هشداری داده بود. وقتی وارد اتاق شد آنقدر ناز و خواستنی شده بود که آدم از دیدن‌ش سیر نمی‌شد. به جرات می‌توانم بگویم بهترین لحظه‌ی زندگی یک پدر و مادر، دیدن دخترشان در چنین پوششی و در چنین صبحی است.

وقتی زهرا خانوم را به مدرسه رسانیدم، از دیدن چهره‌ی دیگران هم می‌شد قشنگ چنین لذتی را فهمید که چقدر همه خوشحال‌‌ که چه عرض کنم مافوق خوشحال‌ند. مادر‌ش و مادر‌م پیش زهرا خانوم ماندند.

در مسیر مدرسه‌ تا دفتر کارم داشتم خدا را شکر می‌کردم بابت چنین نعمتی که ناخودآگاه به ذهنم رسید، این روزهای اول مهر و شاید حتی همین جشن کلاس اولی‌ها، چه شکوفه‌هایی که به مدرسه می‌روند و بابا ندارند…

در ذهنم مرور می‌کردم، دختر شهید رضایی نژاد، دختر شهید محمد جعفرخانی، یا شاید پسر‌ شهید عباس عاصمی یا شهید حسین پور؛یا شهید مجتبی بابایی نژاد، یا شاید…‌؛  اینهمه پاسدارای که امسال برای مقابله با پژاک آسمانی شدند.

در فکر همین شکوفه‌های بی بابا بودم و اینکه اگر چه صدا و سیمای ما نهایت کم‌لطفی را در حق این شهدا انجام داد اما مهم نیست، خانواده‌های شهدا در ذهن مردم عزیز بوده و هستند و خواهند بود.

داشتم فکر می‌کردم سال گذشته همین موقع‌ها بود که در مراسم رژه‌ی نیروهای مسلح در مهاباد، بمب گذاری شد و آنجا هم چقدر شکوفه که بی بابا شدند و سال قبل از آن هم ترورهای ناجوانمردانه‌ی دانشمندان و سال‌ قبل از آن جنایت‌های “ریگی” و همینطور سال‌های قبل. و به طور کلی در این سی و اندی سال چقدر شکوفه که بی‌بابا شد و چقدر انسان‌های بی‌گناه که تا آخر عمر داغدار شدند.
بعد تعجبم گرفت! از کسانی که با وجود این‌همه واقعیت، هنوز ادعا می‌کنند جمهوری اسلامی توهم توطئه دارد و به دروغ دشمن‌سازی می‌کند! به نظر شما این‌گونه افراد  واقعیت‌های جامعه‌ی ما را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  تصویر اول این پست، عکسی از اپیزود سوم فیلم “خداحافظ رفیق”، به نام “گل شیشه‌ایی” (+) است. کاری فوق العاده لطیف و تاثیرگذار با یک موسیقی عالی (+)



۳۸ دیدگاه برای “شکوفه‌هایی که امسال بابا ندارند…”

  1. سلام
    اول اینکه واقعا خوشحالم که بعد از چند روز شاهد متن جدید هستیم در اینجا
    بعد هم با خواندن این متن شما یک عالمه حرف به ذهنم آمد. یک عالمه فاصله در ذهنم تداعی شد
    فاصله ای که میان من و برادرزاده ده ساله م در درک شهادت هست
    گاهی به این فکر می کنم که این بچه های نازنین چطور می خواهند با هم کلاسانی سر کلاس بنشینند که به خاطر امنیت اطرافشان هیچ تصوری از شهادت و شهادت طلبی ندارند. یعنی دارند اما آن را به جنگی که گذشت مربوط می دانند/ تقصیری هم ندارند. وقتی در همین سیمای ملی هیچ خبری از این بچه ها نیست، این مفهوم را چگونه باید درک کنند؟

    [پاسخ]

  2. سلام.
    عکس اول محشره. قصه ی سوم این فیلم فوق العاده زیبا و تأثیر گذار بود. گاهی اوقات بعضی فیلم ها، نوشته ها، شعرها یا هر اثر هنری دیگر مثل یک الهام است. نمی دونم واقعی بود یا نه ولی خیلی تأثیر گذار بود حداقل روی من.
    الهی! اون جمله آبی پستتان خیلی شیرین بود.
    عکس آخر یک دختر کوچولوی شیرین است که نمی تونم درک کنم چه طور با صحنه ی ترور شدن پدرش کنار میاد.
    آقای صفا؟ گاهی اوقات کم لطفی از خودمان است. از نگاه خودمان، از اندیشه ی خودمان. از حق نگذریم صدا و سیما وظیفه اش را خوب انجام می دهد. به یاد بیاریم به تعداد اثر انگشت های متفاوت سلیقه های متفاوت داریم.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۵:

    علیکم الســـلام
    در خصوص “خدا حافظ رفیق” کاملا با شما موافقم.
    در مورد صدا و سیما اما منظورم پرداختن ِ ولو خبری به شهدای مقابله با پژاک بود. من که چیزی ندیدم. آیا جا نداشت شبکه ۳ که اینهمه به ورزش اهمیت می‌ده این اقدام پهلوان کشتی که در متن هم به‌ش لینک دادم رو پوشش بده؟

    [پاسخ]

  3. بنيامين گفت:

    * در راستای اعتراض به عدم محاکمه سران فتنه و توهینهای مکرر کروبی- موسوی- خاتمی- فایزه و مهدی هاشمی و اکبر هاشمی به اعتقادات ارزشی و دینی مردم ایران و نیز سکوت ننگین خواص بی بصیرت در فتنه ۸۸ و تنها گذاشتن رهبر عزیزمان در مقابل قاسطین و مارقین و ناکثین، ما وبلاگ نویسان ارزشی اعتراض خود را به حضور خواص بی بصیرت و مثلث ساکتین یعنی محسن رضایی- محمدباقر قالیباف و علی لاریجانی در جبهه اصولگرایان اعلام می کنیم.

    ما اعتقاد داریم که ننگ فتنه۸۸ دامن بسیاری از اصولگرانماها و راستهای ناراست را رها نخواهد کرد و وجود بسیاری از انها در جبهه اصولگرایان توهین به شعور سیاسی ملت ایران است. ما اعتقاد داریم که “این ۳ نفر مصداق کامل جریان انحرافی هستند که در دستگاههای زیربط خود در حال پیگیری منویات منحرفانه خود هستند”. این سه نفر در کنار سایر اصولگرانماها بدانند در جبهه اصولگرایان جایی ندارند و باید یکبار برای همیشه تکلیفشان مشخص شود.

    دوستان وبلاگنویس ضمن تجدید بیعت با آرمانهای بلند امام و شهدا و رهبر عزیزمان و حمایت از دولت خدمتگزار ولایت شناس، اعتراض خود را نسبت به حضور اصحاب فتنه و مثلث انحراف در جبهه اصولگرایان اعلام نمایند و با درج یادداشت در وبلاگ خود ما را در این خیزش رسانه ای یاری نمایند. ضمنا بعد از نوشته هر مطلب به ما اطلاع دهید تا مطلب شما لینک شود. به امید پیروزی حق بر باطل. اندکی صبر سحر نزدیک است*

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۱:

    در کنار این خیزش رسانه ای، یه مسابقه تعداد فحش و توهین و تهمت در یک پاراگراف هم بزارین. شاید خودتون برنده شدین.

    [پاسخ]

  4. عبدالله گفت:

    یا وارث

    موضوع انشاء:تابستان خود را چگونه گذراندید؟

    به نام خدا
    بی او…

    یا حق

    [پاسخ]

  5. عبدالله گفت:

    یا وارث
    یک تابستان روزهایش را شمرده بود تا کیفش را بردارد و تا مدرسه بدود.
    وقتش رسیده بود.می دوید.
    از جلوی کودکان سر چهارراه هم می دوید…
    یا حق

    [پاسخ]

  6. عبدالله گفت:

    یا وارث
    کاش هیچ بابایی دست کودک دلبندش را نمی گرفت و تا مدرسه نمی برد.
    شاید مادری با بغض دست کودکش را در دست بابای مدرسه بگذارد…
    شاید آن کس که روز اول اشک می ریزد لوس نباشد
    شاید او دلتنگ بابا است…
    یا حق

    [پاسخ]

  7. عبدالله گفت:

    یا وارث
    پرسیدم:اسم مدرسه ات چیه؟
    گفت:شهید فهمیده
    گفتم:می شناسیش؟
    گفت:آره.برای اینکه با عراقی ها بجنگه نارنجک رو بست به خودش و رفت زیر تانک.تانک دشمن هم ترکید.
    بعد کمی فکر کرد و گفت:
    اگه من بودم نارنجک رو مینداختم و زود می رفتم پشت دیوار قایم میشدم تا کسی پیدام نکنه.
    اگه من بودم…
    یا حق

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۶:

    شاید اگر بساط دنیای مجازی اون زمان بود، روز بعد از شهادت حسین فهمیده شاهد تحلیل‌هایی بودیم که حالا یه پسر ۱۳ ساله نفهمیده یه کاری کرده، چرا اینقدر بزرگش می‌کنید؟!

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۴:

    :lol:

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۷:

    شاید یه جنبشی، جریانی چیزی هم راه میفتاد.. یا مثلا یه ngoدر رد شرکت نوجوانان در جنگ..یا مثلا حفظ سلامتی از اوجب واجبات است..یا مثلا یک جریان که پدر و مادر شهید فهمیده رو به کم کاری محکوم میکرد یا شاید…

    [پاسخ]

  8. عبدالله گفت:

    یا وارث
    مَنْ حَفِظَ مِنْ شیعَتِنا ارْبَعینَ حَدیثا بَعَثَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقیامَهِ عالِما فَقیها وَلَمْ یُعَذِّبْهُ.

    هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ کند و به آن ها عمل نماید ، خداوند او را دانشمندى فقیه در قیامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.

    امام صادق (ع)

    یا حق

    [پاسخ]

  9. عبدالله گفت:

    یا وارث
    لایَکْمُلُ إ یمانُ الْعَبْدِ حَتّى تَکُونَ فیهِ أ رْبَعُ خِصالٍ: یَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَسَیْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَیُمْسِکُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَیُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ.

    ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش حق الله ، حق الناس را بپردازد.
    امام صادق(ع)
    یا حق

    [پاسخ]

  10. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    سالروز شهادت حضرت امام صادق (علیه السلام) رو تسلیت عرض میکنم.

    آقای صفا! چه حرفی میزنید؟!
    چشمشون کور! دندشون نرم! میخواستن نرن بجنگن. مگه بقیه که نرفتن و الانم طلبکارن چی شد؟!
    به قول یکی ماکه سر یه شط دعوا نداشتیم که!
    این سپاهی های مزدورم نمیرفتن با پژاک بجنگن! جنون دارن دیگه! توی این اوضاعی که همه به فکر سکه روی سکه گذاشتن هستن، مغزشون تکون خورده که میرن پاسدار میشن، هزار و یه انگ هم به جون میخرن، تازه جونشون هم میدن. بچه هاشون بی بابا میشن، همسراشون بی همسر، بعدش هم میگن که اینا به خاطر ره بر رفتن، به خاطر اسلام رفتن، نه به خاطر ایران.نه به خاطر خدا!! آدم عاقل این کارو میکنه آخه؟!! نه!
    اصلا واسه چی انقلاب کردن که حالا بخوان ازش پاسداری کنن؟!
    الان عربستان رو ببینید! نه یه دونه کارخونه داره نه هیچ تولیدی! یک اسلام بی دردسر! مردم از صبح تاشب توی مسجدالحرام خوابن!یادارن نماز میخونن! دین رو چه کار به سیاست! عربستان راضی! مردمش راضی!آمریکا راضی! گور بابای ناراضی!
    قبل از انقلاب هم ما همین بودیم دیگه! راحت! نه ما کاری به کسی داشتیم! نه کسی کاری به ما! کیف دنیا رو میکردیم.
    نه فقری!نه فلاکتی!نه دروغی! نه انتخاباتی! نه اسلامی! نه حجابی! همه راحت بودن!
    حقشونه. همه خانواده های شهدا،جانبازان،انقلا بیون، ارزشیها همه از دم حقشونه هربلایی سرشون بیاد.. اصلا اینا هم خودشون رو بدبخت کردن، هم اونایی که نمیخواستن این اوضاغ رو!
    بیکار بودن دیگه..حالام حقشونه..
    ننویسید از این چیزا..ننویسید..
    من کاملا روز اول مدرسه رو یادمه!! همه اش تقصیر بابامه!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۴:

    هر زمانی یه جنگی شد، یه تیکه از ایران رفت، ولی وقتی انقلاب شد با فشار ۳۲ کشور جهان حتی یک وجب از این خاک هم نرفت. حالا برخی‌ها باید فکر کنن که حتی در ملی گرایی هم چقدر از شهدا عقب هستند. اگر ما برای نوادگان شهدا هم بزرگترین امتیازات رو قائل باشیم، باز هیچ کاری نکردیم. ما تا ابد شرمنده شما فرزندان شهدا هستیم.
    هفته‌ی گذشته یه کاری داشتم اداره نظام وظیفه، صف بسیار طولانی داشت. یه مرد میانسالی لنگان لنگان اومد اول صف که از مسول یه سوالی بپرسه ببینه اگر کارش مربوط به اینجا می‌شه بمونه توی صف اگر نه که معطل نشه. یهویی همه که بلااستثناء جوون هم بودن با یه لحن خیلی تندی به‌ش اعتراض کردن که چرا رفتی جلو. بنده خدا هم با یه حالتی اومد عقب ایستاد و معذرت خواهی کرد و توضیح داد که فقط یه سوال می‌خواسه بپرسه که بمونه یا نه، نیگا کردم برگه‌ی اعزام به جبهه و یکسری مدارک جانبازی دست‌ش بود سوال پرسیدم گفت کشاورزه، رزمنده بوده و جانباز تا حالا هیچ وقت پیگیر کارش نبوده ولی حالا واسه یه کاری کارت پایان خدمت می‌خواد، ظاهراً نوجونی‌ش جبهه بوده و جانباز شده، خیلی شرمنده شدم اون روز خیلی. کار خودم رو رها کردم رفتم یه مسولی گیر آوردم گفتم این چه وضعیه آخه. کمترین کار این بوده که کارت پایان خدمت این بزرگواران رو ببرید در خونه تقدیم‌شون کنید نه اینجوری. اومد پیگیر شد و خواست کارش رو را بندازه زودتر که جانبازه مانع شد، گفت نمی‌خوام سوءاستفاده (!) کنم….

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۴:

    اگر جو اینجا هنوز مثل قبل بود و حسینیه ای.. مینوشتم با خوندن این کامنت شما چه حالی شدم. یا مینوشتم که توی بعضی از بحثها چقدر دلم میسوزه. یا مینوشتم در مورد بعضیها چطور فکر میکنم. یا مینوشتم وقتی میرم گلزار بعد از مزار پدرم، میرم سر مزار شش تا شهید پاسداری که توی عملیات غرب شهید شدن.. انقدر حرفها هست که توی گلوم گیر کرده..تاقبل از انتخابات پارسال همه ی فکر و ذکرم مبارزه با دشمن بود.. بعد از انتخابات بیشتر وقتم توی بحثهای بی سرانجام با هموطنهایی تلف میشه که کمترین تلاش رو برای آبادانی کشور داشتن و بیشترین انتظار رو دارن.
    آقای صفا! بی تعارف بگم.. انقدر بعضی از هموطنهام ذهنم رو مشغول کردند به سهمیه ی دانشگاه که استفاده کردم و خیلی از چیزهایی که گفتند و نبود و استفاده نکردم، اصلا تا حالا به این فکر نکرده بودم که روز اول مدرسه پدرم نبود!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۱:

    ….بعد از انتخابات بیشتر وقتم توی بحثهای بی سرانجام با هموطنهایی تلف میشه که کمترین تلاش رو برای آبادانی کشور داشتن و بیشترین انتظار رو دارن…..

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶:

    سلام
    خوبه که میشناسمت و میدونم که داری به در میگی که دیوار بشنوه

    میدونم که …
    اصن بیخیال. مهم نیست من چی میدونم
    مهم اینه که الان شما داری فعالیت نامتقارن مثبت می کنی به عبارتی:)

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۳:

    من کاملا روز اول مدرسه رو یادمه!! همه اش تقصیر بابامه!….
    شرمنده ایم بزرگوار….

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۱:

    نفرمایید آقا رضا..بزرگوارید..

    [پاسخ]

  11. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سخنرانی دکتر و باز حرف خالی بودن صندلی ها.
    یکی نیست بگه اونا میرن که زودتر فیلم سخنرانی رو ذخیره کنند و به تعداد موهای سرشون گوش بدن و بعد نقشه بکشند و خب بیش فعالان به درد نخورند دیگر.
    تو چرا کانال رو عوض می کنی که بعد مجبور بشی در نت دنبالش بگردی؟
    آخه اگه مهم نیست پس چرا یهویی مهمه؟؟؟
    تکلیفت با خودتم روشن نیست ها!!!
    یا حق

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۱:

    همینو بگو
    از اینطرف بلند میشن میرن اما از اون طرف اکثر شبکه های مهم خبری دنیا تا اونجایی که من پیگیر بودم کم کم ۳ تا ۴ ساعت متناوب تحلیل داشتن روی صحبت های دکتر .
    اینا خودشون هم پیچیده شدن توی خودشون با این سوالات
    انصافا طرح سوالات امسال خیلی کار جالبی بود

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۰:

    این نمونه ی بارز “آزادی بیانه”. یعنی ما هرچی دلمون خواست میگیم، اما بقیه اگر هر حرفی دلشون خواست گفتن، درست و غلطش مهم نیست، اگر خوشمون نیاد بلند میشیم میریم. این یعنی ” آزادی بیان”..

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۹:

    یه ضرب المثلی هست میگه چوب رو که برداری …. :wink:

    [پاسخ]

  12. افق گفت:

    ببخشید میشه اینجا یک نفر لطف کنه چند تا جمله در مورد حضرت صادق (علیه السلام)بنویسه. جریان این نوشته ی صادقیه که لینک شده چیه؟!

    [پاسخ]

  13. اصلاح طلب گفت:

    دوستان طوری کامنت گذاشتن که اگر کسی ندونه فکر میکنه ایشون در حال سازندگی و جنگ و جبهه هستن و الباقی مردم در حال فتنه و سنگ اندازی.
    یک نگاهی به اسامی شهدای نامدار جبهه و کابینه جنگ بکنید برای تقویت حافظه بد نیست.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۰۸:۵۰:

    سلام
    ببخشید ایشون ینی چه کسی؟ :?:

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۰:

    سلام
    منظورم فرد خاصی نبود کلیت فضای کامنتها این طور بود، یک جور خود بر حق بینی، خود صاحب انقلاب و جنگ بینی!
    فرماندهی کل قوای جنگ رو امروز خواص بی بصیرت صدا میزنن و مدیر اقتصادی دوران جنگ در حصر هست.
    اگر به ادعای سهیم بودن در جنگ قرار باشه کسی حرفی بزنه، خدا پیغمبری همین کسانی که امروز لقب فتنه گر گرفتن از همه بیشتر حق دارن که حرف بزنن، ولی افسوس که وقایع صدر اسلام دوباره عینا تکرار شد، همون خانه نشینیها و همون به بیت هجوم آوردنها و همون فشار آوردنها برای گرفتن بیعت برای امیرالمومنین.
    حالا کسانی که دوران زندان رفسنجانی در رژیم سابق هنوز به دنیا نیومده بودن و یا دوران پرفشار نخست وزیری مهندس موسوی یه قل دو قل بازی میکردن ادعای ارث از جنگ می کنن.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۵:

    راستش رو بخواید جناب اطلاح طلب اصلا توقع ندارم منظورم رو بفهمین وقتی میگم صاحبان اصلی جنگ و انقلاب مردمند
    شمایی که با من در اولین اصول اختلاف عقیده دارید قطعا معنی خیلی حرفهای من رو نمی فهمید
    فرمانده کل قوا از وقتی من یادم میاد فقط و فقط ولی فقیه زمان بوده.البته بودن کسان دیگه. اما چون با لباس زنانه اقدام به فرار کردند روشن شد که فقط آن کسی می تونه فرماندهی کل قوا رو به عهده بگیره که شایسته زعامت بر همه امور یک جامعه است. یعنی ولایت فقیه

    بعد هم نمی دونم اونهایی که شما به نقششون در جنگ دل میسوزونید الان به غیر از اغراض سیاسی هدف دیگه ای ترغیبشون بکنه که این برچسب رو بر خودشون تحمل کنن یا نه؟! هر چی نباشه الان معتقد هستن که باید با شتاب و سرعت تمام به آغوش آمریکا و ایادی اش پناه برد و یقینا دفاع مقدس مردمی ما برای این اتفاق نوعی لکه ننگ به حساب میاد

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸:

    این رو هم یادم رفت بگم
    فرزندان یکی از این آقایون وقتی پدران من و دوستانم مشغول جنگ بودن( و البته بعضی هاشون هیچ وقت برنگشتن) رفته بودند خارج برای تحصیل علم
    البته ایرادی نداره. قرار نبود همه در یک جبهه بجنگن.برنامه این بود که همگی بعد جنگ و تحصیل و غیره اونایی که موندن بیان و به مملکت خدمت کنن و حالا کاملا واضحه که کدوم یکی به وظیفه شون خوب عمل کردن

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۱:

    بسم الله!!!
    فرمانده کل قوا منظور آقای هاشمی بود؟ مدیر اقتصادی هم منظور آقای موسوی؟!!
    هر طور حساب میکنم نمیتونم درک کنم. فرمانده کل قوا به اسم هم، فکر کنم لباس زنونه پوشید فرار کرد! بعد هم که خود حضرت امام (ره) بودند! فکر کنم اشتباه کردم فکر کردم منظورتون آقای هاشمی بود نه؟
    در مورد اون مدیر اقتصادی هم که گفتید اگر اشتباه نکنم در صحیفه حضرت امام (ره) نامه استعفای ایشون هست. این چجور ادعاییه؟! کسی که در سخت ترین و بدترین شرایط جاخالی میده که نمیتونه ادعایی داشته باشه که!
    بعد از همه ی اینها هم من فکر نکنم اصلا اینجا کسی ادعای ارث از جنگ داشت! متن آقای صفا که درباره ترورهای بعد از انقلاب بود. منم که پریدم اون وسط بحث رو عوض کردم، نه ادعا داشتم نه طلب. بقیه دوستان هم همینطور بودن فکر کنم.
    یک نکته ای هم عرض کنم که چه شما بپذیری و چه نپذیری من و امثال من وارث جنگ هستیم. اما نه به اون معنا که شما فکر کردید. برادر من که جشن تولد یکسالگیش رو با قاب عکس پدرم گرفت، خواهی نخواهی وارث جنگه. دوست من که ادای کلمه ی بابا براش ثقیله وارث جنگه. پدرومادرهای شهدا که اغلبشون روزهای آخر زندگیشون آلزایمر میگیرن و تنها چیزی که یادشون میاد نحوه شهادت فرزندشونه وارث جنگن. برادر شهیدی که فقط عروسک خواهر شهیدش از زیر آوار به دستش رسید وارث جنگه. این چیزها انقدر برای ما و شما تکرار شده که عادی شده، وگرنه هرکدومش باور کنید به اندازه یه رمان حرف برای گفتن داره. کاش امکان این وجود داشت که با همین دونفری که فرمودید یه صحبتی میکردید. الان که فضای جامعه کمی بازتر شده و خیلیها منویات درونیشون رو خیلی راحتتر از قبل بیان میکنند در مورد جنگ میپرسیدید. بعید میدونم حرفهاشون با حرفهای آقای زنگنه که درست یا غلط در سایتها خوندم فرق داشته باشه.

    چقدر طولانی شد. ببخشید. اما در این کامنت شما هم باز جدایی یک طیف از طیف دیگه دیده میشه. تو رو خدا انقدر از هم جدا نکنید مردم رو.
    “اگر کسی ندونه فکر میکنه ایشون در حال سازندگی و جنگ و جبهه هستن و الباقی مردم در حال فتنه و سنگ اندازی.” بقیه مردم کی هستن؟ شما میدونید چه تعداد از مردم ما خانواده ایثارگر هستند؟
    بیایید سعی کنیم به جای جدا کردن مردم از هم به هم کمک کنیم هر کسی در هر زمینه ای که سررشته داره، شروع کنه به فعالیت. به سازندگی. سیاسی شدن مردم یک جامعه غیر از تلف کردن زمان هیچ فایده ای نداره.

    [پاسخ]

  14. امام جعفر صادق(ع):

    چهار چیز نشانه نفاق است:
    سنگ دلی
    اشک نریختن
    اصرار بر گناه
    و حرص بر دنیا

    [پاسخ]

  15. عبدالله گفت:

    یا وارث
    فردا قرار است همه خوشحال و خندان به محل تحصیل بروند.
    فردا قرار است صبح گیر آن چنان ترافیکی بیفتیم که خدا داند.
    با دلی پر از استادها و کلاس هایشان رساله ی حقوق را دستم می گیرم تا انتقاد را با زیر پا گذاشتن حقی اشتباه نگیرم.
    حق معلم
    چه قدر واژه ی معلم دلنشین تر از استاد است.
    چه معلم های خوبی داشتم و دارم.از حقیقستان تا مجازستان.
    استاد اجازه
    اگر روزی خیلی ماه شدی معلم صدایت می زنم.
    یا حق

    [پاسخ]

  16. عبدالله گفت:

    یا وارث
    حق معلم
    و حق معلمت این است که او را بزرگ شمرده و جلسه درسش را محترم بداری و به درسش خوب گوش دهی و به وی کاملا توجه کنی و صدایت را در مقابل استاد بلند نکنی و پاسخ هیچ یک از سوال کنندگان او را ندهیتا خود پاسخ گوید و در مجلس او با کسی سخن نگویی و از کسی غیبت نکنی و هرگاه در حضور تو از او به بدی یاد شود از او دفاع کرده عیوبش را پنهان و فضایلش را آشکار کنی و با دشمن او ننشینی پس هنگامی که چنین کردی فرشتگان خداوند گواهی می دهند که تو آهنگ خدا کرده و دانش معلم را به خاطر خدا فرا گرفته ای نه به خاطر مردم.
    رساله ی حقوق امام سجاد(ع)
    یا حق

    [پاسخ]

  17. بنام خدا
    وبلاگی برای معرفی بیشتر شهید مجتبی بابایی زاده از شهدای عملیات بر علیه گروهک پژاک راه اندازی شده است.
    وصیت نامه زندگینامه تصاویر و خاطرات این شهید بزرگوار را میتوان در آدرس زیر مشاهده کرد.
    shahidmojtaba-babaei.persianblog.ir

    [پاسخ]

  18. […] اسرائیل “مادر شهید مصطفی احمدی” است •   شکوفه‌هایی که امسال بابا ندارند…  • چه کسانی اقتصاد سرمایه‌داری را به ما توصیه […]

  19. fesghel گفت:

    واقعا خیلی زیبا درد دل بچه ها رو نوشته اید …….
    اشکمو در اوردین………….. :cry: :cry: :cry: :? :?

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: